English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
you do me injustice در باره من بی عدالتی می کنید
Other Matches
We would appreciate it if you could provide us with some information about ... ما سپاسگزار می شویم اگر اطلاعاتی در باره ... به ما ارائه کنید.
injustice بی عدالتی
injustices بی عدالتی
outraging بی عدالتی کردن
outrage بی عدالتی کردن
outraged بی عدالتی کردن
outrages بی عدالتی کردن
iniquitously ازروی بی عدالتی بناحق
repeat بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeats بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
to make r. for a wrong بی عدالتی یا خطایی را جبران کردن
add اضافه کنید زیاد کنید
adding اضافه کنید زیاد کنید
adds اضافه کنید زیاد کنید
prescan خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید
in regard to در باره
rampire باره
in relation to در باره
one-off یک باره
rampart باره
one-offs یک باره
ter سه باره
lake rampart اب باره
on بالای در باره
to sputter [about] تف پراندن [در باره ]
here در این باره
herein در این باره
Impressionism در باره ادراک
tartar باره دندان
tartars باره دندان
regard باره نسبت
regards باره نسبت
regards بابت باره
regarded باره نسبت
regarded بابت باره
one-night stand برنامهی یک باره
regard بابت باره
one-night stands برنامهی یک باره
It deals with ... موضوع در باره ... است.
aftercrop حاصل دوم باره
countermark انگ دوم باره
with relation to نسبت به راجع به در باره
tartarous دارای باره دندان
reapparition فهور دوم باره
rearrngement ترتیب دوم باره
to speak [about] صحبت کردن [در باره]
re order سفارش دوم باره
multipoint اتصال چندین باره به یک خط یا یک کامپیوتر
She did not ask about this. او [زن] دراین باره پرسش نکرد.
with regard to نسبت به در باره راجع به در خصوص
to sputter [about] با خشم سخن گفتن [در باره ]
deuterogamy عروسی دوم باره تجدیدفراش
prejudicate بی رسیدگی رای دادن در باره
disclosures عمل بیان در باره چیزی
to ruminate on something اندیشه کردن [در باره چیزی]
he is an a. on that سخن او دراین باره است
for the rest اما در باره باقی مطالب
i assured him of that به او در این باره اطمینان دادم
what say you to a cinema? در باره سینما چه عقیده دارید
to mack i. about a person در باره کسی از دیگران جویاشدن
what do you think of him? عقیده شما در باره او چیست
to talk shop در باره کار صحبت کردن
to meditate on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
to contemplate about/on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
disclosure عمل بیان در باره چیزی
to theorise [about something] [British E] نگرشگری کردن [در باره چیزی]
information [on] about somebody] [something] معلومات [در باره کسی یا چیزی]
information [on] about somebody] [something] داده ها [در باره کسی یا چیزی]
to theorize [about something] نگرشگری کردن [در باره چیزی]
conventions باره مسائل حزبی ناحیهای
to proffer [somebody something ] [something to somebody] [formal] سخن گفتن در باره چیزی
convention باره مسائل حزبی ناحیهای
information [on] about somebody] [something] آگاهی [در باره کسی یا چیزی]
information [on] about somebody] [something] خبر [در باره کسی یا چیزی]
to do one right عدالت در باره کسی بجا اوردن
to proffer [somebody something ] [something to somebody] [formal] اظهار نظر دادن در باره چیزی
to consult with somebody about something با کسی در باره چیزی مشاوره کردن
monographist نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
to have a different view of [ opinion about] something در باره موضوی عقیده دیگری داشتن
argument بحث در باره چیزی بدون توافق
arguments بحث در باره چیزی بدون توافق
to make of something در باره چیزی نظر [عقیده] داشتن
What do you make of this [it] ? نظر شما در باره این چه است؟
vallum بارو باره استحکامات خاکریز بارودارکردن
to sputter [about] تند ومغشوش سخن گفتن [در باره ]
to theorise [about something] [British E] استدلال نظری کردن [در باره چیزی]
to theorize [about something] استدلال نظری کردن [در باره چیزی]
to pry into a person affairs فضولانه در باره کسی پرسش کردن
argue بحث در باره چیزی که در مورد آن موافق نیستید
argued بحث در باره چیزی که در مورد آن موافق نیستید
arguing بحث در باره چیزی که در مورد آن موافق نیستید
I don't want to say anything about that. من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
argues بحث در باره چیزی که در مورد آن موافق نیستید
to get an overview [of something] دید کلی [در باره چیزی] دست یافتن
to read a book کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
There is nothing I can do about it. از دست من دراین باره کاری ساخته نیست
I'll speak at length on this subject. دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
to talk something over with somebody با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
Allow me to chew it over in my mind . اجازه بدهید دراین باره فکر کنم
to talk out a bill مذاکره کردن در باره لایحهای انقدرکه موکول ببعدگرد د
genetics شاخهای از علم زیست شناسی که در باره انتقال وراثت
ease off شل کنید
say no more بس کنید
On the recent developments he had nothing to say. در باره تحولات اخیر او هیچ چیزی برای گفتن نداشت.
Turn (let) the dog loose. سگ راباز کنید
vide infara را نگاه کنید
attention to orders توجه کنید
wait a second تامل کنید
have patience with me با من حوصله کنید
repeats تکرار کنید
hurry up عجله کنید
hold hard صبر کنید
deleted حذف کنید
supposing فرض کنید
give it a wipe انراخشک کنید
deletes حذف کنید
suppose فرض کنید
supposes فرض کنید
dele پاک کنید
deleting حذف کنید
accelerando کم کم تند کنید
i say نگاه کنید
cautioning توجه کنید
into a ball نخ راگلوله کنید
cautions توجه کنید
cautioned توجه کنید
push the door to در راپیش کنید
oyez توجه کنید
caution توجه کنید
oyez گوش کنید
delete حذف کنید
repeat تکرار کنید
move out حرکت کنید
make a hurry عجله کنید
leontief table نگاه کنید به :
keep at it مداومت کنید
recive مصرف کنید
urology رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
Thinking of it still gives me a pang. [Colloquial] هنوز من را آزار می دهد [اذیت می کند] وقتی که در باره آن فکر می کنم.
What does Main Street think of this policy? بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
geostrategy شاخهای از فیزیک سیاسی که در باره علم لشکر کشی بحس میکند
urologic رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
urological رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
glaciology علمی که در باره تجمع برف ویخ و انجماد در دورههای یخبندان بحث میکند
permanent income hypothesis مینامد میباشد . این تئوری یکی از تئوریهای جدیددر باره مصرف است
off print چاپ دوم باره چیزی که ازمجله یا نگارشهای دیگری گرفته شده باشد
mayday خطر کمک کنید
chains مراجعه کنید به CATENA
Full tank, please. لطفا باک را پر کنید.
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
avast ایست توقف کنید
cease engagement درگیری را قطع کنید
check firing عناصرتیر را بررسی کنید
chain مراجعه کنید به CATENA
opens مروحه را باز کنید
maydays خطر کمک کنید
trail هدف را تعقیب کنید
continue your studies تحصیلات خودرادنبال کنید
trailed هدف را تعقیب کنید
trailing هدف را تعقیب کنید
trails هدف را تعقیب کنید
open مروحه را باز کنید
opened مروحه را باز کنید
do good to others بدیگران نیکی کنید
drop track تعقیب را قطع کنید
observe silence سکوت را رعایت کنید
record as target اماج را ثبت کنید
Notice the details! توجه کنید به جزییات !
When will you depart? کی شما حرکت می کنید؟
she your profit with him سودخودرابا اوتقسیم کنید
out with him اورا بیرون کنید
off with his head سرش را از تن جدا کنید
shift colors پرچم را تعویض کنید
single file به ستون یک حرکت کنید
infile به ستون دو حرکت کنید
KEEP LEFT از سمت چپ حرکت کنید.
wait a second یک خرده صبر کنید
Refer (turn over) to page 110. به صفحه 110مراجعه کنید
Turn the water tap on . شیر آب را باز کنید
wait a minute یک دقیقه صبر کنید
wait a minute اندکی صبر کنید
I won't be talked into it! من را نمیتوانید متقاعد کنید!
Do you agree that … آیا تصدیق می کنید که …
wait a second اندکی صبر کنید
Please behave yourself . Please be courteous. ادب را رعایت کنید
try and came کوشش کنید که بیائید
Cash is in short supply these days . از حقوق ماهانه ام کم کنید
stack arms تفنگها راچاتمه کنید
NB خوب دقت کنید
wait a little کمی صبر کنید
supra ببالا نگاه کنید
sus.per coll حلق اویزش کنید
dropping قطره سقوط کردن کم کنید
o bey your parents والدین خودرا اطاعت کنید
negative altitude ارتفاع هواپیما را تصحیح کنید
large spread فاصله گلوله ها راکم کنید
Erase ( clean ) the blackboard. تخته سیاه راپاک کنید
KEEP RIGHT از سمت راست حرکت کنید.
Drop me just before you get to the turning. مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com