English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
phagocytize در اثر بیگانه خواری تحلیل رفتن
Other Matches
phagocytosis بیگانه خواری
die down تحلیل رفتن
dwindling تحلیل رفتن
dwindles تحلیل رفتن
dwindled تحلیل رفتن
dwindle تحلیل رفتن
eats تحلیل رفتن
emaciate تحلیل رفتن
atrophying تحلیل رفتن
atrophied تحلیل رفتن
eat تحلیل رفتن
consumes تحلیل رفتن
consumed تحلیل رفتن
atrophies تحلیل رفتن
assimilate تحلیل رفتن
assimilated تحلیل رفتن
assimilates تحلیل رفتن
atrophy تحلیل رفتن
assimilating تحلیل رفتن
consume تحلیل رفتن
gnaw تحلیل رفتن فرسودن
wear off تدریجا تحلیل رفتن
gnaws تحلیل رفتن فرسودن
gnawed تحلیل رفتن فرسودن
spends تحلیل رفتن قوا تمام شدن
spend تحلیل رفتن قوا تمام شدن
usury تنزیل خواری حرام خواری
foreignism رسم بیگانه بیگانه پرستی
cost benefit analysis تجزیه و تحلیل سود و زیان تحلیل هزینه و سود
despicableness خواری
despicability خواری
abjectness خواری
dbasement خواری
contempt خواری
abjectly به خواری
abjection خواری
abasement خواری
khowar زبان خواری
bribery رشوه خواری
scatophagy نجاست خواری
malleability چکش خواری
contemptibility پستی خواری
coprophagia مدفوع خواری
coprophagy مدفوع خواری
corruptness رشوه خواری
necrophagia مردار خواری
mycophagy سماروغ خواری
cottuptness رشوه خواری
mycophagy قارچ خواری
ignominy افتضاح خواری
phagocytosis سلول خواری
phagocytosis یاخته خواری
abasement خواری طلبی
cannibalism همنوع خواری
histoloysis بافت خواری
corruption رشوه خواری
herbivorous گیاه خواری
binge شراب خواری
bacteriophagy باکتری خواری
speculation زمین خواری
anthropophagy ادم خواری
gombeen حرام خواری
binges شراب خواری
anthropophagous مربوط به ادم خواری
geophagy گل خوری زمین خواری
to kiss the dust به خواری وپستی تن دادن
forgeable قابلیت چکش خواری
ductility قابلیت چکش خواری
Pica [disorder] هرزه خواری [پزشکی]
malleability قابلیت چکش خواری
mallcability قابلیت چکش خواری
malleability خاصیت چکش خواری
bribery رشوه خواری پاره ستانی
malleability باخاصیت چکش خواری نرمی
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
incorruptibly با ازادگی رشوه خواری بطور غیر قابل تطمیع
crater analysis تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
outsiders بیگانه
abroad بیگانه
barbarians بیگانه
only بس بیگانه
outsider بیگانه
barbarian بیگانه
stranger بیگانه
peregrine بیگانه
peregrin or rine بیگانه
oversea بیگانه
foreigner بیگانه
xenophobe بیگانه
barbarous بیگانه
strangest بیگانه
strange بیگانه
foreign بیگانه
aliens بیگانه
foreigners بیگانه
alien بیگانه
exotic بیگانه
stranger بیگانه کردن
abroad ممالک بیگانه
xenophobia بیگانه هراسی
xenophobia بیگانه ترسی
foreign subjects اتباع بیگانه
foreignism اصطلاح بیگانه
foreignlegion هنگ بیگانه
foreing currency پول بیگانه
loanword واژه بیگانه
holozoic بیگانه خوار
estrangements بیگانه کردن
estrangement بیگانه کردن
overseas کشورهای بیگانه
xenophilous بیگانه پرست
xenophobe دشمن بیگانه
xenophobe بیگانه ترس
xenoplastic همزیست با بیگانه
outlandish بیگانه وار
xenocentrism بیگانه محوری
xenophilism بیگانه پرستی
xenophile بیگانه پرست
xenophile بیگانه دوست
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
non-resident alien [NRA] بیگانه غیر مقیم
currencies ارز پول بیگانه
currency ارز پول بیگانه
xenoglossophilia عشق به زبانهای بیگانه
he is no linguist زبان بیگانه نمیداند
macrophage یاخته بیگانه خواردرشت
xenoglossophobia هراس از زبانهای بیگانه
strangers بطور غریب یا بیگانه
strangely بطور غریب یا بیگانه
publican بیگانه صاحب میخانه
estrange بیگانه کردن دورکردن
phagocyte سلول بیگانه خوار
foreign value system نظام ارزشی بیگانه
foreignize بیگانه کردن یاشدن
publicans بیگانه صاحب میخانه
overseas agent نماینده درکشور بیگانه
barbarize بیگانه یا وحشی شدن
gringo بیگانه خصوصا انگلیسی یا امریکایی
gringos بیگانه خصوصا انگلیسی یا امریکایی
exotic گونه بیگانه [گیاه شناسی]
invasive exotic گونه بیگانه [گیاه شناسی]
alien species گونه بیگانه [گیاه شناسی]
invasive species گونه بیگانه [گیاه شناسی]
neophyte گونه بیگانه [گیاه شناسی]
foreignize حالت بیگانه دادن یایافتن
indent سفارش خرید از کشور بیگانه
indents سفارش خرید از کشور بیگانه
the a.of boreign words اقتباس یاگرفتن لغات بیگانه
phagotroph ریزه پرواره بیگانه خوار
indenting سفارش خرید از کشور بیگانه
muck rack کسی که عادتا" می خواهدکارمندان خدمات عمومی و یاجمیع مردم را به رشوه خواری و فساد و خلافکاری متهم کند
disuniting باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
disunite باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
disunited باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
disunites باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
barbarize با تعبیر بیگانه و غیر مصطلح امیختن
tramontane واقع در ماوراء جبال الپ بیگانه
enclaves ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
alienability قابلیت نقل وانتقال مالکیت بیگانه سازی
enclave ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
adoption اقتباس استعمال لغت بیگانه بدون تغییر شکل آن
to purify the person language زبان فارسی را از واژه هاوتعبیرات بیگانه یا غیرمصطلح پیراستن
exclave ناحیهای که ازکشوری جداشده وخاک بیگانه انرافراگرفته باشد
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
genet جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
ablegate مامور مخصوص پاپ درکشورهای بیگانه برای دادن نشان و خلعت
short-haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
short haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
enclaves ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
enclave ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
analyst تحلیل گر
analysis تحلیل
erosion تحلیل
comsumption تحلیل
analyzer تحلیل گر
resolution تحلیل
absorbency تحلیل
resolutions تحلیل
corrosion تحلیل
analysts تحلیل گر
marasmic تحلیل رو
corrodible تحلیل رفتنی
undermined تحلیل بردن
criterion analysis تحلیل ملاک
undermines تحلیل بردن
analysis تحلیل کاوش
pulled تحلیل رفته
solvency تحلیل بردنی
undermine تحلیل بردن
consumptive تحلیل رفته
consumptives تحلیل رفته
research and analysis تجزیه و تحلیل
psychoanalysis تحلیل روانی
muscular dystrophy تحلیل عضلانی
erosion تحلیل تدریجی
content analysis تحلیل محتوا
consumptible تحلیل رفتنی
analysis of variance تحلیل پراکنش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com