English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
lakelet دریاچه کوچک
lin دریاچه کوچک
linn دریاچه کوچک
Search result with all words
crannog جزیره کوچک میان دریاچه
Other Matches
lochs دریاچه
ponds دریاچه
lakes دریاچه
loch دریاچه
slew دریاچه
lake دریاچه
pond دریاچه
water reservoir دریاچه
lagune دریاچه
lough دریاچه استخر
artificial lake دریاچه مصنوعی
tarn دریاچه کوهستانی
limnology دریاچه شناسی
laker ماهی دریاچه
salina دریاچه نمک
salt lake دریاچه شور
the transit of a lake عبورازیک دریاچه
bottom ice یخ کف دریاچه یا رودخانه
laky دریاچه دار
laker کشتی دریاچه پیما
trinidad lake asphalt قیر دریاچه ترینیداد
laguna دریاچه جای کم عمق دریا
tarn دریاچه عمیق وکوچک کوهستانی
ice mining انفجار یخ رودخانه یا دریاچه ها به وسیله مین
lacustrine animals دورهای که روی دریاچه هاخانه می ساختند
icekhana اتومبیل رانی روی سطح یخ بسته دریاچه
holm جزیره کوچکی میان رودخانه با دریاچه ویانزدیک خشکی
beach balls توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
beach ball توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
atole جزیره یا جزایر مرجانی که اطراف دریاچه را مثل کمربندی احاطه کرده باشد
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
water sky لکههای دریاچهای شکل درداخل ابرها شکل انعکاس تصویر دریاچه ها روی ابر
affluent رودخانه ای که به داخل رودخانه بزرگتر یا دریاچه بریزد.
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
Brontide نوعی صدا [صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small-scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
ickle کوچک
culverts پل کوچک
culvert پل کوچک
tiddlier کوچک
imminution کوچک
minor کوچک
petit کوچک
puny کوچک
fractional کوچک
tiddly کوچک
tiddliest کوچک
pipsqueaks کوچک
pipsqueak کوچک
little کوچک
bantam کوچک
short ton تن کوچک
pint-size کوچک
pint size کوچک
minus cule کوچک
minuscule کوچک
pillule حب کوچک
pilule حب کوچک
plumelet پر کوچک
plumule پر کوچک
ponceau پل کوچک
runty کوچک
seed bud پر کوچک
minute کوچک
dimmers کوچک
petty کوچک
small fry کوچک
thumbnails کوچک
thumbnail کوچک
bantams کوچک
whiffet سگ کوچک
weensy کوچک
smallest کوچک
smaller کوچک
small کوچک
venule رگ کوچک
diminutive کوچک
canis minoris سگ کوچک
micro کوچک
weenier کوچک
gracile کوچک
dinky کوچک
weeniest کوچک
weeny کوچک
floret گل کوچک
fortalice دژ کوچک
canis minor سگ کوچک
exiguousness کوچک
half pint کوچک
cerebellum مخ کوچک
micros کوچک
cockboat کرجی کوچک
atrophying کوچک شدن
pedicel ساقه کوچک
peccabillo گناه کوچک
papilla برامدگی کوچک
cock boat کرجی کوچک
onager گورخر کوچک
crosslet صلیب کوچک
atrophy کوچک شدن
atrophies کوچک شدن
cracker کلوچه کوچک
shrunken کوچک شدن
petty offence جرم کوچک
phlyctenule تاول کوچک
crackers کلوچه کوچک
pettily بطور کوچک
petit mal صرع کوچک
twigs : شاخه کوچک
twig : شاخه کوچک
squirts فواره کوچک
squirting فواره کوچک
squirted فواره کوچک
squirt فواره کوچک
pedicel پای کوچک
oliver چکش کوچک
pinpointed چیز کوچک
pinpointing چیز کوچک
pinpoints چیز کوچک
minor exchange تفاوت کوچک
tip سر صفحه کوچک
tipping سر صفحه کوچک
minor diameter قطر کوچک
inlet خلیج کوچک
inlets خلیج کوچک
minimizer کوچک شمار
splint برامدگی کوچک
miniaturization کوچک سازی
minify کوچک کردن
pinpoint چیز کوچک
dickey پرنده کوچک
nutlet هسته کوچک
crownet تاج کوچک
pouch کیسه کوچک
pouches کیسه کوچک
nutlet فندق کوچک
notelet یادداشت کوچک
negrillo زنگی کوچک
minus cule حرف کوچک
cloudlet ابر کوچک
minor repair تعمیرات کوچک
cirque دایره کوچک
minor port بندر کوچک
minim هرچیز کوچک
minims هرچیز کوچک
deerlet گوزن کوچک
denticle دندان کوچک
minicomputer کامپیوتر کوچک
atrophied کوچک شدن
pocket کوچک جیبی
colonnette ستون کوچک
saucer بشقاب کوچک
saucers بشقاب کوچک
point target هدف کوچک
pocket lamp لامپ کوچک
crosslet خاج کوچک
coffeehouse کافه کوچک
platelet صفحه کوچک
minimised کوچک شمردن
minimises کوچک شمردن
minimising کوچک شمردن
minimize کوچک شمردن
minimized کوچک شمردن
minimizes کوچک شمردن
minimizing کوچک شمردن
princeling شاهزاده کوچک
puniness کوچک اندامی
radicle ریشه کوچک
pockets کوچک جیبی
short castling قلعه کوچک
cam تپه کوچک
cams تپه کوچک
cony خرگوش کوچک
scatter rug قالیچه کوچک
contractible کوچک شدنی
coney خرگوش کوچک
crenulation کنگره کوچک
runnel نهر کوچک
runlet بشکه کوچک
rundlet بشکه کوچک
roughed slab بلوک کوچک
roe deer یکجورگوزن کوچک
rillet نهر کوچک
prickle خراش کوچک
prickled خراش کوچک
miniaturizing کوچک کردن
circlet دایره کوچک
circlets دایره کوچک
trap محوطه کوچک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com