Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (41 milliseconds)
English
Persian
adventure
درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
Search result with all words
adventures
: درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
Other Matches
to expose to sale
درمعرض فروش گذاشتن
exposes
درمعرض گذاشتن نمایش دادن
exposing
درمعرض گذاشتن نمایش دادن
expose
درمعرض گذاشتن نمایش دادن
aventurous
مخاطره طلب مخاطره امیز
prey
دستخوش ساختن طعمه کردن
to seek adventures
مخاطره جویی کردن
the course of events
جریان حوادث
sequence of events
رشته حوادث
meteorgraph
حوادث جوی
natural disaster
حوادث طبیعی بد
accident insurance
بیمه حوادث
goings on
اتفاقات حوادث
accident prevention
پیشگیری از حوادث
march of events
جریان یا سیر حوادث
all risk insurance
بیمه تمام حوادث
meteoric phenomena
رویداها یا حوادث جوی
eventfully
با داشتن حوادث و اتفاقات
current of everts
روش یا جریان حوادث
incidence rate
میزان حوادث و تصادفات
undergoes
دستخوش
undergoing
دستخوش
undergo
دستخوش
undergone
دستخوش
prey
دستخوش
The situation is fI'lled with impending troubles (incidents).
اوضاع آبستن حوادث است
act of God
قوه جابره حوادث غیرمترقبه
acts of God
قوه جابره حوادث غیرمترقبه
accident ambulance
اتومبیل اضطراری برای حوادث
dopester
پیش بینی حوادث سیاسی
natural phenomena
حوادث طبیعی تجلیات طبیعت
adrift
دستخوش طوفان
golden handshakes
دستخوش بازنشستگی
tosser
دستخوش امواج
golden handshake
دستخوش بازنشستگی
at the mercy of
در اختیار دستخوش
peccable
دستخوش خطا
subject to the flood
دستخوش سیل
victim
دستخوش شکار
victims
دستخوش شکار
windblown
دستخوش باد
fatidic
وابسته به پیش گویی حوادث و وقایع
forecast
پیش بینی وضع هوا یا حوادث
forecasted
پیش بینی وضع هوا یا حوادث
forecasts
پیش بینی وضع هوا یا حوادث
sentient
حساس دستخوش احساسات
passives
دستخوش عامل خارجی
passive
دستخوش عامل خارجی
drift
دستخوش پیشامد بودن
drifted
دستخوش پیشامد بودن
drifting
دستخوش پیشامد بودن
drifts
دستخوش پیشامد بودن
underplot
یک سلسله حوادث تبعی و عرفی نمایش توط ئه
obsessively
دستخوش یک فکر یامیل قوی
obsessive
دستخوش یک فکر یامیل قوی
tideland
زمین ساحلی دستخوش جزرومد
acts of God
حوادث ناگهانی و غیر قابل پیش بینی طبیعی
scripts
ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
act of God
حوادث ناگهانی و غیر قابل پیش بینی طبیعی
subjects
درمعرض
opened
درمعرض
subjected
درمعرض
disposable
درمعرض
subjecting
درمعرض
open
درمعرض
opens
درمعرض
prone
درمعرض
subject
درمعرض
victimising
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimised
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimizing
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimizes
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimized
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
planker
گیاهان و جانورانی که دستخوش جنبش اب دریاهستند
victimises
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimize
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
lay off
<idiom>
به حال خود گذاشتن ،تنها گذاشتن
disposure
درمعرض گذاری
exposure
درمعرض گذاری
visually
درمعرض دید
visual
درمعرض دید
to hang by the eyelids
درمعرض خطربودن
wind
درمعرض بادگذاردن
winds
درمعرض بادگذاردن
visuals
درمعرض دید
exposures
درمعرض گذاری
susceptibility
درمعرض بودن
breathy
درمعرض نسیم
exposure to cold
درمعرض سرما بودن
draughth
درمعرض جریان هوا
confiscatable
درمعرض ضبط وتوقیف
bleaker
درمعرض بادسرد متروک
vulnerable
درمعرض اسیب در معرض
bleakest
درمعرض بادسرد متروک
solarize
درمعرض افتاب قراردادن
bleakly
درمعرض بادسرد متروک
confiscable
درمعرض ضبط وتوقیف
exhibit
درمعرض نمایش قراردادن
exhibited
درمعرض نمایش قراردادن
bleak
درمعرض بادسرد متروک
exhibiting
درمعرض نمایش قراردادن
exhibits
درمعرض نمایش قراردادن
disposal
مصرف درمعرض گذاری
susceptibility
درمعرض اسیب بودن
markets
درمعرض فروش قرار دادن
market
درمعرض فروش قرار دادن
sunning
درمعرض افتاب قرار دادن
expose
درمعرض اشعه قرار دادن
sun
درمعرض افتاب قرار دادن
sunned
درمعرض افتاب قرار دادن
suns
درمعرض افتاب قرار دادن
exposing
درمعرض اشعه قرار دادن
exposes
درمعرض اشعه قرار دادن
to place on the market
درمعرض فروش قرار دادن
to put on the market
درمعرض فروش قرار دادن
marketed
درمعرض فروش قرار دادن
fix
کار گذاشتن نصب کردن ثابت کردن
fixes
کار گذاشتن نصب کردن ثابت کردن
hazarded
مخاطره
jeopardy
مخاطره
risky
پر مخاطره
riskiest
پر مخاطره
hazard
مخاطره
riskier
پر مخاطره
adventure
مخاطره
death trap
پر مخاطره
perils
مخاطره
adventures
مخاطره
hazarding
مخاطره
death traps
پر مخاطره
hazards
مخاطره
menaced
مخاطره
menace
مخاطره
risked
مخاطره
menaces
مخاطره
risking
مخاطره
peril
مخاطره
risk
مخاطره
risks
مخاطره
venturous
پر مخاطره
gadarene
در مخاطره
catastrophism
اعتقاد باینکه پوسته زمین دستخوش انقلابهای ناگهانی طبیعت شده
lids
کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
lid
کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
run into
<idiom>
اثر گذاشتن ،تاثیر گذاشتن بر
floating fender
زنجیر شناوری که به فاصلههای معینی از یک کانال نصب میشود تا در موقع حوادث ازان استفاده شود
adventures
ماجرا مخاطره
precarious
<adj.>
مخاطره آمیز
riskiness
مخاطره امیزی
at all hazard
با هر گونه مخاطره
imperilling
در مخاطره انداختن
imperilled
در مخاطره انداختن
adventuress
زن مخاطره طلب
adventurous
مخاطره طلب
imperiling
در مخاطره انداختن
endangers
به مخاطره انداختن
perilous
مخاطره امیز
imperiled
در مخاطره انداختن
safety hazard
مخاطره ایمنی
imperil
در مخاطره انداختن
imperils
در مخاطره انداختن
riskful
مخاطره امیز
endanger
به مخاطره انداختن
endangered
به مخاطره انداختن
endangering
به مخاطره انداختن
risking
به مخاطره انداختن
risks
به مخاطره انداختن
risk
به مخاطره انداختن
risked
به مخاطره انداختن
venturesome
مخاطره امیز
disposure
درمعرض دید قرار گرفتن فاهر شدن
lodged
گذاشتن تسلیم کردن
stead
گذاشتن حمایت کردن
cuts
عبور کردن گذاشتن
cut
عبور کردن گذاشتن
deposits
: ته نشین کردن گذاشتن
inserts
گذاشتن جاسازی کردن
have
صرف کردن گذاشتن
inserting
گذاشتن جاسازی کردن
lodge
گذاشتن تسلیم کردن
lay down
فدا کردن گذاشتن
insert
گذاشتن جاسازی کردن
deposit
: ته نشین کردن گذاشتن
having
صرف کردن گذاشتن
lodges
گذاشتن تسلیم کردن
perdu
ماموریت مخاطره امیز
adventurously
باجرات مخاطره طلبی
brinkmanship
سیاست قبول مخاطره
venture capital
سرمایه مخاطره امیز
perdue
ماموریت مخاطره امیز
to take
مخاطره معامله قماری
risked
مخاطره ریسک خطر
ventured
مخاطره معامله قماری
venturing
مخاطره معامله قماری
risking
مخاطره ریسک خطر
riskily
بطور مخاطره امیز
venture
مخاطره معامله قماری
hazardously
بطور مخاطره امیز
risks
مخاطره ریسک خطر
adventure
تجارت مخاطره آمیز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com