English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
algolagnia درد دوستی جنسی
Other Matches
androgen هورمونهای جنسی که باعث ایجاد صفات ثانویه جنسی درمرد
estrogen هورمن جنسی زنانه که موجب بروز سفات جنسی ثانویه زنان میشود
erogenous ارضاکننده تحریکات شهوانی و جنسی محرک احساسات جنسی
exhibitionism نوعی انحرافات جنسی که دران شخص بوسیله نشان دادن الت جنسی خود احساسات شهوانی رافرومینشاند عریان گرائی
isogamete سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
sex احساسات جنسی روابط جنسی
sexes احساسات جنسی روابط جنسی
oogamete سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
fellowships دوستی
philogyny زن دوستی
friendships دوستی
fellowship دوستی
uxoriousness زن دوستی
sodality دوستی
peace دوستی
togetherness دوستی
brotherliness دوستی
friendship دوستی
brotherly ازروی دوستی
humanitarianism بشر دوستی
altruism نوع دوستی
philanthropy بشر دوستی
ties of friendship قیودیاعلاقه دوستی
wanderlust اوارگی دوستی
under cover of frind ship بعنوان دوستی
the utmost love منتهای دوستی
taphophilia گور دوستی
fraternal love دوستی برادری
fraternization دوستی کردن
algophilia درد دوستی
lastering friendship دوستی پا بر جا یا ثابت
love feast عید دوستی
motherly love دوستی مادرانه
negrophilism دوستی بازنگیان
negrophilism سیاه دوستی
paternal love دوستی پدرانه
philoprogenitiveness بچه دوستی
professed love دوستی زبانی
protestation of frienship ادعای دوستی
ritualism تشریفات دوستی
self love خود دوستی
excessive love دوستی زیاد
ophilia مار دوستی
to make friends with anyone با کسی اشنایی یا دوستی
The bonds of friendship (affection). رشته دوستی والفت
humanitarianism فلسفه همنوع دوستی
gregariously از روی جمعیت دوستی
humanitarianism مسلک بشر دوستی
Some friendship ! This is a fine way to treat a friend ! معنی دوستی را هم فهمیدیم
fawns افهار دوستی کردن
fawned افهار دوستی کردن
fawn افهار دوستی کردن
cozy up to (someone) <idiom> باکسی دوستی برقرارکردن
bibliomania جنون کتاب دوستی
breach of friendship بهم زدن دوستی
ties of friendship انچه دوستی اقتضامیکند
sportsmanship ورزش دوستی مردانگی
liquorish حاکی ازنوشابه دوستی
endearing از روی دوستی و محبت
electrophilic addition افزایش الکترون دوستی
kiss of death دوستی خاله خرسه
patriotically از روی میهن دوستی
electrophilic attack حمله الکترون دوستی
philosophically ازراه حکمت دوستی
theocentricity توجه بخدا خدا دوستی
nucleophilic aromatic substitution استخلاف هسته دوستی اروماتیکی
they are sworn frends با هم پیمان دوستی بسته اند
He came under the guise of friend ship . درقالب دوستی ظاهر ( وارد ) شد
theocentrism توجه بخدا خدا دوستی
electrophilic aromatic substitution استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
humanism نوع دوستی ادبیات وفرهنگ
He did it out of friendship. ازروی دوستی اینکار راکرد
i reckon اطمینان به دوستی کسی داشتن
they are sworn frends بیکدیگر سوگند دوستی خورده اند
(not) have anything to do with someone <idiom> نخواستن دوستی یا کار یا تجارت داشتن
i reckon روی دوستی کسی حساب کردن
haunts دوستی روحی که زیاد بمحلی امدوشدکند
to interrupt a friendship رشته دوستی را با کسی پاره کردن
haunt دوستی روحی که زیاد بمحلی امدوشدکند
wanderlust علاقه مند به سیاحت سفر دوستی
snake in the grass <idiom> دشمنی که وانمود به دوستی میکند (دشمن دوست نما)
Please accept this gift as a mark of my friendship. لطفا"این هدیه رابعلامت ونشانه دوستی من بپذیرید
humanism مسلک نوع پرستی و انسان دوستی ادبیات و فرهنگ
curry favor <idiom> هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن برای دوستی ویا کمک
backstabber خیانتکار [همکاری یا دوستی که قابل اعتماد در نظر گرفته شود اما پشت سر آدم حمله می کند ]
bisexuals دو جنسی
road sense جنسی
unisexual یک جنسی
ambisexual دو جنسی
diclinous یک جنسی
homogeneity هم جنسی
hermaphrodite دو جنسی
hermaphrodites دو جنسی
bisexual دو جنسی
unisex دو جنسی
generic جنسی
sexes جنسی
sexual جنسی
kind جنسی
kindest جنسی
gamic جنسی
sex جنسی
kinds جنسی
gynandrous نر و ماده دو جنسی
gender identity هویت جنسی
impotency ضعف جنسی
gamete یاخته جنسی
idols of the tribe اوهام جنسی
heteroerotism دگرخواهی جنسی
gametangium سلول جنسی
heterosome کروموزوم جنسی
haploid cell یاخته جنسی
heteroeroticism دگرخواهی جنسی
heterophilia دیگرخواهی جنسی
gynandromorphy ریخت دو جنسی
erotomania جنون جنسی
gonocyte سلول جنسی
gonad غده جنسی
inkind کمک جنسی
germ cell یاخته جنسی
multure مزد جنسی
Peeping Tom تماشاگر جنسی
sexual relations روابط جنسی
sexual receptivity پذیرندگی جنسی
sexual offences جرائم جنسی
sexual maturity بلوغ جنسی
sexual disorder اختلال جنسی
sexual development رشد جنسی
sexual delusion هذیان جنسی
sexual arousal برانگیختگی جنسی
sexual symbolism نمادگری جنسی
tax in kind مالیات جنسی
taxes in kind مالیات جنسی
sexual relations مقاربت جنسی
zygosis امیختگی جنسی
Y chromosome کروموزوم جنسی
venery مقاربت جنسی
Y chromosomes کروموزوم جنسی
unisexuality حالت یک جنسی
truckage مبادله جنسی
Peeping Toms تماشاگر جنسی
sexiness جاذبه جنسی
sexual perversion انحراف جنسی
sexual deviation انحراف جنسی
psycholagny خیالپردازی جنسی
sexual orientation گرایش جنسی
peepling tom تماشاگر جنسی
payment in kind پرداخت جنسی
sexual anomaly نابهنجاری جنسی
parasexuality نابهنجاری جنسی
psychosexual روانی- جنسی
renifleur بو پرست جنسی
scopophilia تماشاگری جنسی
sexual aberration انحراف جنسی
sex perversion انحراف جنسی
sex offenses جرایم جنسی
sex glands غدههای جنسی
sex differentiation تمایز جنسی
sex differences تفاوتهای جنسی
sex chromosomes کروموزومهای جنسی
Sexual assault تجاوز جنسی
paraphilia نابهنجاری جنسی
sexual intercourse امیزش جنسی
petting نوازش جنسی
sex education اموزش جنسی
anaphrodisia بی میلی جنسی
rapists متجاوز جنسی
rapist متجاوز جنسی
pansexualism جنسی نگری
autoeroticism خودانگیزی جنسی
autoerotism خودانگیزی جنسی
raping تجاوز جنسی
autosomal غیر جنسی
rapes تجاوز جنسی
raped تجاوز جنسی
sexuality تمایلات جنسی
sexuality عطش جنسی
sexual intercourse مقاربت جنسی
potency توان جنسی
lesbianism رابطه جنسی زن با زن
aphrodisiacs برانگیزنده جنسی
aphrodisiac برانگیزنده جنسی
heterosexuality دگرخواهی جنسی
eroticism تحریکات جنسی
eroticism تمایلات جنسی
voyeurism تماشاگری جنسی
sex appeal جاذبه جنسی
sexism تبعیض جنسی
sex discrimination تبعیض جنسی
asexual غیر جنسی
active algolagnia ازارگری جنسی
deviations انحراف جنسی
sodomy انحراف جنسی
coitus مقاربت جنسی
excitements برانگیختگی جنسی
excitement برانگیختگی جنسی
climaxes اوج جنسی
climax اوج جنسی
commodity money پول جنسی
impotence ضعف جنسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com