Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
He is an authority on medical science .
درعلم پزشکی صاحب نظر است
Other Matches
in theory
درعلم نظری
rhetorician
عالم درعلم بدیع
rhetoricians
عالم درعلم بدیع
he is a prodigy of learning
درعلم معرکه است
jointer
صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
theologize
درعلم الهیات بحث کردن
cosmologist
دانشمند ومحقق درعلم عالم وجود
pyrotechnic
مربوط به استفاده ازاتش درعلم وهنر اتش بازی
professional service
تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
premedical
دوره مقدماتی پزشکی وابسته به پیش پزشکی
ENT medicine
پزشکی گوش و حلق و بینی
[پزشکی]
otorhinolaryngology
پزشکی گوش و حلق و بینی
[پزشکی]
owners
صاحب
owner
صاحب
master
صاحب
masters
صاحب
ownerless
بی صاحب
mastered
صاحب
padrone
صاحب
lord
صاحب
lords
صاحب
shop keeper
صاحب دکان
innkeepers
صاحب مسافرخانه
housemother
زن صاحب خانه
stock holder
صاحب سهم
housemothers
زن صاحب خانه
titlist
صاحب سندمالکیت
officer
صاحب منصب
officers
صاحب منصب
unowned
بی صاحب بیمالک
grantee
صاحب امتیاز
free ball
توپ بی صاحب
homeowner
صاحب خانه
homeowners
صاحب خانه
innkeeper
صاحب مسافرخانه
in power
صاحب مقام
in the saddle
صاحب اختیار
slaveholder
صاحب برده
landholder
صاحب ملک
land lady
زن صاحب ملک
benefactors
صاحب خیر
permit holder
صاحب جواز
laird
صاحب زمین
lairds
صاحب زمین
titled
صاحب لقب
stray
جانور بی صاحب
feudatory
صاحب تیول
feudary
صاحب تیول
assayer
صاحب عیار
concessioner
صاحب امتیاز
concessionary
صاحب امتیاز
concessionaire
صاحب امتیاز
Distinguished . Titled.
صاحب عنوان
manufacturers
صاحب کارخانه
manufacturer
صاحب کارخانه
signatories
صاحب امضا
office-holder
صاحب مقام
signatory
صاحب امضا
official
صاحب منصب
waif
مال بی صاحب
office-holders
صاحب مقام
planters
صاحب مزرعه
building owner
صاحب کار
lessor
صاحب ملک
landowners
صاحب ملک
nursery man
صاحب قلمستان
licensee
صاحب جواز
notary public
صاحب محضر
no man's land
سرزمین بی صاحب
sovereigns
صاحب سیادت
employer
صاحب کار
monopolist
صاحب انحصار
landowner
صاحب ملک
benefactor
صاحب خیر
landladies
زن صاحب ملک
landlady
زن صاحب ملک
of consequence
صاحب شان
officiary
صاحب منصب
licensees
صاحب جواز
industrialist
صاحب صنعت
industrialists
صاحب صنعت
restaurateurs
صاحب رستوران
shareholder
صاحب سهم
shareholders
صاحب سهم
stockholder
صاحب سهم
owner of a property
صاحب ملک
stockholders
صاحب سهم
restaurateur
صاحب رستوران
printer
صاحب چاپخانه
printers
صاحب چاپخانه
clear-sighted
صاحب نظر
licence owner
صاحب امتیاز
sharecropper
صاحب نسق
shipowner
صاحب کشتی
beneficent
صاحب کرم
master of the time
صاحب الزمان
strays
جانور بی صاحب
straying
جانور بی صاحب
manufaturer
صاحب کارخانه
man of place
صاحب مقام
man of place
صاحب منصب
resolute
صاحب عزم
liege
صاحب تیول
seignior
صاحب تیول
restauranteur
صاحب رستوران
employers
صاحب کار
inviolable
صاحب حرمت
sovereign
صاحب سیادت
master
ارباب صاحب
planter
صاحب مزرعه
mastered
ارباب صاحب
masters
ارباب صاحب
office-holder
صاحب منصب دولت
endowed
صاحب مال و مکنت
pooh bah
صاحب چندین مقام
owner's risk
ریسک صاحب کالا
placeman
صاحب منصب اداری
prosecuting attorney
صاحب منصب پارکه
lord paramount
صاحب تیول عمده
wharfinger
صاحب لنگرگاه یابارانداز
chartered companies
شرکتهای صاحب الامتیاز
challenge round
مبارزه با صاحب عنوان
innholder
صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
to come into a property
مالی را صاحب شدن
office-holders
صاحب منصب دولت
res nullius
مال بلا صاحب
i own that house
من صاحب ان خانه هستم
estray
جانوراواره وبی صاحب
title-holders
صاحب سند مالکیت
holding company
شرکت صاحب سهم
infeoff
صاحب ملک کردن
in the saddle
یراق صاحب مقام
martyologist
صاحب تذکره شهدا
mansion house
خانه صاحب تیول
cotton spinner
صاحب کارخانه نخ ریسی
staff
افسران صاحب منصبان
owned
صاحب چیزی بودن
own
صاحب چیزی بودن
newspapermen
صاحب وگرداننده روزنامه
to have something
صاحب چیزی بودن
to have something at one's disposal
صاحب چیزی بودن
title-holder
صاحب سند مالکیت
peering
صاحب لقب اشرافی
peered
صاحب لقب اشرافی
polygraphs
صاحب تالیفات بسیار
peer
صاحب لقب اشرافی
publicans
بیگانه صاحب میخانه
publican
بیگانه صاحب میخانه
yachtsman
صاحب کشتی تفریحی
yachtsmen
صاحب کشتی تفریحی
owns
صاحب چیزی بودن
newspaperman
صاحب وگرداننده روزنامه
housemother
زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
owning
صاحب چیزی بودن
housemothers
زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
signatories
صاحب امضاء امضایی
at owner's risks
به هزینه صاحب مال
licensees
صاحب جواز یا امتیاز
croupier
کمک صاحب بانک
proprietors
صاحب حق طبق کتاب
proprietor
صاحب حق طبق کتاب
polygraph
صاحب تالیفات بسیار
boniface
صاحب مهمانخانه ورستوران
croupiers
کمک صاحب بانک
signatory
صاحب امضاء امضایی
licensee
صاحب جواز یا امتیاز
staffs
افسران صاحب منصبان
staffed
افسران صاحب منصبان
licensee
صاحب جواز دارنده پروانه
stockholders
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
play the ball
با دریبل صاحب توپ شدن
old guard
صنوف صاحب اعتبار قدیم
batons
عصا یا چوپ صاحب منصبان
stockholder
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
portreeve
صاحب منصبی که پایین ترازشهرداراست
baton
عصا یا چوپ صاحب منصبان
nursery man
درخت کار صاحب تلمبار
manor house
خانه ارباب یا صاحب تیول
atentee
صاحب اختراع ثبت شده
proprietorship
صاحب ملک یامغازه بودن
evangelists
صاحب انجیل مژده رسان
patentee
صاحب اختراع ثبت شدن
waif
بچه بی صاحب ادم دربدر
equites
سواره نظام صاحب امتیاز
abandonee
صاحب اشیاء ترک شده
manor houses
خانه ارباب یا صاحب تیول
gastrologist
صاحب سر رشته درپختن وخوردن
patentee
صاحب اختراع ثبت شده
barkeep
باده فروش صاحب میکده
he is the owner of this house
او صاحب این خانه است
evangelist
صاحب انجیل مژده رسان
barton
حیاط رعیتی صاحب ملک
barkeeper
باده فروش صاحب میکده
licensees
صاحب جواز دارنده پروانه
confidnetial relationship with client
حفظ اسرار صاحب کار
aeromedical unit
یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
occupancy
تملک اموال بلا صاحب متصرف
quitrent
اجازه مقطوع تیولدارجز به صاحب تیول
to have a title
[ to be titled]
لقب دار
[صاحب عنوان]
بودن
seigniorage
حق الضرب حق ویژه ارباب صاحب تیول
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com