English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (10 milliseconds)
English Persian
scramble درهم امیختن
scrambled درهم امیختن
scrambles درهم امیختن
scrambling درهم امیختن
immingle درهم امیختن
Search result with all words
consolidation درهم امیختن تحکیم کردن یکجا کردن یکپارچه
conjugate درهم امیختن توام
Other Matches
mash خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashed خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashing خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashes خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
intertwining درهم بافتن درهم بافته شدن
pleach درهم پیچیدن درهم گیر افتادن
intertwines درهم بافتن درهم بافته شدن
intertwine درهم بافتن درهم بافته شدن
intertwined درهم بافتن درهم بافته شدن
clutter درهم ریختگی درهم وبرهمی
clutters درهم ریختگی درهم وبرهمی
cluttered درهم ریختگی درهم وبرهمی
interblend در هم امیختن
interblend امیختن
immix در هم امیختن
synthesize امیختن
inosculate امیختن
synthesises امیختن
synthesised امیختن
synthesising امیختن
synthesizing امیختن
brew امیختن
incorporating امیختن
incorporates امیختن
admix امیختن
incorporate امیختن
mixes امیختن
mix امیختن
fused امیختن
amalgamating امیختن
fuse امیختن
amalgamates امیختن
amalgamated امیختن
amalgamate امیختن
brews امیختن
brewed امیختن
synthesizes امیختن
meddles امیختن
intermingle با هم امیختن
mingle امیختن
intermingled با هم امیختن
intermingles با هم امیختن
intermingling با هم امیختن
meddle امیختن
mingling امیختن
mingles امیختن
synthetize امیختن
to alloy gold with copper امیختن
to stir up امیختن
mingled امیختن
mell امیختن
meddled امیختن
combine امیختن
combining امیختن
blend امیختن
interlard امیختن
blends امیختن
intermixing در هم امیختن
synthesized امیختن
combines امیختن
interweaving باهم امیختن
interwove باهم امیختن
coalesces بهم امیختن
coalescing بهم امیختن
kneading سرشتن امیختن
knead سرشتن امیختن
interweaves باهم امیختن
interweave باهم امیختن
oxygenate اکسیژن امیختن
oxygenated اکسیژن امیختن
kneaded سرشتن امیختن
kneads سرشتن امیختن
oxygenating اکسیژن امیختن
oxygenates اکسیژن امیختن
coalesced بهم امیختن
womanize بازنان امیختن
commingle بهم امیختن
fold بهم امیختن
folds بهم امیختن
folded بهم امیختن
sentimentalize با احساسات امیختن
interfusion بهم امیختن
interlace در هم امیختن در هم بافتن
intermix بهم امیختن
inviscade با چسب امیختن
inviscate باچیزچسبناک امیختن
mixing in place امیختن در جا مخلوط در جا
oxygenize با اکسیژن امیختن
sulfurate با گوگرد امیختن
sulfuret با گوگرد امیختن
carburet باذغال امیختن
carbonation عمل امیختن با
shuffles بهم امیختن
shuffled بهم امیختن
shuffling بهم امیختن
fuse فیوزدارکردن امیختن
plant mixing امیختن در کارخانه
shuffle بهم امیختن
coalesce بهم امیختن
fused فیوزدارکردن امیختن
grade جورکردن باهم امیختن
grades جورکردن باهم امیختن
attemper نرم کردن امیختن
sulfate با اسید سولفوریک امیختن
pepsinate با جوهر گوارنده امیختن
compounds : ترکیب کردن امیختن
loading امیختن موادخارجی به شراب
intermix در هم امیختن با هم مخلوط کردن
sulphate با اسید سولفوریک امیختن
mixing بهم زدن امیختن
mixes امیختن مخلوط کردن
compounded : ترکیب کردن امیختن
mix امیختن مخلوط کردن
interfuse بهم امیختن افشاندن
compound : ترکیب کردن امیختن
immingle بهم امیختن مخلوط کردن
sectarianize با احساسات و تعصبات مسلکی امیختن
aluminum coating by spraying amalgamate روکش الومینیوم کردن امیختن
insalivate با خدو اغشتن با بزاق امیختن
to mull a mull of داغ کردن و امیختن باادویه و قند
barbarize با تعبیر بیگانه و غیر مصطلح امیختن
premix قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
miscibility قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
lard to butter جازدن کره بوسیله امیختن باچربی هاو روغنهای دیگرمانند پیه خوک
drachm درهم
graded sand شن درهم
the name of the unit of silver درهم
currency of early islam درهم
drachmae درهم
uptight درهم
unsettled درهم
drachma درهم
shaggy درهم
entangled درهم
hash درهم
drachmas درهم
mixed درهم
garbled درهم
pleach درهم بافتن
unorganized درهم و برهم
mix up درهم وبرهمی
sloppy درهم وبرهم
mix-up درهم وبرهمی
mix-ups درهم وبرهمی
confusion درهم وبرهمی
pial درهم وبرهم
interlock درهم بافتن
out of order درهم برهم
olla اش درهم برهم
meshed درهم جا افتاده
olio درهم و برهم
off the rails مختل درهم
puchery درهم کشیدن
imbroglio درهم و برهم
mix درهم کردن
smasher درهم شکننده
mixes درهم کردن
imbroglios درهم و برهم
smash درهم کوبیدن
smashes درهم کوبیدن
smiter درهم شکننده
sloppiness درهم برهمی
pell-mell درهم برهم
sloppily درهم وبرهم
rimple درهم کشیدن
raddle درهم بافتن
higgledy-piggledy درهم برهم
higgledy-piggledy درهم برهمی
disarray درهم وبرهمی
muss درهم وبرهمی
mats درهم گیرکردن
hurry scurry درهم وبرهم
interfluous درهم امیزنده
elusory درهم برهم
emboly درهم فرورفتگی
turbid درهم وبرهم
compression درهم فشردگی
fondu درهم امیزنده
galley west درهم وبرهم
in a tangle درهم وبرهم
in a bad order درهم برهم
hash total جمع کل درهم
shagged درهم وبرهم
taut درهم پیچیدن
hotchpotch اش درهم وبرهم
higgledy piggledy درهم وبرهم
hurry skurry درهم وبرهم
dumped rockfill درهم سنگریز
crashingly درهم شکستن
crashing درهم شکستن
interlocked درهم بافتن
mat درهم گیرکردن
anastomois درهم بازشدگی
at sixes and sevens درهم و برهم
hash درهم کردن
mixed environment محیط درهم
break down درهم شکستن
interlocking درهم بافتن
messiness درهم برهمی
interlocks درهم بافتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com