English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
off season در دوران کسادی
Other Matches
business depression کسادی کار کسادی سوداگری
business cycle دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
Safavid period دوران صفویه [اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
slowdown کسادی
depressions کسادی
depression کسادی
dullness کسادی
stagnation کسادی
dulls کسادی
dulling کسادی
dullest کسادی
duller کسادی
dulled کسادی
dull کسادی
contractions کسادی
contraction کسادی
slumps کسادی
stringency کسادی
slowdowns کسادی
slump کسادی
recession کسادی
slumped کسادی
recessions کسادی
slumping کسادی
slacks کسادی شلی
slackest کسادی شلی
slack کسادی شلی
recessions اعاده کسادی
recession اعاده کسادی
sluggish year سال کسادی
slumps کسادی بازار
slumping کسادی بازار
slumped کسادی بازار
slump کسادی بازار
off year سال کسادی
sluggish economy اقتصاددر حالت کسادی
recessions کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
recession کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
depressions کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
depression کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
cycles دوران
cycled دوران
cycle دوران
era دوران
eras دوران
vertigo دوران
periods دوران
gyration دوران
period دوران
swimming دوران
circulations دوران
gyrations دوران
circulation دوران
rotation دوران
climacteric دوران یائسگی زن
angle of rotation زاویه دوران
axis of rotation محور دوران
aftertime دوران پیری
rotation چرخش دوران
wifehood دوران زوجیت
the whirligig of fashion دوران دایمی مد
off season در دوران کم کاری
peacetime دوران صلح
space age دوران کیهان
wartime دوران جنگ
stound دوران درد
till in old [great] age تا در دوران سالمندی
distance between centers طول دوران
lucid interval دوران افاقه
paleozoic دوران اول
plane of rotation سطح دوران
qyaternary دوران چهارم
rotation about a line دوران دور یک خط
sense of rotation جهت دوران
rotate دوران کردن
revolutions چرخش دوران
life دوران زندگی
lives دوران زندگی
revolution دوران شورش
dizzy دچار دوران سر
revolution چرخش دوران
revolutions دوران شورش
race دوران مسیر
raced دوران مسیر
rotated دوران کردن
rotates دوران کردن
circulation دوران خون
circulations دوران خون
fulcrum نقطه دوران
races دوران مسیر
off season وابسته به این دوران
obligated tour دوران مشمولیت وفیفه
jumped-up تازه به دوران رسیده
golden ages دوران رونق و رفاه
golden age دوران رونق و رفاه
revolutions دور دوران کامل
vertiginous سرگیجهای دوران کننده
circulatory مربوط یه دوران خون
rotation about a point دوران دور یک نقطه
rotational دوران گردش بدور
rotation around [about] a point دوران دور نقطه ای
season دوران چاشنی زدن
seasoned دوران چاشنی زدن
seasons دوران چاشنی زدن
spinning چرخش [گردش] [دوران ]
revolution دور دوران کامل
iceman یخی بستر دوران یخ
instantaneous center of rotation مرکز دوران لحظهای
geriatrist امراض دوران پیری
azoic دوران ماقبل تاریخ
rotation دوران گردش بدور
geocentric دوران زمین مرکزی
geriatrician امراض دوران پیریgyrfalcon
yawed دوران هواپیما حول محورقائم
Difficult times lie ahead. دوران سختی درپیش است
Victoriana وابسته به دوران ملکه ویکتوریا
gyrate چرخ زدن دوران داشتن
gyrated چرخ زدن دوران داشتن
gyrates چرخ زدن دوران داشتن
gyrating چرخ زدن دوران داشتن
whirl چرخش یا دوران جریان سیال
unemployment benefit کمک دریافتی در دوران بیکاری
rotation about ... دوران دور ... [محوری یا جایی]
yaw دوران هواپیما حول محورقائم
age earnings profile برنامه درامد در دوران زندگی
anthropic مربوط به دوران پیدایش انسان
retrograde دوران در خلاف جهت معمول
protectorate دوران حکومت کرامول درانگلستان
Early Christian architecture سبک معماری دوران مسیحیت
protectorates دوران حکومت کرامول درانگلستان
The whirligig of time revolves. دوران دایمی زمان می چرخد.
whirligig of something دوران دایمی [اصطلاح مجازی]
whirled چرخش یا دوران جریان سیال
whirls چرخش یا دوران جریان سیال
mesozoic era دوران دوم زمین شناسی
whirling چرخش یا دوران جریان سیال
long run period دوران محاسبه بلند مدت
peripheral course دوران پیش دانشگاهی نظامی
hallstatt وابسته به دوران قبل از عصراهن اروپا
rolls دوران حول محور طولی غلطش
twists دوران حول محور افقی پیچش
periods منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
twisting دوران حول محور افقی پیچش
paleontology مبحث زیست شناسی دوران قدیم
twist دوران حول محور افقی پیچش
It reminds me of my schooldays . مرا بیاد دوران مدرسه می اندازد
lying in دوران استراحت ونقاهت بعداز زایمان
We are living in the age of mass communication. ما در دوران ارتباطات جمعی زندگی می کنیم.
rolled دوران حول محور طولی غلطش
Pre-Raphaelites هر نقاش ایتالیایی پیش از دوران رافائل
roll دوران حول محور طولی غلطش
vorticity میزان برداری دوران موضعی سیال
lathe center مرکز یا محور دوران ماشین تراش
period منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
Pre-Raphaelite هر نقاش ایتالیایی پیش از دوران رافائل
paleocene قسمتی از دوران سوم زمین شناسی
quadrangles حیاط یافضای بزرگ که دوران ساختمان باشد
Edwardian ادبیات و هنر و مد لباس دوران ادوارد هفتم
dog days چله تابستان دوران رکود و عدم فعالیت
quadrangle حیاط یافضای بزرگ که دوران ساختمان باشد
banks دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
Edwardian معماری دوران ادوارد اول و دوم وسوم
bank دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
ornithopter هواپیمایی که در ان بالهاحول محوری نوسان میکنندولی دوران نمیکنند
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
rhythm method روش تنظیم خانواده از راه شناخت دوران باروری زن
golden age دوران طلایی که در آن بشر شاد و سعادتمند و معصوم بود
mastodon پستانداری شبیه فیل که در دوران الیگوسن وپلیستوسن میزیسته
golden ages دوران طلایی که در آن بشر شاد و سعادتمند و معصوم بود
hunger cloth پرده روی صلیب ومجسمه ها [دوران پرهیز وروزه کاتولیک ها]
pin میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
lenten veil پرده روی صلیب ومجسمه ها [دوران پرهیز وروزه کاتولیک ها]
disturbing moment گشتاوری که در جهت دوران هواپیما حول یک محور بر ان اثر میکند
autumns برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
wheel mode ماهواره یا بخشی از ان که اغلب با سرعت کم بمنظورپایدارسازی وضعیت دوران میکند
inertia welding جوشکاری توسط دوران سریع و فشار بین سطوح تماس
pinning میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
pinned میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
autumn برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
rotor incidence زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
shamanism پیروی از عقاید جادوگران وکاهنان دوران اولیه تمدن بشر
pitch speed حاصل ضرب گام هندسی متوسط و تعداد دوران درواحد زمان
dendrochronology دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
probation officer ماموری که متهم در طی دوران تعلیق اجرای مجازات باید تحت نظراو باشد
sabbatical year در دوران یهودیان باستان سال هفتم که طی آن زمین را آیش می کردند و بدهکاران را می بخشیدند
probation officers ماموری که متهم در طی دوران تعلیق اجرای مجازات باید تحت نظراو باشد
pitch control کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
new deal روش سیاسی جدیدی که از دوران روزولت اعمال ان از طرف دولت ایالات متحده امریکا شروع شد
vortex line خطی که جهت ان در هر نقطه بر بردار دوران منطبق وخطوط مماس براین خط باجهت موضعی جریان موازی میباشند
wheel satellite ماهوارهای که بصورت دایرهای ساخته شده و معمولابرای پایداری وضعیت یا واردساختن گرانش ساختگی به سرنشینان دوران میکند
gyro برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
constant speed propeller ملخی که سیستم کنترل ان دارای یک گاورنر و یک فیدبک بوده و گام ملخ را به منظورثابت نگه داشتن سرعت دوران تنظیم میکند
low cycle fatigue خستگی ناشی از لرزشهایی بافرکانس کم ناشی از تغییرسرعت دوران دستگاه
rate integration gyro ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
coriolis effect پاسخهای فیزیولوژیکی شخصی که داخل یک محفظه در حال دوران در هر جهت بجز جهت موازی با محورهادرحال حرکت است
vane pump خانواده وسیعی از پمپهای سیالات که در ان سطوح تخت در محفظههای خارج ازمرکز دور تا دور شفت گردنده دوران میکنند
coordinated turn دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
geriatrics رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
tertiary قسمت سوم دوران سوم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com