English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
parallel port درگاه موازی
Other Matches
paralleled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallels چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
multiple معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
lpt در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
MIMD معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
sill کف درگاه
doorways درگاه
sills کف درگاه
postliminum درگاه
portal درگاه
portals درگاه
doorway درگاه
apron کف درگاه
access درگاه
port درگاه
gateway درگاه
serial port درگاه ترتیبی
doorway درگاه ورودی
capped نعل درگاه
cap نعل درگاه
doorway درگاه ورودی
in antis جرز درگاه
door step پله درگاه
control port درگاه کنترل
blocked opening درگاه بسته
doorways درگاه ورودی
architrave نعل درگاه
lintel=lintol نعل درگاه
port درب درگاه
supply port درگاه تدارکاتی
supply port درگاه تامین
sopraporta تزیین سر درگاه
sill beam تیر درگاه
memory port درگاه حافظه
shunt موازی موازی فرعی
shunts موازی موازی فرعی
shunted موازی موازی فرعی
cap-stone سنگ نعل درگاه
door lintel نعل درگاه کلاهک
Di xue [درگاه ورودی مدور]
the elect مقربان درگاه خدا
midi port دریچه یا درگاه IDI
positional protection device دستگاه حفافت درگاه
capping slab تاوه نعل درگاه
memory controller gate array ارایه درگاه کنترل حافظه
to pray to god به درگاه خدا دعا کردن
antepagmentum حاشیه های تزئینی درگاه
antepagment حاشیه های تزئینی درگاه
henostyle [ستونی بین جرز درگاه]
trabeated ساختمان با نعل درگاه چوبی
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
centerpiece [عناصر تزئینی اصلی درگاه های پیچ و تاب دار]
lintel نعل درگاه تیر یا اجرکاری ضربی بالای درب و پنجره
lintels نعل درگاه تیر یا اجرکاری ضربی بالای درب و پنجره
chimney-bar [نعل درگاه برای شومینه که اغلب از آهن مسطح به شکل اچ یا تی است.]
parallelled موازی
shunts موازی
paralleled موازی
shunted موازی
parallels موازی
coaxial موازی
parallelling موازی
shunt موازی
parallel موازی
parallel ruler خط کش موازی
two parallel lines دو خط موازی
paralleling موازی
collimator موازی ساز
parallel storage انباره موازی
along موازی با طول
parallel sheaf مروحه موازی
parallel run اجرای موازی
parallel reading خواندن موازی
parallel برابر خط موازی
centronics interface رابط موازی
parallels برابر خط موازی
axially parallel موازی محوری
antiparalle موازی ناهمسو
shunt مقاومت موازی
shunted مقاومت موازی
shunts مقاومت موازی
shunt element عنصر موازی
shunt capacitor خازن موازی
serioprallel دنبالهای و موازی
parallel storage انبارش موازی
parallel system شبکه موازی
parallel transmission مخابره موازی
parallel transmission انتقال موازی
parallel transmission ارسال موازی
pyeonhi seogi موازی ایستادن
running in parallel پردازش موازی
doube bead گچ بری موازی
parallel processor پردازنده موازی
parallel connection اتصال موازی
machinist vise گیره موازی
parallel operation عمل موازی
parallel computer کامپیوتر موازی
parallel interface رابط موازی
parallel adder افزایشگر موازی
parallel access دستیابی موازی
parallel feed خورد موازی
parallel conversion تبدیل موازی
parallelled برابر خط موازی
parallel cells یاختههای موازی
parallel operation عملکرد موازی
parallel circuit مدار موازی
parallel processing پردازش موازی
parallel processor موازی پرداز
parallel printing چاپ موازی
parallel printer چاپگر موازی
parallel operation عملیات موازی
paralleling برابر خط موازی
parallel column ستونهای موازی
parallelling برابر خط موازی
paralleled برابر خط موازی
to flatten out بازمین موازی شدن
to flatten out موازی زمین پروازکردن
clamp base vise گیره با فکهای موازی
parallel perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
twentyfive yard line خط 52 یاردی موازی خط پایانی
endline خطوط موازی با 04 مترفاصله
parallel clamp گیره پیچی موازی
parallel access با دست یابی موازی
twentyfive خط 52 یاردی موازی با خط دروازه
parallel adder جمع کننده موازی
one point perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
trimaran قایق با 3 بدنه موازی
collimate موازی قرار دادن
gules خطوط موازی عمودی
parallel resonant circuit مدار همنوای موازی
ideal paralleling مدار موازی ایده ال
jet turn چرخش موازی اسکی ها
parallel search storage انباره جستجوی موازی
branch extension اتصال موازی فرعی
bowling crease خط موازی جلوی پایه ها
multiple transformer مبدل با اتصال موازی
parallel input output ورودی و خروجی موازی
parallel gap welder جوشگر شکاف موازی
parallel trussed girder تیر شبکهای موازی
offside line خط فرضی موازی با دروازه
series parallel connection اتصال زنجیری- موازی
series parallel connection اتصال سری- موازی
trimarans قایق با 3 بدنه موازی
five yard line خط داخلی و موازی خط کناری
flashes معدن موازی سریع A/D.
flash معدن موازی سریع A/D.
swings پیچیدن موازی اسکیها
paralleled موازی کردن اسکیها
swing پیچیدن موازی اسکیها
paralleling موازی کردن اسکیها
flashed معدن موازی سریع A/D.
parallels موازی کردن اسکیها
to draw parallels خطهای موازی کشیدن
parallel موازی کردن اسکیها
parallelled موازی کردن اسکیها
parallelling موازی کردن اسکیها
series parallel dimming اتصال زنجیری- موازی لامپها
chitary jireugi ضربه مشت موازی یا افقی
to decline from the parallel از حالت موازی خارج شدن
stramline flow جریان موازی یابی ممانعت
connect in parallel بطور موازی اتصال دادن
dual دو لیست موازی جدا از اطلاعات
bit parallel طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
parallelled خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallelling خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallels خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
choir-aisle [راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
paralleling خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallel خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
petri nets مدل نمایش سیستمهای همزمان یا موازی
multidimensional تعداد آرایههای موازی به همراه عمق
strainght running فرود در مسیر مستقیم بااسکیهای موازی
bicylindrical دارای دو سطح استوانهای بامحورهای موازی
t square خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
stria نوار باریک هریک از خطوط موازی
lateral افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
paralleled خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
magnetic shunt اتصال شنت موازی فرعی مغناطیسی
rejector اندوکتانس موازی برای وازدن یک فرکانس
carding موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
narani seogi ایستادن موازی پاها همعرض شانه
shunt موازی کردن بستن بسته شدن
railing تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
shunted موازی کردن بستن بسته شدن
railings تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
shunts موازی کردن بستن بسته شدن
parallelled وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
x plate صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
input/output داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
force displaced in parallel [بردار] نیروی بطور موازی جابجا شده
gangplow گاو اهنی که شیارهای موازی ایجاد کند
gauge railway فاصله استاندارد دو ریل موازی راه اهن
parallelling داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
contact lights چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
paralleled داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallel وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com