Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
psychotherapy
درمان روانی
Search result with all words
neuropsychiatric
درمان روانی عصبی
psychosurgery
جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
Other Matches
therapists
متخصص درمان شناسی درمان شناس
therapist
متخصص درمان شناسی درمان شناس
heparinize
باهپارین درمان کردن تحت درمان باهپارین قراردادن
client centered therapy
درمان متمرکز بر درمان جو
water cure
اب درمان
cure
درمان
remedied
درمان
irremediable
بی درمان
remedying
درمان
cured
درمان
remedy
درمان
client
درمان جو
remedies
درمان
clients
درمان جو
immedicable
بی درمان
medicaments
درمان
medicament
درمان
cures
درمان
treatment
درمان
remediless
بی درمان
medicative
درمان کن
treatments
درمان
therapy
درمان
natural philosophy
درمان
multiple therapy
درمان تعاونی
physiotherapy
درمان فیزیکی
hydropathist
اب درمان دان
conjoint therapy
درمان زوجی
faith cure
درمان اعتقادی
corrective therapy
درمان اصلاحی
faith healing
درمان اعتقادی
cure all
درمان هر درد
cooperative therapy
درمان تعاونی
social therapy
درمان اجتماعی
therapeutist
درمان شناس
iamatology
درمان شناسی
depth therapy
درمان عمقی
healable
درمان پذیر
psychotherapy ortherapeutics
روح درمان
dual sex therapy
درمان دو جنسیتی
remediable
درمان پذیر
aceology
درمان شناسی
active therapy
درمان فعال
analytic therapy
درمان تحلیلی
therapeutics
درمان شناسی
adjunctive therapy
درمان جنبی
adjuvent therapy
درمان تکمیلی
relationship therapy
درمان ارتباطی
aversion therapy
درمان اجتنابی
direct therapy
درمان رهنمودی
chemotherapy
درمان دارویی
existential therapy
درمان وجودی
supportive therapy
درمان حمایتی
therapeusis
درمان شناسی
quadrangular therapy
درمان دو زوجی
electrotherapeutics
درمان برقی
remediless
درمان ناپذیر
treatable
قابل درمان
an active remedy
درمان کاری
curative
درمان بخش
incurable
درمان ناپذیر
kinesalgia
جنبش درمان
incurable
بی درمان بیچاره
treats
درمان شدن
treat
درمان شدن
treats
درمان کردن
interpretive therapy
درمان تفسیری
treated
درمان شدن
treated
درمان کردن
marriage therapy
درمان زناشویی
treat
درمان کردن
operable
قابل درمان
post treatment follow up
پیگیری پس از درمان
inpatient
تحت درمان
remedied
درمان میزان
remedied
درمان کردن
remedies
درمان میزان
remedies
درمان کردن
remedy
درمان میزان
remedy
درمان کردن
remedying
درمان میزان
remedying
درمان کردن
placebo therapy
درمان با دارونما
It'll be OK.
<idiom>
درمان میشود!
cure
درمان بخشیدن
cured
درمان بخشیدن
pithiatism
درمان تلقینی
cures
درمان بخشیدن
mud bath
گل مالی تن برای درمان
electroconvulsive therapy
درمان با تشنج برقی
therapeutically
از لحاظ درمان شناسی
sex therapy
درمان اختلالات جنسی
shock therapy
درمان با ضربه برقی
carbon dioxide therapy
درمان با انیدرید کربنیک
activity group therapy
درمان با فعالیت گروهی
homoeopaths
جور درمان خواه
therapeutic
وابسته به درمان شناسی
chemotherapy
درمان بواسطه موادشیمیایی
insulin shock therapy
درمان با ضربه انسولین
Patience is a plaster for all sores .
<proverb>
صبر,درمان هر دردیست .
insulin coma therapy
درمان با اغماء انسولینی
homeopaths
جور درمان خواه
homeopath
جور درمان خواه
x ray therapy
درمان با اشعه مجهول
directive group therapy
درمان رهنمودی گروهی
ect
درمان با تشنج برقی
therapeutist
متخصص درمان شناسی
electric convulsive therapy
درمان با تشنج برقی
encounter group therapy
درمان با گروه رویارویی
electroshock therapy
درمان با ضربه برقی
indoklon therapy
درمان با استنشاق اندوکلون
mellifluence
روانی
liquid limit
حد روانی
freedom
روانی
mental
روانی
flow
روانی
fluidity
روانی
subversives
روانی
psychological
روانی
flowed
روانی
facility
روانی
flows
روانی
freedoms
روانی
fluency
روانی
psychical
روانی
psychic
روانی
subversive
روانی
volubility
روانی
yield point
حد روانی
root canal procedure
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
physiatrics
درمان امراض باوسایل طبیعی
nephritic
درمان کننده ناخوشی گرده
root canal treatment
[RCT]
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
endodontic therapy
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
physical medicine
درمان بدنی و توان بخشی
root canal therapy
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
chiropodist
متخصص درمان وحفافت پاها
they are cured by nature
طبیعت انها را درمان میکند
implosive therapy
درمان با غرقه سازی تجسمی
Jealousy is a remediless disease.
<proverb>
یسد درد بى درمان است .
hydropathic
وابسته به درمان کردن ناخوشی با اب
Tears remedy every irremediable ailment.
<proverb>
گریه بر هر درد بى درمان دواست .
chiropodists
متخصص درمان وحفافت پاها
psychic secretion
تراوش روانی
psychic trauma
اسیب روانی
psychic energy
نیروی روانی
psychodiagnosis
تشخیص روانی
psychogenesis
پدیدایی روانی
psychic deafness
ناشنوایی روانی
psychic blindness
نابینایی روانی
psychiatric social work
مددکاری روانی
psychiatric nurse
پرستار روانی
playing the man
بازی روانی
physical psychological
جسمی- روانی
psychasthenia
ضعف روانی
psychiatric hospital
بیمارستان روانی
psychognosis
شناخت روانی
psychograph
نمودار روانی
psychopharmacology
داروشناسی روانی
psychosexual
روانی- جنسی
psychosocial
روانی- اجتماعی
psychosurgery
جراحی روانی
psyho
بیمار روانی
versatility
روانی مهارت
supersensible
روحی روانی
stream of consciousness
تسلسل روانی
psychopaysical
روانی- فیزیکی
psychopathy
اختلالات روانی
psycholepsis
افت روانی
psycholepsy
افت روانی
psychological environment
محیط روانی
psychological factors
عوامل روانی
psychological field
میدان روانی
psychological operations
عملیات روانی
psychological scale
مقیاس روانی
psychological space
فضای روانی
psychomotor
روانی- حرکتی
psychopathy
معالجه روانی
sociopsychological
اجتماعی- روانی
cathexis
تمرکز روانی
intrapsychic
درون روانی
liquid limit
مرز روانی
liquid limit test
ازمون حد روانی
fluidity
روانی بیان
psychiatry
پزشکی روانی
psychoanalysis
تحلیل روانی
complexes
عقده روانی
complex
عقده روانی
mental conflict
تعارض روانی
psychotic
بیمار روانی
psychosis
بیماری روانی
mental derangement
اشفتگی روانی
mental disease
بیماری روانی
mental illness
بیماری روانی
mental disorder
اختلال روانی
sanity
سلامت روانی
mentally
از نظر روانی
psychological warfare
جنگ روانی
cathexis
نیروگذاری روانی
analeptic
نیروبخش روانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com