Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (37 milliseconds)
English
Persian
conspire
درنقشه خیانت شرکت کردن
conspired
درنقشه خیانت شرکت کردن
conspires
درنقشه خیانت شرکت کردن
conspiring
درنقشه خیانت شرکت کردن
Other Matches
treasonoius
خیانت امیز قابل ارتکاب خیانت
treasonable
خیانت امیز قابل ارتکاب خیانت
house
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
betrayed
خیانت کردن به
to play false
خیانت کردن
betrays
خیانت کردن به
betraying
خیانت کردن به
betray
خیانت کردن به
stab someone in the back
<idiom>
خیانت کردن به کسی
local color
رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
sell-out
یکجا فروختن خیانت کردن
belies
دروغ دراوردن خیانت کردن
sell-outs
یکجا فروختن خیانت کردن
sell out
یکجا فروختن خیانت کردن
belie
دروغ دراوردن خیانت کردن
belying
دروغ دراوردن خیانت کردن
belied
دروغ دراوردن خیانت کردن
belie
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belied
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belies
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belying
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
double-crossing
دورویی کردن خیانت کردن
double-crosses
دورویی کردن خیانت کردن
double-cross
دورویی کردن خیانت کردن
double cross
دورویی کردن خیانت کردن
double-crossed
دورویی کردن خیانت کردن
letterhead
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterheads
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation
شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
constituent company
شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
limited company
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
international finance corporation
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company
شرکت مادر شرکت مرکزی
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
contributed
شرکت کردن
contributes
شرکت کردن
contribute
شرکت کردن
partake
شرکت کردن
contributing
شرکت کردن
partaking
شرکت کردن
stand-ins
شرکت کردن
partaken
شرکت کردن
stand-in
شرکت کردن
partakes
شرکت کردن
stand in
شرکت کردن
participation
شرکت کردن
participate
شرکت کردن
partook
شرکت کردن
participated
شرکت کردن
go into
شرکت کردن در
take a hand at
شرکت کردن در
to play at
شرکت کردن در
participates
شرکت کردن
outsource
به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
join
شرکت کردن در پیوستن
sit for an examination
در امتحانی شرکت کردن
intercommon
باهم شرکت کردن
take part
دخالت یا شرکت کردن
to enter into p with another
باکسی شرکت کردن
joins
شرکت کردن در پیوستن
To sit for an examination.
درامتحان شرکت کردن
joined
شرکت کردن در پیوستن
contributes
شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
contribute
شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
contributed
شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
contributing
شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
to ride a race
در اسب دوانی شرکت کردن
partake
شرکت کردن شریک شدن در
participated
شرکت کردن سهیم شدن
to subscribe to a charity
در دادن اعانهای شرکت کردن
participates
شرکت کردن سهیم شدن
totake parts in something
در چیزی شرکت یادخالت کردن
participate
شرکت کردن سهیم شدن
partaking
شرکت کردن شریک شدن در
partakes
شرکت کردن شریک شدن در
partaken
شرکت کردن شریک شدن در
to undergo training
در یک دوره آموزشی شرکت کردن
to a oneself in
شرکت کردن یاشریک شدن
untruths
خیانت
betrayment
خیانت
faithlessness
خیانت
punic faith
خیانت
untruth
خیانت
rat
خیانت
betrayals
خیانت
betrayal
خیانت
falsity
خیانت
infidelities
خیانت
infidelity
خیانت
untruthful
خیانت
treachery
خیانت
insidiousness
خیانت
falseness
خیانت
disloyaty
خیانت
dishonesty
خیانت
punic f.
خیانت
perfidy
خیانت
treason
خیانت
felony
خیانت
felonies
خیانت
false heartedness
خیانت
traitorousness
خیانت
to row a race
در مسبابقه کرجی رانی شرکت کردن
to empower somebody to participate
به کسی اجازه شرکت کردن دادن
see to (something)
<idiom>
شرکت کردن یا کاری را انجام دادن
felonious
خیانت امیز
barratry
خیانت در امانت
false hearted
خیانت امیز
treacherous
خیانت امیز
guile
خیانت دورویی
treacherousness
خیانت کاری
treason
خیانت به کشور
traitorous
خیانت امیز
high treason
خیانت بزرگ
malversation
خیانت در امانت
abuse of confidence
خیانت در امانت
breach of trust
خیانت در امانت
perfidiously
ازروی خیانت
perfidiousness
خیانت کاری
malice a
خیانت عمدی
foully
ازراه خیانت
two-faced
<idiom>
ناسپاس ،خیانت
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
to move one's operation offshore
شرکت خود را به خارج
[از کشور]
منتقل کردن
to bar somebody from a competition
شرکت در مسابقه ای را برای کسی ممنوع کردن
prevarication
خیانت وکیل به موکل
guile
تلبیس تدلیس خیانت
lese majesty
خیانت علیه حکومت
lese majeste
خیانت علیه حکومت
conspiracy
نقشه خیانت امیز
disloyalty
خیانت نمک بحرامی
conspiracies
نقشه خیانت امیز
take part
مداخله کردن شرکت کردن
enter into partnership with someone
شرکت کردن شراکت کردن
to go a mumming
در دسته نقاب پوشان و لال بازان شرکت کردن
go in for
<idiom>
شرکت کردن در،تصمیم گیری برای انجام کاری
to go on a picnic
بگردش دسته جمعی رفتن درسوردانگی شرکت کردن
to call a meeting of the board of directors
برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
sedition
خیانت در حفظ اسرار نظامی
judns be trayed jesus
یهودابه مسیح خیانت کرد
sell the pass
خیانت به مرام دسته خودکردن
sell to pass
خیانت به مرام دسته خودکردن
to swear tre sonagainstany one
سوگند برای خیانت بکسی خوردن
This is treason, pure and simple.
خیانت که دیگه شاخ ودم ندارد
business group
شرکت سهامی
[شرکت]
body corporate
شرکت شرکت سهامی
lese majesty
خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
lese majeste
خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
bill of attainder
لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
subscribing
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
play off
درمسابقه حذفی شرکت کردن وابسته به مسابقات حذفی مسابقه حدفی
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
attainder
سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
firmest
شرکت
corporations
شرکت
corporation
شرکت
firms
شرکت
firmer
شرکت
houses
شرکت
housed
شرکت
consociation
شرکت
house
شرکت
incorporation
شرکت
contribution
شرکت
contributions
شرکت
firm
شرکت
fellowsh
شرکت
partnerships
شرکت
partnership
شرکت
concerns
شرکت
concern
شرکت
business
شرکت
cahoot
شرکت
hand
شرکت
EIS
ول شرکت
handing
شرکت
associations
شرکت
association
شرکت
businesses
شرکت
participation
شرکت
enterprise
شرکت
enterprises
شرکت
companies
شرکت
company
شرکت
share
[in]
شرکت
[سهم]
[در]
articles of assosiation
اساسنامه شرکت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com