English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
register در دفتر واردکردن
registering در دفتر واردکردن
registers در دفتر واردکردن
Other Matches
blotter دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
blotters دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
engineering office دفتر طراحی دفتر مهندسین مشاور
notary office دفتر اسناد رسمی دفتر خانه
induction station دفتر استخدام دفتر پذیرش
interning واردکردن
intern واردکردن
interns واردکردن
civilian internee information bureau دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
list در فهرست واردکردن
blemishing خسارت واردکردن
log درسفرنامه واردکردن
logs درسفرنامه واردکردن
blemished خسارت واردکردن
inflicts واردکردن خسارات
inflicting واردکردن خسارات
inflicted واردکردن خسارات
inflict واردکردن خسارات
blemishes خسارت واردکردن
kill probability احتمال واردکردن تلفات
to writes down واردکردن یادداشت کردن
importable کالای قابل واردکردن
To cause ( inflict ) a loss . ضرر وزیان واردکردن
journalize در دفتر روزنامه وارد کردن در دفتر ثبت کردن
enroll عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrol عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrolling عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrolls عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrols عضویت دادن درفهرست واردکردن
gun-running واردکردن اسلحه درکشوری بطورقاچاق
enrolled عضویت دادن درفهرست واردکردن
gun running واردکردن اسلحه درکشوری بطورقاچاق
duty roster دفتر وقایع نگهبانی یا دفتر نوبت نگهبانی
picking device دستگاه ورودی برای واردکردن داده روی صفحه نمایش
ten key pad مجموعهای مجزا از کلیدهای شماره گذاری شده از 0 تا 9روی یک صفحه کلید که واردکردن عدد را اسان می سازد
central postal directory دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
offices دفتر
ledgers دفتر کل
ledger دفتر کل
office دفتر
in office در دفتر
cahier دفتر
books دفتر
booked دفتر
book of account دفتر کل
book دفتر
notary public office دفتر
volumes دفتر
volume دفتر
record دفتر
bureau دفتر
bureaus دفتر
minute book دفتر وقایع
book of account دفتر روزنامه
central office دفتر مرکزی
telephnone book دفتر تلفن
social secretary رئیس دفتر
note book دفتر کتابچه
branch office دفتر شعبه
message book دفتر پیام
budget bureau دفتر بودجه
technical bureau دفتر فنی
office manager رئیس دفتر
notary public دفتر ثبت
telephone d. دفتر تلفن
office attorney وکیل دفتر
copy letter book دفتر کپیه
notary assistant دفتر یار
offices اطاق دفتر
account book دفتر حساب
copybook دفتر سرمشقدار
waste book دفتر باطله
advisory service دفتر مشاور
audit office دفتر حسابرسی
automated office دفتر خودکار
bell book دفتر موتورخانه
bill book دفتر بروات
office of records دفتر بایگانی
official log book of a ship دفتر ثبت
site office دفتر ساختمانی
engineering office دفتر مهندسی
run book دفتر رانش
run book دفتر اجرا
quartermaster's notebook دفتر سکانی
rule off ته دفتر را بستن
copy book دفتر کپیه
end office دفتر انتهایی
courier station دفتر پیک
day book دفتر روزنامه
daybook دفتر روزنامه
purchase ledger دفتر کل خریدها
drawing office دفتر طراحی
purchasing department دفتر خرید
equipment logbook دفتر تجهیزات
chancery دفتر خانه
order book دفتر سفارشات
site office دفتر مشاوراملاک
marriage registry دفتر ازدواج
orderly room دفتر گروهان
lawyer's office دفتر وکالت
job office دفتر کارگاه
pocket book دفتر بغلی
press copy book دفتر کپیه
intelligence office دفتر اطلاعات
intelligence office دفتر راهنمایی
property book دفتر اموال
inquiry office دفتر اطلاعات
information bureau دفتر اطلاعات
head office دفتر مرکزی
purchasing office دفتر خرید
registries دفتر خانه
registry دفتر فهرست
registry دفتر خانه
booking ثبت در دفتر
posting ثبت در دفتر
postings ثبت در دفتر
translation agency دفتر ترجمه
inventory دفتر دارایی
registries دفتر فهرست
register دفتر ثبت
registering دفتر ثبت
registers دفتر ثبت
bookings ثبت در دفتر
customs دفتر گمرک
books مجلد دفتر
cash books دفتر نقدی
cashbook دفتر نقدی
information office دفتر اطلاعات
journal دفتر روزنامه
journals دفتر روزنامه
cash book دفتر نقدی
telephone books دفتر تلفن
book مجلد دفتر
offices دفتر کار
office دفتر کار
telephone book دفتر تلفن
booked مجلد دفتر
office اطاق دفتر
passbook دفتر حساب جاری
pass book دفتر حساب جاری
lost property office دفتر اشیای گم شده
notary public's office دفتر اسناد رسمی
parcel post دفتر امانات پستی
log books دفتر رخدادهای روزانه
log book دفتر رخدادهای روزانه
left-luggage office دفتر بار امانتی
Home Office [British E] دفتر وزارت کشور
unit journal دفتر روزنامه یکان
postal directory دفتر راهنمای پست
Home Office [British E] دفتر وزارت داخله
quartermaster's notebook دفتر مانور ناو
range house دفتر میدان تیر
record book دفتر ثتب سوابق
sales d. دفتر فروش روزنامه
record of events دفتر ثبت وقایع
Department of the Interior [American E] دفتر وزارت داخله
register of commerce دفتر ثبت تجارتی
Department of the Interior [American E] دفتر وزارت کشور
subhome office شعبه دفتر اصلی
property book دفتر دارایی یکان
purchase ledger دفتر بزرگ خرید
purchase journal دفتر روزنامه خرید
surveyers notebook دفتر نقشه برداری
register of patents دفتر ثبت اختراعات
notary public دفتر اسناد رسمی
premiership دفتر نخست وزیری
write-offs از دفتر خارج کردن
vouchers دفتر هزینه ضامن
diaries دفتر خاطرات روزانه
diaries دفتر یادداشت روزانه
diary دفتر خاطرات روزانه
diary دفتر یادداشت روزانه
journal دفتر روزنامه یکان
journals دفتر روزنامه یکان
notebook دفتر تکالیف درسی
notebooks دفتر تکالیف درسی
notaries سر دفتر اسناد رسمی
notary سر دفتر اسناد رسمی
scrapbooks دفتر اجناس اوراق
administrative contracting office دفتر استخدام کارگزینی
building inspectorate دفتر نقشه کشی
chief clerk of the court مدیر دفتر دادگاه
master of the court مدیر دفتر دادگاه
write-off از دفتر خارج کردن
write off از دفتر خارج کردن
register دفتر ثبت نام
registering دفتر ثبت نام
registers دفتر ثبت نام
docket دفتر اوقات محکمه
docketed دفتر اوقات محکمه
docketing دفتر اوقات محکمه
dockets دفتر اوقات محکمه
scrapbook دفتر اجناس اوراق
registries دفتر ثبت اسناد
registry دفتر ثبت اسناد
voucher دفتر هزینه ضامن
tome دفتر کتاب قطور
tomes دفتر کتاب قطور
clearing house دفتر تسویه حساب
clearing houses دفتر تسویه حساب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com