English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English Persian
in these parts <adv.> در این کشور
in this country <adv.> در این کشور
Search result with all words
superstructure سازمانهای اداری ومدیریه کشور
superstructures سازمانهای اداری ومدیریه کشور
state جمهوری کشور
state کشور
state- جمهوری کشور
state- کشور
stated جمهوری کشور
stated کشور
states جمهوری کشور
states کشور
stating جمهوری کشور
stating کشور
public سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
immunity مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
imperialism استعمار طلبی سیاست مبتنی بر توسعه یک کشور تا حد یک امپراطوری ویا حفظ چنین قلمرویی درصورت وجود
indent سفارش خرید از کشور بیگانه
indenting سفارش خرید از کشور بیگانه
indents سفارش خرید از کشور بیگانه
dominion قلمرو ملک وابستگان مستقل یک کشور
wonderland کشور زیبای خیالی
wonderlands کشور زیبای خیالی
nation کشور
nations کشور
realm کشور
realms کشور
dumping صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
intervention هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
interventions هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
modus vivendi توافقی که بین دو کشور بوجود می اید با این هدف که بعدا" شرایط ان دقیقتر و واضحتر تعیین شودهدف این نوع توافق حل مسائلی است که حل انها رانمیتوان به بعد موکول کرد
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
assistance کمک یک جانبه کشوری به کشور دیگر بدون اینکه مسئله مقابله به مثل مطرح باشد
deportation تبعید و بیرون کردن فردخارجی از کشور
deportation اخراج از کشور
safe conduct سمدی که فرستاده دولتی که در حال جنگ با دولت مرسل الیه است قبل از ورود به خاک ان کشور باید تحصیل کند
safe conducts سمدی که فرستاده دولتی که در حال جنگ با دولت مرسل الیه است قبل از ورود به خاک ان کشور باید تحصیل کند
safe-conducts سمدی که فرستاده دولتی که در حال جنگ با دولت مرسل الیه است قبل از ورود به خاک ان کشور باید تحصیل کند
White Paper کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
White Papers کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
campaign مسافرت درداخل کشور
campaigned مسافرت درداخل کشور
campaigning مسافرت درداخل کشور
campaigns مسافرت درداخل کشور
Thai اهل کشور تایلند
Thais اهل کشور تایلند
condominium اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
condominiums اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
sovereign فرمانروا رئیس کشور
sovereigns فرمانروا رئیس کشور
countries کشور
country کشور
expulsion اخراج از کشور
expulsions اخراج از کشور
nationwide در سرتاسر کشور
treason خیانت به کشور
traitor خائن به کشور
traitors خائن به کشور
geopolitics درمشی سیاسی و سیاست خارجی کشور
provincialism اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
hinterland مناطق داخلی کشور
hinterlands مناطق داخلی کشور
Guinea کشور گینه در افریقا
guineas کشور گینه در افریقا
leakage مقدارمالیاتی که به علت خرج نشدن درامد در کشور
leakages مقدارمالیاتی که به علت خرج نشدن درامد در کشور
soil کشور
soiling کشور
soils کشور
strategies خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
strategy خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
currencies پول قانونی و رایج هر کشور
currency پول قانونی و رایج هر کشور
consul نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consuls نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
enclave ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
enclaves ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
satellite ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
satellites ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
secondary سازمانی که دستیابی به اینترنت را برای ناحیه مشخصی از کشور تامین کند
fairyland کشور پریان
fairylands کشور پریان
renege ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
reneged ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
reneges ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
reneging ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
extradite مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extraditing مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
revolutionised در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionize در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionized در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizes در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing در کشور ایجاد شورش کردن
territories کشور
territory کشور
import به کشور اوردن افهار کردن
imported به کشور اوردن افهار کردن
Other Matches
Burundi کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
nonaligned کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
fatherlands کشور
common wealth کشور
fatherland کشور
land n کشور
Somalia کشور سومالی
Singapore کشور سنگاپور
Peru کشور پرو
Sierra Leone کشور سیرالئون
Philippines کشور فیلیپین
Portugal کشور پرتغال
department of the enterior وزارت کشور
Qatar کشور قطر
Czechoslovakia کشور چکوسلواکی
Rwanda کشور رواندا
Djibouti کشور جی بوتی
country of origin کشور مبداء
Senegal کشور سنگال
Paraguay کشور پاراگوئه
Canada کشور کانادا
attack origine کشور اغازکننده تک
Vietnam کشور ویتنام
Costa Rica کشور کاستاریکا
Cameroon کشور کامرون
Colombia کشور کلمبیا
Zambia کشور زامبیا
Zimbabwe کشور زیمبابوه
America کشور امریکا
cloud-cuckoo-land کشور پریون
ottoman کشور عثمانی
Venezuela کشور ونزوئلا
Ukraine کشور اوکرانی
Uganda کشور اوگاندا
Sri Lanka کشور سریلانکا
Cuba کشور کوبا
Sudan کشور سودان
Suriname کشور سورینام
Swaziland کشور سوازیلند
Sweden کشور سوئد
Tanzania کشور تانزانیا
Thailand کشور تایلند
Togo کشور توگو
Tunisia کشور تونس
oversea خارج از کشور
Eire کشور ایرلند
Ecuador کشور اکوادر
Jamaica کشور جامائیکا
Cambodia کشور کامبوج
Kenya کشور کنیا
independency کشور مستقل
Kiribati کشور کیریباتی
Kuwait کشور کویت
Laos کشور لائوس
host nation کشور میزبان
host country کشور میزبان
Ghana کشور غنا
Morocco کشور مغرب
Indonesia کشور اندونزی
Hungary کشور مجارستان
Fiji کشور فیجی
Finland کشور فنلاند
Gabon کشور گابن
Liberia کشور لیبریا
Ghana کشور گانا
land of the rising sun کشور ژاپن
Great Britain کشور انگلیس
Guatemala کشور گواتمالا
Korea کشور کره
kingdom کشور قلمروپادشاهی
Guyana کشور گیانا
Honduras کشور هندوراس
Lesotho کشور لسوتو
home country کشور اصلی
fisc خزانه کشور
Myanmar کشور میانمار
midland داخله کشور
Namibia کشور نامیبی
Namibia کشور نامیبیا
Nepal کشور نپال
New Zealand کشور زلاندنو
Nicaragua کشور نیکاراگوا
Niger کشور نیجر
Nigeria کشور نیجریه
Oman کشور عمان
Egypt کشور مصر
Mozambique کشور موزامبیک
Mexico کشور مکزیک
forwarding country کشور فرستنده
Holland کشور هلند
Libya کشور لیبی
Luxembourg کشور لوکزامبورگ
high court of دیوانعالی کشور
Greece کشور یونان
great power کشور با قدرت
Malawi کشور مالاوی
Malaysia کشور مالزی
friendly state کشور خودی
friendly state کشور دوست
Maldives کشور مالدیو
Mali کشور مالی
Pakistan کشور پاکستان
sending state کشور فرستنده
Spain کشور اسپانیا
the youth of the country جوانان کشور
the superme court دیوانعالی کشور
the play of europe کشور سویس
neighbouring country [British E] کشور همسایه
neighboring state [American E] کشور همسایه
bordering country کشور همسایه
traitor to the countruy خائن کشور
traitor to one's country خائن به کشور
theocrat خداوند کشور
southland کشور نیمروز
assyria کشور اشور
Hungary مجارستان [کشور]
respublica کشور جمهوری
Bahamas کشور باهاما
abroad خارج از کشور
inland درون کشور
ministry of the interior وزارت کشور
Home Office وزارت کشور
respublica جمهوری کشور
Botswana کشور بوتسوانا
mother country کشور اصلی
turkey کشور ترکیه
turkeys کشور ترکیه
Burma کشور برمه
per pais بوسیله کشور
Bhutan کشور بوتان
dependency کشور غیرمستقل
Belize کشور بلیز
dependencies کشور غیرمستقل
Bangladesh کشور بنگلادش
Bahrain کشور بحرین
mother countries کشور اصلی
interior ministry وزارت کشور
secretary of state for home affairs وزیر کشور
Albania کشور آلبانی
Andorra کشور آندورا
Uruguay کشور اوروگوئه
sea power کشور دریایی
Angola کشور انگولا
Argentina کشور آرژانتین
Cape Verde کشور کیپ ورد
traitor to the countruy خائن نسبت به کشور
Burkina Faso کشور بورکینا فاسو
the country is ours کشور مال ما است
turk اهل کشور ترکیه
Judaic وابسته به کشور یهودیه
upcountry درداخل یا درون کشور
up country نواحی داخل کشور
Barbados کشور بار بادوس
title of territory مالکیت قلمرو کشور
Antigua and Barbuda کشور آنتیگوا و باربوداس
United Kingdom کشور متحده پادشاهی
the talnet of the country مردم با استعداد کشور
Dominican Republic کشور جمهوری دمینیکان
to go abroad به خارج [از کشور] رفتن
Civil Aviation Organization سازمان هواپیمایی کشور
Department of Homeland Security [DHS] وزارتخانه امنیت کشور
Home Office [British E] دفتر وزارت کشور
Department of the Interior [American E] دفتر وزارت کشور
one country or another این یا یک کشور دیگری
at home and abroad در داخل و خارج [از کشور]
internally or abroad در داخل و خارج [از کشور]
neck of the woods <idiom> ناحیه یا قسمتی از کشور
Western Samoa کشور ساموآی غربی
Trinidad and Tobago کشور ترینیداد و توباگو
Sucre پول کشور اکوادور
San Marino کشور سان مارینو
Papua New Guinea کشور پاپوا - گینهی نو
Ivory Coast کشور ساحل عاج
Guinea-Bissau کشور گینه بیسائو
Equatorial Guinea کشور گینهی استوایی
supreme court دیوان عالی کشور
home market بازار داخل کشور
citizens تبعه یک کشور شهروند
outbound cargo بار خارج از کشور
Ethiopia کشور حبشه یااتیوپی
assyrian اهل کشور اشور
Panama کشور جمهوری پاناما
Tibetan اهل کشور تبت
donner country کشور کمک کننده
donee country کشور کمک گیرنده
citizen تبعه یک کشور شهروند
hight court of cassetion دیوان عالی کشور
high court of cassation دیوان عالی کشور
inbound traffic مسیر خارج از کشور
korean اهل کشور کره
foreign currency پول کشور خارجی
expatriates از کشور خود راندن
Lima پایتخت کشور پرو
lithuanian اهل کشور لیتوانی
finn اهل کشور فنلاند
mede اهل کشور ماد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com