Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (5 milliseconds)
English
Persian
in the next few days
درهمین چند روزه
Other Matches
hereabout
درهمین نزدیکی ها
That is the beauty of it.
قشنگی اش درهمین است
That is the noice thing about it .
لطفش درهمین است
There is the rub.
اشکال درهمین جااست
The gas station is nearby .
پمپ بنزین درهمین نزدیکی هاست
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class.
اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
to break ones fast
روزه
ventage
روزه
daylong
یک روزه
fasts
روزه
fasting
روزه
fast
روزه
fasted
روزه
fastest
روزه
the fasting month
ماه روزه
the f.month
ماه روزه
to keep a fast
روزه داشتن
to observe a fast
روزه گرفتن
to observe a fast
روزه داشتن
triduum
عبادت سه روزه
mayfly
حشرهی یک روزه
quadrages imal
چهل روزه
may fly
حشره یک روزه
lent
ماه روزه
fasts
روزه گرفتن
d. after d.
همه روزه
day fly
مگس یک روزه
fastest
روزه گرفتن
daylily
سوسن یک روزه
daylong
همه روزه
fasted
روزه گرفتن
eight day
هشت روزه
fast
روزه گرفتن
ephemerid
حشره یک روزه
fast day
روز روزه
mayflies
حشرهی یک روزه
fasting
روزه داری
faster
روزه گیر
faster
روزه دار
set menu
صورت غذای هر روزه
hexaemeron
شش روزه افرینش یاتاریخ ان
one day event
مسابقه پرش یک روزه
hexahemeron
شش روزه افرینش یاتاریخ ان
quadrages ima
یاچله روزه وپرهیزنصارا
ember days
روزهای روزه ودعا
days sight draft
برات دیداری 06 روزه
pentad
مدت پنج روزه
German measles
سرخک سه روزه
[سرخجه]
[پزشکی]
three-day measles
سرخک سه روزه
[سرخجه]
[پزشکی]
wear out one's welcome
<idiom>
مهمان دو روزه عزیز است
rubella
{sg}
سرخک سه روزه
[سرخجه]
[پزشکی]
I've been here for five days.
پنج روزه که من اینجا هستم.
every dog has his day
<idiom>
<none>
هرکسی پنج روزه نوبت اوست
simple interest
سود پول بر اساس سال 063 روزه
madison
مسابقه دوچرخه سواری استقامت 6 روزه بین 2 تیم
quadrages imal
وابسته به چله روزه وپرهیزکه درمیان نصارامعمول است
consumables
موضوعات سادهای که در اجزای هر روزه سیستم کامپیوتری لازم اند
adjustable split die
وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
three-day retreat
گردهمایی سه روزه دور از مردم عمومی
[برای دعا کردن، درس دینی و عبادت]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com