Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
prelatize
در زیر حکومت اسقفان ومترانها در اوردن
Other Matches
governmentalize
تحت کنترل حکومت در اوردن بصورت دولتی در اوردن
bishopric
طبقه وسلک اسقفان
surcingle
کمر بند اسقفان وکشیشان
rochet
جبه کتانی گشاد اسقفان وراهبان
pontifically
چنانکه شایسته اسقفان باشد با جامه یا ایین اسقفی
witan
اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند
czarism
حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
hagiarchy
حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
technocracy
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracies
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
theocracy
حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracies
حکومت خدا حکومت روحانیون
autocracy
حکومت مطلق حکومت استبدادی
civicism
اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
home rule
حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
to press against any thing
بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
jargonize
بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
heptarchical
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchic
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law
مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
grasps
بچنگ اوردن گیر اوردن
grasp
بچنگ اوردن گیر اوردن
grasped
بچنگ اوردن گیر اوردن
terrtorialize
محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
gynarchy
حکومت زن
government
حکومت
raj
حکومت
gynocracy
حکومت زن
dominion
حکومت
administrations
حکومت
administration
حکومت
governments
حکومت
tyranny
حکومت استبدادی
technocracies
حکومت اربابان فن
rTgimes
طرز حکومت
aristocracies
حکومت اشرافی
technocracy
حکومت اربابان فن
theocracy
حکومت مذهب
aristocracy
حکومت اشرافی
dictatorship
حکومت استبدادی
theocracies
حکومت مذهب
dictatorships
حکومت استبدادی
tyranny
حکومت ستمگرانه
plutartchy
حکومت دولتمندان
plutocratic goverment
حکومت دولتمندان
reigns
حکومت حکمفرمایی
reigned
حکومت حکمفرمایی
reign
حکومت حکمفرمایی
rule
حکومت سلطه
presidential government
حکومت جمهوری
prelacy
حکومت روحانی
regimens
دسته حکومت
regimen
دسته حکومت
parliamentary government
حکومت پارلمانی
parliamentarism
حکومت پارلمانی
nomocracy
حکومت قانونی
kakistocracy
بدترین حکومت
fascism
حکومت فاشیستی
local government
حکومت محلی
martial rule
حکومت نظامی
military government
حکومت نظامی
mixed government
حکومت مختلط
mobocracy
حکومت رجاله ها
puppet government
حکومت پوشالی
democracy
حکومت ملی
coalition government
حکومت ائتلافی
constitutional government
حکومت مشروطه
constitutionalism
حکومت مشروطه
czarisme
حکومت قیصری
czarisme
حکومت تزاری
democratic government
حکومت ملی
despotic rule
حکومت مطلقه
despotic rule
حکومت استبدادی
governs
حکومت کردن
governed
حکومت کردن
rule
حکومت کردن
democracies
حکومت ملی
autarchy
حکومت استبدادی
autarky
حکومت استبدادی
plutocracies
حکومت اغنیاء
plutocracies
حکومت توانگران
plutocracies
حکومت دولتمندان
plutocracy
حکومت اغنیاء
plutocracy
حکومت توانگران
caesarism
حکومت امپراطوری
caesarism
حکومت مطلقه
plutocracy
حکومت دولتمندان
central government
حکومت مرکزی
govern
حکومت کردن
governor's seat
حکومت نشین
governorship
استانداری حکومت
governorship
حکومت حکمرانی
gynaecocracy
حکومت زنان
gynecocracy
حکومت زنان
gynecocracy
حکومت نسوان
gynocracy
حکومت زنان
hagiocrasy
حکومت مقدسان
condominiums
حکومت مشترک
condominium
حکومت مشترک
hierocracy
حکومت روحانیون
home rule
حکومت ملی
governmentalist
حکومت گرا
governmentalism
حکومت گرایی
duumvirate
حکومت دو نفری
dyarchy
حکومت دوپادشاه
dyarchy
حکومت دومجلسی
enemy state
حکومت دشمن
fair arbitration
حکومت عدل
federal government
حکومت متحده
gerontocracy
حکومت سالخوردگان
gerontocrasy
حکومت پیران
martial law
حکومت نظامی
governable
قابل حکومت
governance
طرز حکومت
home rule
حکومت داخلی
sword law
حکومت سرنیزه
sword law
حکومت قلدری
self goverment
حکومت مستقل
self goverment
حکومت بر نفس
polities
طرز حکومت
thalassocracy
حکومت بر دریاها
the sabre
حکومت نظامی
thearchy
حکومت خدایان
imperialism
حکومت امپراتوری
theonomy
حکومت خدایی
stratocracy
حکومت نظامیان
statolatry
حکومت پرستی
despotism
حکومت مطلقه
polity
طرز حکومت
autocracy
حکومت مطلق
quirinal
حکومت ایتالیا
seat of government
مقر حکومت
monarchy
حکومت سلطنتی
police state
حکومت پلیسی
misruling
بد حکومت کردن
police states
حکومت پلیسی
autocracy
حکومت مستقل
misrules
بد حکومت کردن
misruled
بد حکومت کردن
regime
طرز حکومت
misrule
بد حکومت کردن
monarchies
حکومت سلطنتی
regimes
طرز حکومت
under the seway of
تحت حکومت
tyrannised
فالمانه حکومت کردن
tyrannising
فالمانه حکومت کردن
tyrannize
مستبدانه حکومت کردن
technocracies
حکومت کارشناسان فنی
parliamentarians
طرفدار حکومت پارلمانی
tyrannises
فالمانه حکومت کردن
tyrannising
مستبدانه حکومت کردن
proclamation of martial law
اعلان حکومت نظامی
decentralised
حکومت محلی دادن
kaiserdom
قلمرو حکومت قیصر
domineer
مستبدانه حکومت کردن
interrex
رئیس حکومت موقتی
decentralises
حکومت محلی دادن
terrorization
حکومت باتهدید وارعاب
tyrannize
فالمانه حکومت کردن
colonial government
دولت یا حکومت مستعمراتی
tyrannized
مستبدانه حکومت کردن
tyrannises
مستبدانه حکومت کردن
technocracy
حکومت کارشناسان فنی
declare martial
اعلان حکومت نظامی
tyrannizes
فالمانه حکومت کردن
tyrannised
مستبدانه حکومت کردن
tyrannized
فالمانه حکومت کردن
tyrannizing
فالمانه حکومت کردن
interregna
دوره حکومت موقتی
interregnum
دوره حکومت موقتی
steers
حکومت اداره کردن
democratism
اصول حکومت ملی
tyrannizes
مستبدانه حکومت کردن
steered
حکومت اداره کردن
steer
حکومت اداره کردن
heptarchy
حکومت هفت نفری
world federalist
طرفدار حکومت جهانی
aristocrate
طرفدار حکومت اشراف
interregnums
دوره حکومت موقتی
parliamentarian
طرفدار حکومت پارلمانی
ochlocracy
حکومت توده خلق
decentralizes
حکومت محلی دادن
mobocracy
حکومت عوام الناس
decentralizing
حکومت محلی دادن
mdiatize
بدولت یا حکومت دیگرافزودن
martial rule
تحت حکومت نظامی
stratocracy
حکومت یا دولت نظامی
self-government
حکومت بدست مردم
self government
حکومت به دست مردم
pentarchy
اتحاد پنج حکومت
pentarchy
حکومت پنج تنی
plutocratic
مربوط به حکومت توانگران
state of martial law
حالت حکومت نظامی
decentralising
حکومت محلی دادن
decentralize
حکومت محلی دادن
squirearchy
حکومت ملاکین واربابان
monocracy
حکومت مستقل یا انفرادی
squirarchy
حکومت ملاکین واربابان
monarchy constitutional
حکومت مشروطه سلطنتی
democracies
حکومت قاطبه مردم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com