English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English Persian
underway درمسیر حرکت
Search result with all words
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
Other Matches
harder مستقیما درمسیر موردنظر
hard مستقیما درمسیر موردنظر
hardest مستقیما درمسیر موردنظر
ess دو پیچ در سمت مخالف درمسیر صحرایی
pole sitter راننده نزدیک به نرده داخلی درمسیر
charactristic velocity مجموع تغییرات سرعت درمسیر یک ماموریت فضایی
tubing ورزش یا تفریح قایق سواری درمسیر رود
lay to قایق را درمسیر باد اوردن وثابت نگهداشتن
set up اماده کردن اتومبیل برای مسابقه درمسیر معین
turbocharger شارژری در موتورهای پیستونی که توسط توربینی درمسیر گازهای خروجی کارمیکند
movable dam سدی که قابل انتقال بوده و مغمولا درمسیر سیل قرار می دهند
winner's circle محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
turbosupercharger سوپر شارژی در موتورهای پیستونی که توسط توربینی درمسیر گازهای خروجی کارمیکند
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
moto cross مسابقه موتورسیکلت رانی درمسیر خاکی محدود تپه و پیچ جاده و پرش در دو بخش 03یا 54 دقیقه
stymieing قرارگرفتن گوی بازیگر درمسیر گوی حریف روی چمن نرم
stymie قرارگرفتن گوی بازیگر درمسیر گوی حریف روی چمن نرم
stymies قرارگرفتن گوی بازیگر درمسیر گوی حریف روی چمن نرم
stymied قرارگرفتن گوی بازیگر درمسیر گوی حریف روی چمن نرم
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
move on ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
k day روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
stock-still بی حرکت
moveless بی حرکت
statist بی حرکت
departures حرکت
travels حرکت
motionless بی حرکت
maneuver حرکت
running در حرکت
vapid بی حرکت
progressed حرکت
animation حرکت
traversing حرکت
departure حرکت
animations حرکت
traverses حرکت
progresses حرکت
progressing حرکت
locomotion حرکت
traversed حرکت
traverse حرکت
stock still بی حرکت
stirabout حرکت
immobile بی حرکت
stirs حرکت
moved حرکت
otiose بی حرکت
scrolling حرکت
on the move در حرکت
gesturing حرکت
gestured حرکت
gesture حرکت
moves حرکت
oi در حرکت
stirrings حرکت
stirred حرکت
afloat در حرکت
agog در حرکت
shifts حرکت
shifted حرکت
shift حرکت
progress حرکت
demeanour حرکت
demeanor حرکت
behaviour حرکت
frozen بی حرکت
travel حرکت
stationary بی حرکت
move حرکت
stir حرکت
motions حرکت
gest حرکت
motioned حرکت
as you were حرکت از نو
geste حرکت
agoing در حرکت
circulation حرکت
circulations حرکت
vowel point حرکت
animal حس و حرکت
motion حرکت
animals حس و حرکت
behavior حرکت
behaviuor حرکت
hold still <idiom> بی حرکت
motioning حرکت
haviour حرکت
stills بی حرکت
sedentary بی حرکت
movement حرکت
pat بی حرکت
pats بی حرکت
patted بی حرکت
patting بی حرکت
traveled حرکت
ambulation حرکت
square move حرکت
stiller بی حرکت
stillest بی حرکت
still بی حرکت
inert بی حرکت
uniform motion حرکت متشابه
relative movement حرکت نسبی
rhytmic movement حرکت موزون
revolutions حرکت انتقالی
roman cross حرکت صلیبی
proceed حرکت به جلو
winning move حرکت برنده
Y direction حرکت عمودی
X direction حرکت افق
whipping حرکت شلاقی
retrograde motion حرکت رجعی
lunges حرکت لانژ
waggled حرکت کردن
wave motion حرکت موج
lunging حرکت لانژ
vibrational motion حرکت راتعاشی
voluntary movement حرکت ارادی
vortex motion حرکت گردابی
wave motion حرکت موجی
whipping حرکت ضربهای
wave propagation حرکت موج
lunged حرکت لانژ
whip stall حرکت عمودی
remotion حرکت دوری
remotion حرکت مجدد
waggling حرکت کردن
skews کج حرکت کردن
skewing کج حرکت کردن
waggles حرکت کردن
proceeded حرکت به جلو
skew کج حرکت کردن
upward motion حرکت رو به بالا
lunge حرکت لانژ
waggle حرکت کردن
rotary motion حرکت دایرهای
swirled حرکت چرخشی
translation حرکت انتقالی
to bear oneself حرکت کردن
translations حرکت انتقالی
sternway حرکت بعقب
sail حرکت کردن
sailed حرکت کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com