Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
imbosom
در اغوش گرفتن
inclasp
در اغوش گرفتن
Other Matches
heart
اغوش
breasts
اغوش
lap
اغوش
lapped
اغوش
bosom
اغوش
breast
اغوش
hearts
اغوش
bosoms
اغوش
caresses
در اغوش کشیدن
fondler
اغوش گیرنده
open armed
با اغوش باز
armful
بار اغوش
armfuls
بار اغوش
inarm
در اغوش گیری
caressing
در اغوش کشیدن
caress
در اغوش کشیدن
caressed
در اغوش کشیدن
nestles
در اغوش کسی خوابیدن
snapat the chance
فرصت را در اغوش بگیر
nestle
در اغوش کسی خوابیدن
nestled
در اغوش کسی خوابیدن
to take medical advice
دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
gripped
طرز گرفتن وسیله گرفتن
slag
کفه گرفتن تفاله گرفتن
take in
<idiom>
زود گرفتن ،مطالب را گرفتن
calebrate
جشن گرفتن عید گرفتن
grips
طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripping
طرز گرفتن وسیله گرفتن
grip
طرز گرفتن وسیله گرفتن
to seal up
درز گرفتن کاغذ گرفتن
clams
بچنگال گرفتن محکم گرفتن
clam
بچنگال گرفتن محکم گرفتن
To tell some one his fortune .
برای کسی فال گرفتن ( فال کسی را گرفتن )
indwell
جا گرفتن
retaken
پس گرفتن
retreating
پس گرفتن
puddles
گل گرفتن
holds
گرفتن
to begin again
از سر گرفتن
catch
گرفتن
get off the ground
<idiom>
پا گرفتن
retakes
پس گرفتن
infold
در بر گرفتن
take
گرفتن
retaking
پس گرفتن
takes
گرفتن
lay to heart
به دل گرفتن
retreats
پس گرفتن
to addict oneself
خو گرفتن
acclimatize
خو گرفتن
acclimatising
خو گرفتن
acclimatises
خو گرفتن
resume
از سر گرفتن
acclimatised
خو گرفتن
resumed
از سر گرفتن
resumes
از سر گرفتن
resuming
از سر گرفتن
to get at
گرفتن
hold
گرفتن
acclimatized
خو گرفتن
accompanied
دم گرفتن
inclasp
در بر گرفتن
accompanies
دم گرفتن
wed
گرفتن
retake
پس گرفتن
getting
گرفتن
gets
گرفتن
get
گرفتن
accompany
دم گرفتن
blinded
گرفتن
acclimatizing
خو گرفتن
acclimatizes
خو گرفتن
get at
گرفتن
acquiring
گرفتن
ceased
گرفتن
ceases
گرفتن
ceasing
گرفتن
seizes
گرفتن
seized
گرفتن
seize
گرفتن
cease
گرفتن
raclaim
پس گرفتن
reoccupy
از سر گرفتن
acquires
گرفتن
to call back
پس گرفتن
tithe
ده یک گرفتن از
acquire
گرفتن
tithes
ده یک گرفتن از
capture
گرفتن
to catch a fly
بل گرفتن
captures
گرفتن
capturing
گرفتن
overtakes
گرفتن
overtaken
گرفتن
overtake
گرفتن
to put a stop to
را گرفتن
to bring to a stop
را گرفتن
withdrawals
پس گرفتن
to get used to
خو گرفتن
[به]
to get accustomed to
خو گرفتن
[به]
pushing
گرفتن
abate
اب گرفتن از
abated
اب گرفتن از
abates
اب گرفتن از
abating
اب گرفتن از
retreat
پس گرفتن
blind
گرفتن
puddle
گل گرفتن
blinds
گرفتن
to catch on
گرفتن
To treat flippantly(lightly).
شل گرفتن
to break in
گرفتن
retrieve
پس گرفتن
break out
در گرفتن
retrieved
پس گرفتن
retrieves
پس گرفتن
obturate
گرفتن
To go bad and stink.
بو گرفتن
to draw back
پس گرفتن
withdrawal
پس گرفتن
retreated
پس گرفتن
nails
گرفتن
encumbers
گرفتن
recaptured
پس گرفتن
recaptures
پس گرفتن
recapturing
پس گرفتن
resumption
از سر گرفتن
unsay
پس گرفتن
encumbering
گرفتن
tong
گرفتن
grab
گرفتن
recapture
پس گرفتن
to station oneself
جا گرفتن
withdraw
پس گرفتن
nailed
گرفتن
nail
گرفتن
accustoms
خو گرفتن
accustoming
خو گرفتن
to take one's stand
جا گرفتن
accustom
خو گرفتن
deglutinate
گرفتن
wive
زن گرفتن
withdraws
پس گرفتن
encumbered
گرفتن
skim
کف گرفتن از
lute
گل گرفتن
reclaims
پس گرفتن
adeem
پس گرفتن
reclaiming
پس گرفتن
to take up
گرفتن
reclaimed
پس گرفتن
reclaim
پس گرفتن
lutes
گل گرفتن
grabs
گرفتن
skims
گرفتن کف
encumber
گرفتن
grabbed
گرفتن
skim
گرفتن کف
skimmed
کف گرفتن از
to shut off
را گرفتن
to whisk away or off
گرفتن
skimmed
گرفتن کف
skims
کف گرفتن از
grabbing
گرفتن
catch on
گرفتن
renovate
از سر گرفتن
flea
کک گرفتن
corks
گرفتن
situate
جا گرفتن
cork
گرفتن
situates
جا گرفتن
renovated
از سر گرفتن
receives
گرفتن
receive
گرفتن
to lay a wager
گرفتن
to hunt out
گرفتن
renovates
از سر گرفتن
fleas
کک گرفتن
situating
جا گرفتن
renovating
از سر گرفتن
devest
گرفتن
disesteem
کم گرفتن
detracted
گرفتن
to take a wife
زن گرفتن
detracting
گرفتن
detracts
گرفتن
despumate
کف گرفتن از
to nestle oneself
جا گرفتن
to take fast hold of
گرفتن
false grip
گرفتن
detract
گرفتن
snatched
گرفتن مقدار کم
to split the d.
میانه را گرفتن
celebrate
جشن گرفتن
differentiate
دیفرانسیل گرفتن
celebrate
یادبود گرفتن
differentiates
مشتق گرفتن
to stand a. off
کناره گرفتن
differentiates
دیفرانسیل گرفتن
differentiate
مشتق گرفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com