English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
general outpatient clinic درمانگاه عمومی
Search result with all words
polyclinic درمانگاه عمومی درمانگاه چند بخشی
Other Matches
infirmary درمانگاه یا بیمارستان کوچک درمانگاه
infirmaries درمانگاه یا بیمارستان کوچک درمانگاه
dispensaries درمانگاه
clinic درمانگاه
dispensary درمانگاه
clinics درمانگاه
health clinic درمانگاه
general outpatient clinic درمانگاه نظامی
psychiatric clinic درمانگاه روانپزشکی
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
specialty clinic درمانگاه تخصصی بهداری
child guidance clinic درمانگاه راهنمایی کودک
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
dressing station درمانگاه کمکهای اولیه وزخم بندی
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
generals عمومی
general عمومی
commonest :عمومی
commonest عمومی
overt عمومی
ecumenic عمومی
wide عمومی
wider عمومی
widest عمومی
general porpose عمومی
common user عمومی
oecumenical عمومی
outlined خط عمومی
commoners عمومی
public عمومی
outline خط عمومی
generic عمومی
popular عمومی
outlining خط عمومی
outlines خط عمومی
the public voice عمومی
hackneyed عمومی
rife عمومی
universal عمومی
commoners :عمومی
common :عمومی
common عمومی
general factor عامل عمومی
general grant کمک عمومی
general assembly مجمع عمومی
latrine مستراح عمومی
vogue عمومی ورایج
general concepts تدبیر عمومی
general equilibrium تعادل عمومی
general intelligence هوش عمومی
general meeting گردهمایی عمومی
general quarters اسایشگاههای عمومی
general psychology روانشناسی عمومی
general plan نقشه عمومی
general paresis فلج عمومی
general paralysis فلج عمومی
general outpost پاسدار عمومی
open house جشن عمومی
general mobilization بسیج عمومی
general message پیام عمومی
general meeting مجمع عمومی
common nuisance اضرار عمومی
general meeting جلسه عمومی
general education اموزش عمومی
general depot امادگاه عمومی
general depot انبار عمومی
collective call sign معرف عمومی
common grid شبکه عمومی
common hardware قطعات عمومی
prosecture وکیل عمومی
counsel for the crown وکیل عمومی
public relations روابط عمومی
comulative action اثر عمومی
common user items اقلام عمومی
common user خدمات عمومی
common items قطعات عمومی
common purse وجوه عمومی
common parts قطعات عمومی
common labour کارگر عمومی
checkup معاینه عمومی
central war جنگ عمومی
cameralistic science مالیه عمومی
general damage خسارت عمومی
consolidated annuities دیون عمومی
general cargo بار عمومی
general amnesty عفو عمومی
general allotment اختصاصات عمومی
general act سند عمومی
general ability توانایی عمومی
alameda گردشگاه عمومی
g/a خسارت عمومی
fourth estate مطبوعات عمومی
folkway احساسات عمومی
folkway طرزفکر عمومی
encyclic عمومی دوری
common language زبان عمومی
public network شبکه عمومی
bath-house حمام عمومی
public utilities تسهیلات عمومی
public warehouse انبار عمومی
quasi public نیمه عمومی
reason of state مصالح عمومی
records depository بایگانی عمومی
public services خدمات عمومی
public servant مستخدم عمومی
public property مال عمومی
public order نظم عمومی
public ownership مالکیت عمومی
public place محل عمومی
public place مکان عمومی
public policy سیاست عمومی
respublica رفاه عمومی
rule of thumb قانون عمومی
social good کالاهای عمومی
baths استخر عمومی
public baths استخر عمومی
state property اموال عمومی
suffrage universal حق رای عمومی
public benefits منافع عمومی
GHQ ستاد عمومی
general requirements نیازهای عمومی
public library کتابخانه عمومی
general register ثبات عمومی
in the sight of the public در انظار عمومی
mass poverty فقر عمومی
mintster of public works وزیرکارهای عمومی
official submission مناقصه عمومی
open court محکمه عمومی
overhead costs هزینههای عمومی
pissoir مستراح عمومی
plaza میدان عمومی
public welfare رفاه عمومی
general welfare رفاه عمومی
general theory نظریه عمومی
general relativity نسبیت عمومی
general reserve احتیاط عمومی
general staff ستاد عمومی
general stock سهام عمومی
general supplies تدارکات عمومی
general supplies اماد عمومی
general support پشتیبانی عمومی
general tariff تعرفه عمومی
potlatch جشن عمومی
public a وکیل عمومی
public affairs روابط عمومی
public goods کالاهای عمومی
public image تصور عمومی
public information اطلاعات عمومی
public institutions موسسات عمومی
public interest منافع عمومی
public interest نفع عمومی
public law حقوق عمومی
public finance مالیه عمومی
public facilities تسهیلات عمومی
public expenditures مخارج عمومی
public amnsement نمایشگاه عمومی
public borrowing استقراض عمومی
public cost هزینه عمومی
public debt قرضه عمومی
public decency عفت عمومی
public deposits سپردههای عمومی
public domain خط مشی عمومی
public enterprises موسسات عمومی
public nuisances مزاحمت عمومی
dispensary داروخانه عمومی
dispensaries داروخانه عمومی
buses مسیر عمومی
overheads هزینههای عمومی
busing مسیر عمومی
secularises عمومی کردن
bussed مسیر عمومی
public schools مدارس عمومی
bused مسیر عمومی
public sector بخش عمومی
public nuisance مزاحمت عمومی
general election انتخابات عمومی
general strikes اعتصاب عمومی
bus مسیر عمومی
general strike اعتصاب عمومی
offices شغل عمومی
office شغل عمومی
busses مسیر عمومی
generalizing عمومی کردن
generalizes عمومی کردن
generalize عمومی کردن
burdens هزینه عمومی
generalising عمومی کردن
generalises عمومی کردن
generalised عمومی کردن
collective مشترک عمومی
uniform عمومی متحدالمال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com