English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
dead ahead درست درسمت سینه ناو
Other Matches
dead ahead درست سینه
dead ahead درست در سینه ناو
bow wave موجی که از سینه کشتی تولید میشود موج سینه
righted درسمت راست
right درسمت راست
traverse حرکت درسمت
traverses حرکت درسمت
traversing حرکت درسمت
on the sunny side . درسمت آفتاب رو
righting درسمت راست
traversed حرکت درسمت
sinisteral واقع درسمت چپ
turn table سینی گردش درسمت
bears درسمت قرار گرفتن در سمت
bear درسمت قرار گرفتن در سمت
windage پیچ خوردگی حرکت دادن دستگاه درجه درسمت
leeboard ورق فلزی یاتخته واقع درسمت باد پناه قایق
crossing target هدفی که درسمت حرکت میکند هدف عبور کننده در مسیر رژه
brooches گل سینه باسنجاق سینه مزین کردن باسنجاق اراستن
brooch گل سینه باسنجاق سینه مزین کردن باسنجاق اراستن
joins تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
and تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
meet تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
coincidence function تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
join تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
intersections تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersection تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
meets تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
disjunction تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
either or operation تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
false 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
assertion 1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
conjunctions تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
union تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
alternation تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
conjunction تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
unions تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
tempered درست ساختن درست خمیر کردن
temper درست ساختن درست خمیر کردن
tempers درست ساختن درست خمیر کردن
judiciousness قضاوت درست تشخیص درست
be the spitting image of someone <idiom> درست مثل کسی بودن [درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
end on سینه به سینه شدن با دشمن روبرو شدن با دشمن یاچیزی
redbreast پرنده سینه سرخ سینه سرخ
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
EXOR تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
exjunction تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exclusive تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
heart سینه
ball flower گل سینه
bowing سینه
chest to chest سینه به سینه
bows سینه
white steaming light سینه
end on سینه به سینه
bosom سینه
forecastle سینه
bosoms سینه
breast سینه
breasts سینه
hearts سینه
thorax سینه
bust سینه
busted سینه
busting سینه
busts سینه
thoraces سینه
thoraxes سینه
bowed سینه
petto سینه
bow سینه
pulmonory سل سینه
mandrel or dril سینه
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
pectoralgia سینه درد
pectoriloquy صدای سینه
commission pennant پرچم سینه
pectorla fins بالهای سینه
peripeneumony سینه پهلو
rib-cages قفسه سینه
rib-cage قفسه سینه
chest قفسه سینه
chests قفسه سینه
underfoot زیر سینه
thoraxes قفسه سینه
on the bow درجهت سینه
thorax قفسه سینه
scatter pin سنجاق سینه
thoraces قفسه سینه
pectoral cross صلیب سینه
Union Jacks پرچم سینه
Union Jack پرچم سینه
rib cage قفسه سینه
ratite سینه پهن
brooch سنجاق سینه
targetting سینه حریف
targetted سینه حریف
targets سینه حریف
targeting سینه حریف
targeted سینه حریف
target سینه حریف
quartering wind باد سینه
pneumonic سینه پهلویی
poitrel سینه بند
pulmonitis سینه پهلو
brooches سنجاق سینه
chimney breasts سینه بخاری
pigeon breast سینه کفتری
preens سنجاق سینه
preening سنجاق سینه
preened سنجاق سینه
preen سنجاق سینه
crawls سینه خیز
crawled سینه خیز
crawl سینه خیز
chimney breast سینه بخاری
nap of the earth سینه مال
gasoem قفسه سینه
busty خوش سر و سینه
chesty سپر سینه
chesty خوش سینه
crawlingly سینه مال
corslet سینه بند
corslet زره سینه
corselet زره سینه
compass plane رنده سینه
lubber's line نشانگر سینه
To beat ones breast. سینه زدن
chest trap استوپ سینه
lumber's line خط سینه ناو
bustiest خوش سر و سینه
decolletage سر و سینه راباز
sternalgia سینه درد
forward turret توپ سینه
he beat his breast او به سینه خودزد
forward spring اسپرینگ سینه
head rope طناب سینه
heart ache سینه سوزی
foresail بادبان سینه
heart burninig سینه سوز
stomacher سینه بند
kist قفسه سینه
thoracic cage قفسه سینه
thoracic duct مجرای سینه
trim forward نشست سینه
chemisette پیش سینه
brisket سینه انسان
brisket گوشت سینه
shirt front پیش سینه
pneumonia سینه پهلو
breastplates زره سینه
breastplate زره سینه
bullrings حلقه سینه
bullrings چشمی سینه
bullring حلقه سینه
sputum خلط سینه
with folded arms دست به سینه
breast plate زره سینه
breast bone استخوان سینه
bowman ملوان سینه
bower anchor لنگر سینه
bow wave موج سینه
stertor صدای خس خس سینه
bow grace دفرای سینه
lungwort سینه دارو
line of attack سینه شمشیرباز
bullring چشمی سینه
napkin سینه بند
bodice سینه بند
bosom پیش سینه
bodices سینه بند
bows سینه کشتی
bowing سینه کشتی
forward به سمت سینه
face سینه کار
faces سینه کار
napkins سینه بند
bowed سینه کشتی
forwarded به سمت سینه
bosoms پیش سینه
bow سینه کشتی
robins سینه سرخ
robin سینه سرخ
on the bow در جهت سینه کشتی
groveling سینه مال رونده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com