Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
he is a scholar in persian
در زبان فارسی فاضل
Other Matches
the persian language
زبان فارسی
stavesacre
زبان در قفای فارسی
My mother togue is Persian.
زبان مادری من فارسی است
to study persian
زبان فارسی تحصیل کردن
to purify the person language
زبان فارسی را از واژه هاوتعبیرات بیگانه یا غیرمصطلح پیراستن
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
sullage
فاضل اب
residue
فاضل
residues
فاضل
gutters
فاضل اب
gutter
فاضل اب
lettered
فاضل
virtuosa
فاضل
scholarly
فاضل
accomplished
فاضل
virtuosic
فاضل
learnted
فاضل عالمانه
canal
مجرای فاضل اب
canals
مجرای فاضل اب
drain
زهکش فاضل اب
cesspits
گودال فاضل اب
scupper
مجاری فاضل اب
drained
زهکش فاضل اب
drains
زهکش فاضل اب
cesspit
گودال فاضل اب
cloaca
مجرای فاضل اب
sinkhole
چاه فاضل اب
scuppers
مجاری فاضل اب
scuppering
مجاری فاضل اب
scuppered
مجاری فاضل اب
sewer
مجرای فاضل اب
sewers
مجرای فاضل اب
learned
فاضل عالمانه
draining
زهکش فاضل اب
puddles
چاله فاضل اب
septic tank
مخزن فاضل اب
puddle
چاله فاضل اب
separative
فاضل تجزیه طلب
soil pipe
لوله فاضل اب مستراح
sumps
چاه یا انبار فاضل اب
effluents
فاضل اب نهر فرعی
effluent
فاضل اب نهر فرعی
sump
چاه یا انبار فاضل اب
sanitation
سیستم تخلیه فاضل اب
Persian
فارسی
miters
فارسی بریدن
mitre
فارسی بریدن
miter box saw
اره فارسی بر
mitres
فارسی بریدن
miter
اتصال فارسی
asymmetric knot
[farsi]
گره فارسی
bevel guage
گونیای فارسی
mitre joint
اتصال فارسی
miter
فارسی بریدن
miter weld
جوشکاری فارسی
splay
پخدار فارسی
splayed
پخدار فارسی
bevel gauge
گونیای فارسی
In Persian script .
بخط فارسی
splays
پخدار فارسی
miter angle
زاویه فارسی
senneh knot
گره فارسی
mitering cut
برش فارسی
what happened befor
معنیش به فارسی
Persian knot
گره فارسی
ifeel bather you andI'm sorry about what happened before
معنیش به فارسی
miter joint
برش فارسی
i feel wather you and I'm sorry about what happened before
معنیش به فارسی
miter and bevel saw
اره فارسی بر
splaying
پخدار فارسی
corner joint
اتصال فارسی
slop jar
سطل مخصوص فاضل اب اشغال دان
calculus
حساب جامعه و فاضله جامع و فاضل
translator
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
language
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
host language
زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
t mitre the square
گونیا را فارسی کردن
eeglish persian dictionary
فرهنگ انگلیسی به فارسی
i feel wather and you I'm sorry about what happened before
معنیش به فارسی چی میشه
i teach him persian
من به او فارسی درس میدهم
compiler
که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
targets
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
slop chute
شیب تند عقب کشتی جهت تخلیه فاضل اب
Persian
[Iranian ]
calendar
گاه شماری ایرانی
[تقویم فارسی]
This is its Persian rendering ( translation) .
این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
Frisbee
نوعی بازی به نام بومرنگ در فارسی
pcv
این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
kiosk
مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
kiosks
مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
modula
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language
زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
mealymouthed
ادم چرب زبان شیرین زبان
He is speechless (inarticulate).
سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
professional slang
زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
bal
زبان ساده شده زبان اسمبلی
This is the oldest Persian script in existence.
این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
There are many difference between Persian and English .
بین زبانهای فارسی وانگلیسی فرق های زیادی وجود دارد
language
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
glib
چرب زبان زبان دار
languages
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
Arabic
زبان تازی زبان عربی
interpret
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreting
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
scottish gaelic
زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
scuppered
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppers
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
kappa
حرف دهم الفبای یونانی که معادل حرف >کاف < فارسی وK انگلیسی است
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue
گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
Gabbeh
گبه
[با قالیچه های درشت باف و زبر که ریشه عشایری داشته و منسوب به خراسان و جنوب ایران می باشند. طرح های آن ساده و از رنگ های روشن با گره های فارسی و ترکی می باشد.]
Senneh
سنه
[نام قدیم سنندج و از مراکز بزرگ تولید فرش در غرب ایران. گره فارسی به دلیل شباهت زیاد با گره فرش این ناحیه به گره سنه نیز معروف است.]
loop pile
پرزهای حلقوی
[این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
apl language
زبان ای پی ال
language lab
زبان
report progarm generator
زبان ار- پی- جی
as one man
با یک زبان
apt language
زبان ای پی تی
c++
زبان ++C
tongue
زبان
rpg language
زبان ار پی جی
languages
زبان ها
tongueless
بی زبان
glossa
زبان
grss language
زبان جی پی اس اس
tongue
[language]
زبان
languages
زبان
abuser
بد زبان
abusers
بد زبان
tongues
زبان
hound's tongue
سگ زبان
language
زبان
language
زبان
two tongued
زبان
natural language
زبان طبیعی
snobol language
زبان اسنوبول
assembly language
زبان همگذاری
native language
زبان طبیعی
jargon
زبان حرفهای
jargon
زبان فنی
Chinese
زبان چینی
mnemonic language
زبان یادمان
idiom
زبان ویژه
native language
زبان اختصاصی
native language
زبان بومی
basic language
زبان بیسیک
baluchi
زبان بلوچی
nemine contradicen te
بایک زبان
neophasia
زبان اسکیزوفرنیایی
Dutch
زبان هلندی
tongue tied
زبان بسته
tonguelike
زبان مانند
British
زبان انگلیسی
object language
زبان مقصود
simula language
زبان سیمیولا
charlatanism
زبان بازی
object language
زبان مقصد
Celtic
زبان سلتی
slavic
زبان اسلاوی
brickbat
زخم زبان
neophasia
زبان من دراوردی
official language
زبان رسمی
sweet spoken
شیرین زبان
objective language
زبان مقصود
bengali
زبان بنگاله
tongue tie
لکنت زبان
tartars
زبان تاتاری
tartar
زبان تاتاری
slip of the tongue
لغزش زبان
smooth tongued
چرب زبان
aphasia
زبان پریشی
algol 0
زبان الگول 06
tamil
زبان تمیل
target language
زبان هدف
artificial language
زبان مصنوعی
standard language
زبان متعارف
the turkish language
زبان ترکی
algol
زبان الگول
aryan
زبان اریایی
mountebankery
زبان بازی
algorithmic language
زبان الگوریتمی
ambiguous language
زبان مبهم
musical language
زبان موسیقی
an busive bellow
شخص بد زبان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com