English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
hereon در این مورد در اینجا
Other Matches
Dont ever come here again. دیگر هیچوقت پایت را اینجا نگذار. [اینجا نیا.]
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
hither اینجا
here در اینجا
so far تا اینجا
here اینجا
thus far تا اینجا
in this country <adv.> در اینجا
in these parts <adv.> در اینجا
hitherto تا اینجا
where اینجا
hither به اینجا
i am a stranger here من اینجا غریبم
up and down اینجا وانجا
here and there اینجا انجا
We are short of space here . اینجا جا کم داریم
passim اینجا وانجا
i wish to stay here میخواهم اینجا بمانم
make oneself scarce <idiom> دور شو ،از اینجا برو
i had hom there اینجا گیرش اوردم
I wI'll get off here. اینجا پیاده می شوم
i do not belong here من اهل اینجا نیستم
At this point of the conversation. صحبت که به اینجا رسید
I am just passing through. از اینجا عبور میکنم.
Out with them! بروند بیرون [از اینجا] !
Make some room here. یک قدری اینجا جا باز کن
here lies در اینجا دفن است
Let us get out of here! برویم از اینجا بیرون!
isn't he there ایا او اینجا نیست
Come here tomorrow . فردا بیا اینجا
no one is here هیچکس اینجا نیست
I am just passing through. فقط از اینجا میگذرم.
I dropped in to say hello. آمدم اینجا یک سلامی بکنم
It has been a very enjoyable stay. در اینجا به من خیلی خوش گذشت.
He promised me to be here at noon . به من قول داد ظهر اینجا با شد
The bus to ... stops here. اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
I feel like a fifth wheel. من حس می کنم [اینجا] اضافی هستم.
some one must stay here یک کسی باید اینجا بماند
i intend to stay here قصد دارم اینجا بمانم
i have come on business کاری دارم اینجا امدم
There is no point in his staying here . His staying here wont serve any purpose. ماندن او در اینجا بی فایده است
I've been here for five days. پنج روزه که من اینجا هستم.
He usually drops by to see me . غالبا" می آید اینجا بدیدن من
None of that here. Nothing doing here. اینجا از این خبرها نیست
Please sign here. لطفا اینجا را امضا کنید.
It is pointless for her to come here . موضوع ندارد اینجا بیاید
Is there a car wash? آیا اینجا ماشینشویی هست؟
Left out of one place and driven away from another. <proverb> از آنجا مانده از اینجا رانده .
what is your business here کار شما اینجا چیست
take away your things اسباب خود را از اینجا ببرید
Is there a car wash? آیا اینجا کارواش هست؟
I am here on holiday. من برای تعطیلات به اینجا آمدم.
I am here on business. برای تجارت اینجا آمدم.
I am here on business. برای کار اینجا آمدم.
It is extremely hot in here . اینجا بی اندازه گرم است
He came over here in a mad rush. او [مرد] با کله اینجا آمد.
How long can I park here? چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
How dare he come here . غلط می کند قدم اینجا بگذارد
She comes here at least once a week . دست کم هفته ای یکبار اینجا می آید
Just sign here and leave at that . اینجا را امضاء کن ودیگر کارت نباشد
Could you put us up for the night ? ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟
It seems I am not welcome (wanted) here. مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
May I park there? ممکن است اینجا پارک کنم؟
Can we camp here? آیا اینجا میتوانیم چادر بزنیم؟
Can we camp here? آیا اینجا میتوانیم اردو بزنیم؟
How long does the train stop here? چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
I am leaving early in the morning. من صبح زود اینجا را ترک میکنم.
I am working here non-stop. یک بند دارم اینجا کار می کنم
hic jacet در اینجا خفته است ه کتیبه روی قبر
His coming here was quite accidental. آمدن اوبه اینجا کاملا" اتفاقی بود
This is an ideal spot for picnics . اینجا برای پیک نیک ماه است
We were afraid lest she should get here too late . ترسیده بودیم که مبادا دیر اینجا برسد.
The bus stop is no distance at all . ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
No one sent me, I am here on my own account. هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
This is a good residential are ( neighbourhood ) . اینجا محل ( محله ) مسکونی خوبی است
Do you think it advisable to wait here آیا مصلحت هست که اینجا منتظر بمانیم
Is there a camp site near here? آیا نزدیک اینجا چادر زدن وجود دارد؟
They dont recognize your high-school diploma here. دیپلم دبیرستان شما را اینجا برسمیت نمی شناسند
commit no nuisance ادرار کردن و اشغال ریختن اینجا ممنوع است
She comes here once in a blue moon . سالی ماهی یکبار می آید اینجا ( بسیار بندرت )
Is there a camp site near here? آیا نزدیک اینجا محل اردو وجود دارد؟
Well, now everyone's here, we can begin. خوب حالا که همه اینجا هستند ما می توانیم شروع کنیم.
Please be (feel ) at home . Please make yourself at home . اینجا را منزل خودتان بدانید ( راحت باشید و تعارف نکنید )
area of operational interest منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
Are there any antiquities here? آیا اینجا آثار باستانی [اشیا عتیقه و جاهای قدیمی] وجود دارد؟
We consider it a great honor to have you here with us tonight. این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
What is going on here? اینجا چه خبر است؟ [وقتی قضیه نامفهوم است] [اصطلاح روزمره]
My mind was elsewahere. My thouthts were wandering. حواسم اینجا نبود ( حواسم جای دیگه بود )
I am here for a language course من برای برای یک دوره زبان به اینجا آمدم.
direct objects مورد
objecting مورد
open to question <adj.> مورد شک
inopportune بی مورد
occasions مورد
occasioning مورد
occasioned مورد
object مورد
inapposite بی مورد
instance مورد
occasion مورد
unseasonably بی مورد
out of place بی مورد
case مورد
oportuneness مورد
instances مورد
occurence مورد
unseasonable بی مورد
objected مورد
objects مورد
indirect objects مورد
cases مورد
under disccussion مورد بحث
requirement مورد نیاز
to make observations [about] [on] اندیشیدن [در مورد] [به]
to make observations [about] [on] نگریختن [در مورد] [به]
savory مورد پسند
involved مورد بحث
unnecessary roughness خشونت بی مورد
happy [about] <adj.> خشنود [در مورد]
confutation مورد تکذیب
case studies مورد پژوهی
undue بی جهت بی مورد
taken مورد قبول
entitlements مورد استحقاق
entitlements مورد سزیدگی
noted مورد ملاحظه
sightly مورد نظر
in dispute مورد بحث
beloved مورد علاقه
special case مورد ویژه
dubitable مورد شک مشکوک
entitlement مورد سزیدگی
expectative مورد انتظار
schreber case مورد شربر
taken مورد تحسین
entitlement مورد استحقاق
undue ناروا بی مورد
collector's item مورد استثنائیوویژهیککلکسیون
case analysis تحلیل مورد
subject of hire مورد اجاره
cases دعوی مورد
myrtle berry مورد دانه
myrtaceae تیره مورد
received مورد قبول
laughing stock مورد تمسخر
utilization مورد مصرف
In this case ( instance) . دراین مورد
mytaceous از تیره مورد
opportuneness مورد مناسب
cases مورد غلاف
fishy مورد تردید
dubious مورد شک مشکوک
case دعوی مورد
object of transaction مورد معامله
objcetionable مورد ایراد
case مورد غلاف
As the case may be . برحسب مورد( آن)
utilisation [British] مورد مصرف
liable to prosecution مورد تعقیب
case study مورد پژوهی
exploitation [utilization] مورد مصرف
in no instance در هیچ مورد
instance لحظه مورد
savoury مورد پسند
utilized مورد استفاده
hold up <idiom> مورد هدف
using مورد مصرف
myrtle مورد سبز
usages مورد استفاده
instances لحظه مورد
usage مورد استفاده
usage مورد مصرف
Fancy meeting you here ! this is indeed a small woeld ! this is pleasant surprise ! شما کجا اینجا کجا !
expectation value مقدار مورد توقع
beatten zone منطقه مورد اصابت
article of roup اموال مورد حراج
availabe time زمان مورد قبول
capital employed سرمایه مورد استفاده
competitive goods کالاهای مورد رقابت
as the case may be تاچه مورد باشد
objective point سمت مورد توجه
draw fire <idiom> مورد انتقاد قرارگرفتن
draw fire <idiom> مورد هدف بودن
it is of frequent خیلی مورد دارد
intended saving پس انداز مورد انتظار
inappositely بطور بیجایا بی مورد
polestar هادی مورد توجه
i mentioned one case in p یک مورد بخصوص را ذکرکردم
receptee افراد مورد پذیرش
referent مورد مراجعه ارجاعی
referential مورد مراجعه ارجاعی
call on to the carpet <idiom> مورد مواخذه قرارگرفتن
lime requirement اهک مورد نیاز
make for مورد حمله قراردادن
object point سمت مورد توجه
oppugn مورد بحث قراردادن
neurasthenia سر درد و حساسیت بی مورد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com