English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 183 (9 milliseconds)
English Persian
whereabouts درچه حدود
Other Matches
whitherward درچه جهتی
wherein درچه زمینه
where درچه موقعیتی
wherein درچه خصوصیتی
how is sugar بهای قندچیست قند درچه حال است
upper memory کیلو بایت از حافظه قرار گرفته بین حدود کیلوبایت و مگابایت . حافظه بیشتر بعد از حافظه معمول کیلوبایت است و قبل از حدود مگابایت
compass حدود
tether حدود
ranges حدود
ranged حدود
roughly <adv.> حدود
range حدود
neighbourhood حدود
neighborhoods حدود
definitions حدود
definition حدود
vicinity حدود
precincts حدود
tethered حدود
tethering حدود
tethers حدود
about <adv.> حدود
thereabouts در آن حدود
scantling حدود
neiggourhood حدود
in the neighbourhood در حدود
purview حدود
ambit حدود
modules حدود
module حدود
precinct حدود
delimited حدود
well nigh در حدود
scope حدود
neighbourhoods حدود
delimit حدود
realms حدود
realm حدود
delimits حدود
delimiting حدود
limit حدود
perambulation حدود
confine حدود
about در حدود
confining حدود
well-nigh در حدود
delimitation تعیین حدود
delimitation تحدید حدود
frontiers حدود و ثغور
confidence limits حدود اطمینان
confidence limits حدود اعتماد
graphic limits حدود گرافیکی
coastal frontier حدود ساحلی
class limits حدود طبقه
coextensive هم حدود وثغور
limit of fire حدود اتش
reach وسعت حدود
reached وسعت حدود
reaches وسعت حدود
confinement تحدید حدود
yaw تجاوز از حدود
yawed تجاوز از حدود
verge نزدیکی حدود
verges نزدیکی حدود
class interval حدود طبقه
hereabout دراین حدود
in round numbers 00 در حدود 001 عد د
reaching وسعت حدود
with in ear shot در حدود صدا رس
within cry در حدود صد ارس
lines حدود رویه
line حدود رویه
trimester در حدود سه ماه
thereabout دران حدود
in the neighborhood of در حدود [ریاضی]
limit check مقابله حدود
limits of confidence حدود اطمینان
probability limits حدود احتمالی
purview حدود میدان
purview of an occupation حدود کاری
therabout دران حدود
range حدود محدوده
outed خارج از حدود
thereabouts در حدود آن وقت
boundaries حدود یکان
ranges حدود وسعت
ranges حدود محدوده
periphery محیط حدود
range حدود وسعت
peripheries محیط حدود
runs ردپا حدود
run ردپا حدود
ranged حدود وسعت
out- خارج از حدود
ranged حدود محدوده
boundaries حدود چیزی
out خارج از حدود
boundary حدود یکان
demarcation تعیین حدود
boundary حدود چیزی
gamut حدود حیطه
vicinity در حدود در اطراف
outre خارج از حدود معمولی
format حدود و مشخصات فرش
compass حدود وثغور حوزه
mark out a ground تحدید حدود زمین
delimited تحدید حدود کردن
limitation clause عبارت تعیین حدود
limitation clause ماده تعیین حدود
delimit تعیین کردن حدود
orbit دور حدود فعالیت
orbited دور حدود فعالیت
orbits دور حدود فعالیت
scope میدان و برد و حدود
thereabouts در حدود آن میزان یا تعداد
ultra vires تجاوز از حدود اختیارات
tolerance حدود قابل تحمل
tolerances حدود قابل تحمل
whereabout حدود تقریبی مکان
inbound محصور در حدود معینی
delimit تحدید حدود کردن
spheres مرتبه حدود فعالیت
delimits تعیین کردن حدود
sphere مرتبه حدود فعالیت
delimits تحدید حدود کردن
delimiting تعیین کردن حدود
abound تعیین حدود کردن
peg تعیین حدود کردن
pegs تعیین حدود کردن
demarcating تعیین حدود کردن
delimited تعیین کردن حدود
demarcate تعیین حدود کردن
demarcated تعیین حدود کردن
delimiting تحدید حدود کردن
demarcates تعیین حدود کردن
to override one's commission از حدود ماموریت خود تجاوزکردن
transfer limit حدود تصحیحات انتقال تیر
corrida برنامهای در حدود شش مسابقه گاوبازی
ultra vires خارج از حدود اختیارات قانونی
ultra vires بیش از حدود اختیارات قانونی
quart پیمانهای در حدود بیک لیتر
as far as in me lies تا انجاکه در حدود توانایی من است
range of music حدود یا میدان علم موسیقی
quarts پیمانهای در حدود بیک لیتر
boundary disclaimer نشان دهنده حدود جغرافیایی منطقه
neatline خطوط باریک حدود کناره نقشه
to live beyond one's means بیش از حدود استطاعت خودخرج کردن
limit of fire حدود میدان اتش تیربار یاسلاح
transition layer منطقه یا حدود انحراف درارتفاع پرواز
We will be checking out around noon. ما حدود ظهر تسویه حساب میکنیم.
to make both ends meet در حدود درامد خود خرج کردن
the bill defined his powers حدود اختیارات وی دران لایحه معلوم گردید
field of view حدود دید یک دوربین شبیه سازی شده
My earnings come to around 5ooo Tomans per month. درآمدم به حدود 5000 تومان درماه می رسد
ultra vires بیش از حد مجاز قانونی متجاوز از حدود اختیار
to mark out a ground حدود زمینی را تععین کردن یانشان دادن
iron pyrites ترکیب شیمیائی است که حدود 5 تا 02 درصداهن دارد
buddy line طنابی که در حدود 01 متر که 2 غواص را به هم وصل میکند
metric ton مقیاس وزن معادل هزارکیلوگرم یا حدود 0022 پوند
offshore در داخل دریا منطقه خارج از حدود ساحلی کشورها
rated power هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
parameter زیرتابعی که از پارامترها برای بیان حدود و عملیات استفاده میکند
transfer limit حدود صحت تصحیحات برای انتقال به دستگاه سمت توپ
parameters زیرتابعی که از پارامترها برای بیان حدود و عملیات استفاده میکند
clearance fit اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
mysticism مسائلی که فهم انها از حدود توانایی حواس فاهر خارج باشد
parameters اطلاعی که حدود یا عملیات چیزی مثل متغیر یا تابع یا برنامه را بیان کند
parameter اطلاعی که حدود یا عملیات چیزی مثل متغیر یا تابع یا برنامه را بیان کند
parameter کلمه داده که حاوی اطلاعات بیان کننده حدود یا عملیات یک تابع یا برنامه است
elastic banding روش تعریف حدود تصویر روی صفحه کامپیوتر با محدود کردن اطراف آن با یک مرز
parameters کلمه داده که حاوی اطلاعات بیان کننده حدود یا عملیات یک تابع یا برنامه است
hard sectored دیسک لرزانی که در ان سوراخهایی به منظور تعیین حدود هر قطاع یا بخش تعبیه و منگنه شده است
transputer - بیتی که سرعت حدود Mips دارد. که بهم وصل میشود تا سیستم پردازش موازی ایجاد کند.
virtual فضایی که از حدود فیزیکی صفحه نمایش بزرگتر است و میتواند حاوی متن ,تصویر,پنجره و... باشد
golf courses زمین بازی گلف دارای 81بخش و فاصله بین هر دوبخش در حدود 0072 تا0003 متر است
golf course زمین بازی گلف دارای 81بخش و فاصله بین هر دوبخش در حدود 0072 تا0003 متر است
beta range حدود تغییر گام ملخ در موتورتوربوپراپ برای تولید نیروی برای صفر یا منفی
banding روش مشخص کردن حدود یک تصویر روی صفحه نمایش کامپیوتر با محدود کردن اطراف آن
ocant altitude ارتفاع خارج از حدود مانع ارتفاع بالای مانع
something like 00 rials سد ریال چیزی کم چیزی بالا در حدود سد ریال
vase design طرح گلدانی [طرح های اولیه آن به حدود چهارصد سال پیش باز می گردد و وجه مشترک طرح های گلدانی استفاده از یک یا چند گلدان در متن فرش بوده که انواع پیچک و گل ها از درون آن به اطراف فرش گسترش می یابد.]
Tibet تبت [این ناحیه با کشورهای چین، هند و نپال همسایه بوده و فرش آن بیشتر تحت تاثیر چین قرار داشته است.سابقه فرش بافی در آن حدود سیصد سال می باشد. نقش ببر از طرح های اصلی فرش تبت است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com