Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
indoor
درونی داخلی
Search result with all words
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
internal friction
مالش درونی سایش داخلی
internal shield
زره درونی زره داخلی
Other Matches
internal furnace
کوره درونی بوته درونی اشتعال درونی
dynamically
نیروی فعاله درونی فعالیت درونی
dynamic
نیروی فعاله درونی فعالیت درونی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
in
درونی
in-
درونی
in-
:درونی
inside
درونی
insides
درونی
endogenous
درونی
infelt
درونی
civil
درونی
indoor
درونی
in
:درونی
interiors
درونی
subjective
درونی
intestines
درونی
intestine
درونی
internal
درونی
inward
درونی
tumble home
خم درونی
inner
درونی
intrinsic
درونی
interior
درونی
inmost
درونی
innermost
درونی
enteroceptor
گیرنده درونی
endophasia
تکلم درونی
intrinsic approach
رهیافت درونی
intrinsic motivation
انگیزش درونی
endogenous event
رویداد درونی
internal vibrator
لرزاننده درونی
interior
درونی درون
in-fighting
کشمکش درونی
internal consistency
هماهنگی درونی
interpolations
براورد درونی
internalising
درونی کردن
interpolation
براورد درونی
internalize
درونی کردن
cooptation
انتخاب درونی
internalized
درونی کردن
internalizes
درونی کردن
internalizing
درونی کردن
ductless gland
غده درونی
loggia
ایوان درونی
internalised
درونی کردن
innate
درونی چسبنده
bal badak
تیغ درونی پا
the inner layer
چینه درونی
pore pressure
فشار درونی
internalization
درونی ساختن
the inner layer
لایه درونی
internal secretion
ترشح درونی
internal temperature
دمای درونی
subjectivity
درونی بودن
endocardium
پرده درونی دل
internalises
درونی کردن
intrados
قوس درونی
interflow
جریان اب درونی
internal friction
سایش درونی
intercorrelation
وابستگی درونی
esoteric
رمزی درونی
inner speech
گفتار درونی
inner shell electron
الکترون درونی
inner loop
حلقه درونی
internal friction
اصطکاک درونی
interior affairs
کارهای درونی
interiority
درونی بودن
internal energy
انرژی درونی
pectoral
صدری درونی
pectorals
صدری درونی
internal font
فونت درونی
internal conversion
تبدیل درونی
internal command
فرمان درونی
internal force
نیروی درونی
internal inhibition
بازداری درونی
intrados springing line
پاطاق درونی
inmost thoughts
اندیشههای درونی
interoceptor
گیرنده درونی
internal pressure
فشار درونی
internal reflection
انعکاس درونی
spring of intrados
پاطاق درونی
springing of soffit
پاطاق درونی
interiors
درونی درون
endoderm
پرده درونی
internality
درونی بودن
internal work
کار درونی
entophyte
انگل درونی
internal phase
فاز درونی
dynamic
نیروی درونی
archivolt
قوس درونی
ingrowth
رویش درونی
inflow
ریزش درونی
indravgnt
جریان درونی
logarithmic viscosity number
گرانروی درونی
dynamically
نیروی درونی
aula
حیاط درونی
inherent viscosity
گرانروی درونی
midland
بین الارضین درونی
internist
متخصص داروهای درونی
internal sort
مرتب کردن درونی
inwarness
بطون درونی بودن
mesophyll
بافت درونی برگ
autotelic
دارای قصد درونی
internal torque
گشتاور نیروی درونی
scarp
دیوار درونی خندق
endometritis
اماس درونی زهدان
internal resisting moment
لنگر مقاوم درونی
endometrium
پرده درونی زهدان
endosporium
غشاء درونی تخم
endospore
غشاء درونی تخم
enostosis
اماس درونی استخوان
internal evidence
مدارک یاگواه درونی
inner work function
انرژی خروج درونی
inside berm
سکوی شیببر درونی
internal hard disk
دیسک سخت درونی
inherent
[in]
<adj.>
درونی
[ماندگار]
[ذاتی]
endocarditis
اماس غشاء درونی دل
endocarp
حلقه درونی میوه
endo arterities
اماس درونی شریان
dynamic pressure
فشار محرکه درونی
sacrp
دیوار درونی خندق
endocrane
سطح درونی جمجمه
internalization
درونی یا باطنی کردن
Internal energy
انرژی درونی
[فیزیک]
internal consistency coefficient
ضریب همسانی درونی
psychogenesis
پیدایش نیروی درونی
thermionic arc
قوس گرمیونایی درونی
endocardial
وابسته به پرده درونی دلhypoblast
interoceptive
وابسته به انگیزش وتحریک درونی
extruded corner
[پیش آمدگی گوشه درونی]
endosarc
قسمت درونی سفیده سلول
endoskeleton
استخوان بندی درونی حیوان
internal ophthalmia
اماس درونی تخم چشم
internal modem
تلفیق و تفکیک کننده درونی
inside
نزدیک به مرکز بخش درونی
insides
نزدیک به مرکز بخش درونی
escarp
سرازیری درونی خندق یاخاکریز
to protect home industry
صنایع درونی را حفظ وتشویق کردن
entoptics
شناسایی وفایف اجزای درونی چشم
integrated
مودمی که بخش درونی سیستم باشد
field glass
عدسی درونی دوربین یاذره بین
auscultator
گوش کننده صداهای درونی بدن
intramural
واقع در این سوی دیوارها درونی
locks
همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
lock
همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
intima
درونی ترین غشاء پوششی رگها و سایررباطهای بدن
smoke consumer
اسباب استفاده از دود برای مصرف درونی ماشین
gutter
فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
gutters
فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
proprioceptive
تحریک شده در اثر تحریکات درونی عضو موجود زنده
The way the robbery was committed speaks of inside knowledge.
روشی که سرقت مرتکب شده بود منجر از آگاهی درونی می شود .
psychogenesis
ایجاددر اثر فعل وانفعالات درونی منشافعالیت ذهنی روان زایش
epicanthus
لایه کوچکی از پوست که گاهی گوشه درونی چشم رامی پوشاند
internal door
در داخلی
municipal
داخلی
internal medicine
طب داخلی
ben
داخلی
anie
داخلی
endogenous
داخلی
indoor
داخلی
domestic
داخلی
insides
داخلی
territorial
داخلی
intramural
داخلی
inside
داخلی
interiors
داخلی
in
داخلی
interior
داخلی
esoteric
داخلی
inner
داخلی
innate
داخلی
internal
داخلی
in-
داخلی
Marxists
طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
Marxist
طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
inner product
ضرب داخلی
interlan angle
زاویه داخلی
internal structure
سازه داخلی
inner zone
منطقه داخلی
internal furnace
کوره داخلی
intercommunication
ارتباط داخلی
internal friction
اصطکاک داخلی
inside wing
بال داخلی
inside thread
مارپیچ داخلی
inside micrometer
میکرومتر داخلی
inside hinge
لولای داخلی
inside draft
شیب داخلی
inside diameter
قطر داخلی
inside caliper
کولیس داخلی
inner planets
سیارات داخلی
interion architecture
معماری داخلی
internal insulation
ایزولاسیون داخلی
indoor antenna
انتن داخلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com