English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
to put in motion در جنبش دراوردن
Search result with all words
stir به جنبش دراوردن
stirred به جنبش دراوردن
stirrings به جنبش دراوردن
stirs به جنبش دراوردن
Other Matches
libration جنبش ترازویی و حرکت موازنهای جنبش نمایان ماه
resistance force جنبش مقاومت یا جنبش ازادی بخش انقلابی
stock-still بی جنبش
vibration جنبش
swings جنبش
swing جنبش
jiggling جنبش
jiggles جنبش
inanition جنبش
immotile بی جنبش
heartbeats جنبش
leger or ledger بی جنبش
stirred جنبش
stir جنبش
kinesthesis حس جنبش
kinesodic جنبش بر
kinesis جنبش
heartbeat جنبش
mobility جنبش
motioning جنبش
astir در جنبش
motioned جنبش
vibratility جنبش
motion جنبش
bustles جنبش
bustled جنبش
rocks جنبش
jiggled جنبش
jiggle جنبش
passively بی جنبش
awakening جنبش
motions جنبش
rock جنبش
rocked جنبش
vibrational جنبش
bustle جنبش
rocking جنبش
locomotion جنبش
on the move در جنبش
rising جنبش
inactive بی جنبش
action جنبش
actions جنبش
oscillation جنبش
oscillations جنبش
the r. جنبش
movement جنبش
stirrings جنبش
immobile بی جنبش
stock still بی جنبش
libration جنبش
stirs جنبش
action جنبش حرکت
psychokinesis جنبش فراروانی
actions جنبش حرکت
photokinesis نور جنبش
paratonic از جنبش بازدارنده
immobile جنبش ناپذیر
kymogram جنبش نگاره
kymograph جنبش نگار
tremour تکان جنبش
libration جنبش ترازویی
forward motion جنبش پیشرو
gybe جنبش تغییرجهت
operation گردش جنبش
saltation جنبش ناگهانی
impassionate به جنبش امده
reformation نهضت جنبش
labor movement جنبش کارگری
quiescently بدون جنبش
revolt نهضت جنبش
kinesthesia حس جنبش درماهیچه
jarred تکان جنبش
kinesiotherapy جنبش درمانی
commotion جنبش اغتشاش
kinematic جنبش شناسی
kinematics جنبش شناسی
kinesalgia جنبش درمان
jars تکان جنبش
kinesimeter جنبش سنج
jar تکان جنبش
life blood جنبش بی اخبار
kinetics جنبش شناسی
movableness جنبش پذیری
kinetoscope جنبش نما
mass movement جنبش تودهای
hyperkinesthesia شدت حس جنبش
impetus نیروی جنبش
immovableness جنبش ناچذیری
libration جنبش موازنهای
kinaesthesia حس جنبش درماهیچه
kinaesthesis حس جنبش درماهیچه
kinesimometer جنبش سنج
moved جنبش تکان
revivals جنبش مذهبی
reformer پیشوای جنبش
reformers پیشوای جنبش
stagnates از جنبش ایستادن
stagnating از جنبش ایستادن
revival جنبش مذهبی
flicker پرپرزدن جنبش
flickered پرپرزدن جنبش
stagnated از جنبش ایستادن
stagnate از جنبش ایستادن
moved حرکت جنبش
moves جنبش تکان
moves حرکت جنبش
move حرکت جنبش
move جنبش تکان
traveled حرکت جنبش
travels حرکت جنبش
braids جنبش جهش
revolts نهضت جنبش
flickers پرپرزدن جنبش
braided جنبش جهش
tremor تکان جنبش
travel حرکت جنبش
braid جنبش جهش
kinology جنبش شناسی
uniform movement جنبش یکسان
tremors تکان جنبش
undulation جنبش نوسانی
impassioned به جنبش درامده
to youse to a به جنبش انداختن
oscillatory motion جنبش تاب وار
kinetics علم جنبش و نیرو
peristole جنبش کرم وار
myokinetic test ازمون جنبش عضلانی
music of the spheres اهنگ جنبش سیارات
immobile ثابت جنبش ناپذیر
photokymograph جنبش نگار نوری
vibrant در حال جنبش تکریری
tranquil بی جنبش درحال سکون
peristaltic movement جنبش کرم وار
libration of the moon جنبش نمایان ماه
an onward movement جنبش سوی پیش
peristalsis جنبش کرم وار
causing جنبش سبب شدن
f. morement جنبش برای پیشرفت
movable جنبش پذیر تغییرناپذیر
gyrostatics گفتاردر جنبش وضعی
hydrokinetics علم جنبش مایعات
kinematical وابسته به جنبش شناسی
groundswell جنبش تند گستر
momentum مقدار جنبش انی
cause جنبش سبب شدن
angular momentum مقدار جنبش چرخشی
gas kinetics علم جنبش گازها
causes جنبش سبب شدن
lost causes جنبش یا آرمان از دست رفته
lost cause جنبش یا آرمان از دست رفته
inert فاقد نیروی جنبش بیروح
passivism فلسفه صبر وعدم جنبش
counter-revolutions جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolution جنبش برای سرکوبی انقلاب
photodynamic اثر روشنایی در جنبش گیاهان
photodynamics اثر روشنایی در جنبش گیاهان
photothropism جنبش در تحت تاثیر روشنایی
immovably چنانکه نتوان جنبش داد
revivalist movement جنبش اصول بیداری مذهبی
statgnate از جنبش ایستادن گندیده شده
she is quick with child جنبش بچه رادرشکم حس میکند
actimeter نمایان ساز [جنبش بدن]
to set in motion بجریان انداختن به جنبش اوردن
wavy جنبش بعقب و جلو متموج
reform movement جنبش یا نهضت برای اصلاحات
planker گیاهان و جانورانی که دستخوش جنبش اب دریاهستند
spurt کوشش ناگهانی وکوتاه جنبش تند وناگهانی
ultromotivy جنبش خود بخود نیروی خودبخودی جنبی
spurts کوشش ناگهانی وکوتاه جنبش تند وناگهانی
Community architecture [جنبش مداخله در طراحی ساختمان های انگلیس]
spurted کوشش ناگهانی وکوتاه جنبش تند وناگهانی
spurting کوشش ناگهانی وکوتاه جنبش تند وناگهانی
gyrostat التی که جنبش وضعی جسمی رانشان میدهد
quick stage ان مرحله ازابستنی که زن جنبش بچه رادرزهدان خودحس میکند
Expressionism [جنبش هنرمندان شمال اروپا بخصوص در آلمان و هلند]
gyrostabilizer التی که جنبش حرکت وضعی زمین را نشان میدهد
vanes کسی یاچیزی که به اسانی قابل حرکت و جنبش باشد
revivalist movement جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
vane کسی یاچیزی که به اسانی قابل حرکت و جنبش باشد
City Beautiful [جنبش طراحان، محوطه سازان آمریکایی در دفاع از زیبایی شهرها]
Aesthetic Movement [جنبش هنرمندان آمریکایی و انگلیسی در احیای طراحی های باشکوه عصر ملکه ویکتوریا]
sickle دراوردن
doffs دراوردن
doffing دراوردن
doffed دراوردن
doff دراوردن
scauper دراوردن
exsect دراوردن
intromit دراوردن
redact دراوردن
gouge دراوردن
gouges دراوردن
gouging دراوردن
sickles دراوردن
gouged دراوردن
renders دراوردن
to work out دراوردن
gill دراوردن
rendered دراوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com