Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
English
Persian
above
در بالا
on high
در بالا
Search result with all words
press
بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
presses
بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
ramp
بالا بردن یاپایین اوردن
ramps
بالا بردن یاپایین اوردن
demand
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demanded
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demands
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
superstructure
ساختار بالا
superstructures
ساختار بالا
home
که معمولا در بالا سمت چپ قرار دارد
homes
که معمولا در بالا سمت چپ قرار دارد
overarm
بالا اوردن بازو تا بالای شانه
backbone
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
enhance
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhance
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhance
در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhanced
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhanced
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhanced
در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhances
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhances
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhances
در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhancing
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhancing
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhancing
در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
list
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
cassette
نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
cassettes
نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
dim
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dimmed
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dims
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
over
بالا
over-
بالا
desktop
آنچه در بالا میز قرار دارد
string
زبان برنامه نویسی سطح بالا که از روشهای پردازش رشته استفاده میکند
hierarchies
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
tie
بالا انداختن توپ
ties
بالا انداختن توپ
plotter
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotters
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
graphics
قلم نوری با دقت بالا برای رسم روی صفحه نمایش گرافیکی
graphics
ترمینال مخصوص با نمایش گرافیکی با resoleetion بالا و صفحه گرافیکی و سایر وسایل ورودی
feint
حرکت از میله بالا به میله پایین
feinted
حرکت از میله بالا به میله پایین
feinting
حرکت از میله بالا به میله پایین
feints
حرکت از میله بالا به میله پایین
status
خط ی در بالا یا پایین صفحه که اطلاعات در مورد کار جاری میدهد روی
carrier
حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carriers
حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
lisp
زبان سطح بالا که در پردازش لیست دستورست یا داده و در هوش مصنوعی به کار می رود
lisp
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisped
زبان سطح بالا که در پردازش لیست دستورست یا داده و در هوش مصنوعی به کار می رود
lisped
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisping
زبان سطح بالا که در پردازش لیست دستورست یا داده و در هوش مصنوعی به کار می رود
lisping
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisps
زبان سطح بالا که در پردازش لیست دستورست یا داده و در هوش مصنوعی به کار می رود
lisps
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
token
کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
tokens
کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
high
بالا
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high
زبان سطح بالا
high
وسیله گران یا با کارایی بالا
high
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
highest
بالا
highest
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highest
زبان سطح بالا
highest
وسیله گران یا با کارایی بالا
highest
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
highs
بالا
highs
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highs
زبان سطح بالا
highs
وسیله گران یا با کارایی بالا
highs
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
procedural
زبان برنامه نویسی سطح بالا که برنامه نویس عملیات لازم را برای بدست آوردن نتیحه وارد میکند
document
نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
documented
نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
documenting
نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
ante
: بالا بردن
tweak
بالا بردن
tweaked
بالا بردن
tweaking
بالا بردن
tweaks
بالا بردن
windlass
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
windlasses
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
buck
بالا پریدن وقوز کردن
bucks
بالا پریدن وقوز کردن
pullover
کشیدن به طرف بالا
pullovers
کشیدن به طرف بالا
image
وسیله تنظیم تایپ که میتواند کاغذ Postscript را پردازش کند و خروجی با ruolution بالا تولید کند
images
وسیله تنظیم تایپ که میتواند کاغذ Postscript را پردازش کند و خروجی با ruolution بالا تولید کند
up
بالا
up
بالا بردن
up
رو به بالا
upped
بالا
upped
بالا بردن
upped
رو به بالا
upping
بالا
Other Matches
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pull up
بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
high burst ranging
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
galleries
لژ بالا
gallery
لژ بالا
overtones
بالا تن
overhead
سر بالا
overhead
بالا
uppermost
از بالا
upside
بالا
upper limit
حد بالا
up there
ان بالا
up stairs
بالا
balconies
لژ بالا
balcony
لژ بالا
superincumbent
از بالا
top
بالا
lever bridge
پل بالا رو
outreach
بالا
upping
رو به بالا
headwater
بالا اب
atop
بالا
aweigh
بالا
overtone
بالا تن
at a great age
در سن بالا یی
in old age
[in great age]
در سن بالا
upper
بالا
ascendency
بالا
aloft
بالا
ascendancy
بالا
hoisted
بالا کشیدن
hoists
بالا بردن
upgraded
بالا بردن
radius
زند بالا
hoisted
بالا بردن
upgraded
بطرف بالا
upgrading
بالا بردن
upgrades
بطرف بالا
atop
بطرف بالا
upgrades
از درجه بالا
upgrades
بالا بردن
hoist
بالا بردن
hoist
بالا کشیدن
upgraded
از درجه بالا
hoists
بالا کشیدن
uplift
بالا بردن
ascendent
بالا رونده
ascensive
بالا رونده
at the utmost
دست بالا
upgrade
بطرف بالا
bottom up
از پایین به بالا
upgrade
بالا بردن
lifting device
ابزار بالا بر
face up feed
خورد رو به بالا
h.f.
فرکانس بالا
upgrade
از درجه بالا
ascendance
بالا رفتن
uplifts
بالا بردن
heave
بالا کشیدن
heaved
بالا کشیدن
jacks
بالا بردن
ascending
بالا رونده
booster
بالا برنده
boosters
بالا برنده
abovestairs
طبقه بالا
promote
بالا بردن
embezzling
بالا کشیدن
promoted
بالا بردن
promotes
بالا بردن
promoting
بالا بردن
raising
بالا اوردن
raises
بالا بردن
upheaval
بالا امدن
upheavals
بالا امدن
embezzles
بالا کشیدن
embezzle
بالا کشیدن
elevating
بالا بردن
elevates
بالا بردن
aspire
بالا رفتن
aspired
بالا رفتن
aspires
بالا رفتن
aspiring
بالا رفتن
Mt
بالا رفتن
Mts
بالا رفتن
elevate
بالا بردن
embezzled
بالا کشیدن
jack
بالا بردن
upgrading
از درجه بالا
raise
بالا بردن
tossed
بالا انداختن
shoot forth
بالا جستن
tosses
بالا انداختن
rally
بالا بردن قی مت
rallies
بالا بردن قی مت
tossing
بالا انداختن
rallied
بالا بردن قی مت
shoot out
بالا جستن
toss
بالا انداختن
spec
مشخصات بالا
raise
بالا کشیدن
soars
بالا رفتن
raises
بالا کشیدن
soared
بالا رفتن
soar
بالا رفتن
top down
از بالا به پایین
top-down
از بالا به پایین
shoot-outs
بالا جستن
upgrading
بطرف بالا
head piece
قسمت بالا
up and down
بالا و پایین
escalate
بالا گرفتن
escalated
بالا گرفتن
escalates
بالا گرفتن
escalating
بالا گرفتن
high-class
از طبقات بالا
Please come up .
بفرمائید بالا
chock-a-block
بالا کشیده
all-time
بالا یا پایینترین حد
upwards
بطرف بالا
uplifter
بالا برنده
upper beam
تیر بالا
upper bound
کران بالا
upraise
بالا بردن
uprear
بالا بردن
upriser
بالا رونده
upward compatible
همساز رو به بالا
upward flow
جریان رو به بالا
upward motion
حرکت رو به بالا
upward rotation
چرخش رو به بالا
to tilt up
به بالا پیچیدن
to turn up
[collar]
به بالا پیچیدن
up
<adv.>
به بالا
[آمدن]
upwards
<adv.>
به بالا
[رفتن]
to hinge up
به بالا پیچیدن
to fold up
به بالا پیچیدن
raise of loom
بالا بردن
warp beam
نورد بالا
to fold up
به بالا تا زدن
to hinge up
به بالا تا زدن
to tilt up
به بالا تا زدن
to turn up
[collar]
به بالا تا زدن
unfield
میدان بالا
heave away
بالا بکشید
high temperature
دمای بالا
high voltage
ولتاژ بالا
high wing
بال بالا
scandent
بالا رونده
intumesce
بالا امدن
it comes from above
از بالا می آید
jack up
بالا بردن
joo chin pyon soon koot
کف دست بالا
long precision
با دقت بالا
mountant
بالا رونده
high storage
انباره بالا
high resolution
وضوح بالا
high precison
دقت بالا
heave in
بالا کشیدن
high burst
ترکش بالا
high contrast
تغایر بالا
high efficiency
راندمان بالا
high frequency
بسامد بالا
high frequency
فرکانس بالا
high frequency alternator
ژنراتورفرکانس بالا
high grown
بلند بالا
high impedance
امپدانس بالا
high order
رتبه بالا
on stilts
بالا ایستاده بل
plan view
دید از بالا
to fetch up
بالا اوردن
to puff out
بالا امدن
to puff up
بالا امدن
to set in
بالا امدن
top carriage
قنداق بالا
top cast
ریختن از بالا
top pour
ریختن از بالا
topmast
دکل بالا
topside
قسمت بالا
topsides
قسمت بالا
to cast the g.
بالا اوردن
to bring up
بالا اوردن
they were filfty at the outsid
دست بالا
plan view
نمای بالا
pushup
بالا فشردنی
radio frequency
فرکانس بالا
regorge
بالا اوردن
res
noitaloseR بالا
spoke bone
زند بالا
surmountable
بالا قرارگرفتنی
talll
بلند بالا
the above figures
ارقام بالا
the upper storey
اشکوب بالا
toss your oars
پارو بالا
climbs
بالا کشیدن
upping
بالا بردن
upper class
طبقه بالا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com