Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (2 milliseconds)
English
Persian
north east
در شمال خاور
Search result with all words
north east
شمال خاور
north easter
باد شمال خاور
north north east
میان شمال و شمال خاور
Other Matches
Middle East
سرزمین های میان خاور نزدیک East Near و خاور دور East Far
northing
عرض شمالی انحراف به سوی شمال شمال شبکه
north west
شمال غرب شمال غربی
north-west
شمال غربی در شمال غرب
north east
شمال شرق شمال شرقی
northeast
شمال شرقی شمال شرق
north by cast
میان شمال و شمال شرقی
north-east
شمال شرقی در شمال شرق
northwest
شمال غرب شمال غربی
holarctic
وابسته به ناحیه قطب شمال منطقه قطب شمال
lowlander
خاور
orients
خاور
orienting
خاور
orient
خاور
east
<adj.>
خاور
the oriel
خاور
easterners
خاور نشین
easterner
خاور نشین
east
خاور مشرق
south east
در جنوب خاور
orientalist
خاور شناس
greek church
کلیسای خاور
levantine
ساکن خاور
levanter
ساکن خاور
levant
خاور وشرق
it lies on the east of
در خاور واقع
the eastern question
مسئله خاور
Near East
خاور نزدیک
Far East
خاور دور
north easterly
درشمال خاور
north-easterly
درشمال خاور
the orthodox church
کلیسای خاور
north easterly
وابسته بشمال خاور
Near East
خاور نزدیک
[جغرافیا]
north-easterly
وابسته بشمال خاور
orthodoxly
بشیوه کلیسای خاور
orientates
توجه بسوی خاور
in a south easterly direction
از جهت جنوب خاور
orientating
توجه بسوی خاور
south easterly
سوی جنوب خاور
orientate
توجه بسوی خاور
south east
سوی جنوب خاور
the sovereign
پاپ اعظم کشیش بخش درکلیسای خاور
ecafe
کمیسیون اقتصادی اسیا و خاور دور که در سال 7491 در سازمان ملل تشکیل شده است
north
<adj.>
شمال
north
در شمال
north
شمال
northerly
شمال
indies
هند خاور و هند و چین وجزایر وابسته به ان
the north pole
قطب شمال
ina northerly direction
سوی شمال
north wind
باد شمال
north-eastern
از شمال خاوری
northwest
شمال باختری
northwardly
سوی شمال
Libya
شمال افریقا
northeastward
شمال شرقی
northeastern
شمال شرقی
NW
شمال غربی
north-eastern
رو به شمال شرق
northeast
شمال خاوری
north west
شمال باختر
magnetic north
شمال مغناطیسی
northbound
عازم شمال
north-westerly
شمال غربی
north westerly
در شمال باختر
north westerly
شمال غربی
arcturus
نگهبان شمال
north-easterly
شمال شرقی
true north
شمال واقعی
true north
شمال جغرافیایی
north easterly
شمال شرقی
true north
شمال حقیقی
northern
ساکن شمال
northwestern
شمال غربی
north-east
شمال شرق
north-western
شمال غربی
northerners
اهل شمال
northerner
اهل شمال
north
روبه شمال
north western
شمال غربی
grid north
شمال شبکه
North Pole
قطب شمال
northerly
به سمت شمال
north
باد شمال
epsilon bootis
رایت شمال
north-west
شمال غرب
north-westerly
در شمال باختر
compass north
شمال مغناطیسی
compass rose
شمال نما
arctic
قطب شمال
NW
مخفف شمال غرب
northwester
باد شمال غربی
north-eastern
به سوی شمال شرق
northwester
طوفان شمال غربی
northwestwards
بطرف شمال غربی
upstater
اهل شمال استان
rubicon
رودی در شمال ایتالیا
magnetic north pole
قطب شمال مغناطیسی
smew
مرغابی شمال اروپاواسیا
Arctic Circle
مدار قطب شمال
northernmost
دورترین محل در شمال
northwards
بسوی شمال شمالا
northwardly
بطرف شمال شمالی
ice foot
دیواره یخ درنواحی شمال
celestial north pole
قطب شمال عالم
ina northerly direction
بطرف شمال شمالا
Flemish Mannerism
انقلاب شمال اروپا
compass north
شمال قطب نما
northeastward
بطرف شمال شرقی
northeastern
مربوط به شمال شرقی
Nordic
وابسته به شمال اروپا
northeaster
نسیم شمال شرقی
northeaster
باد شمال خاوری
norther
بیشتر بطرف شمال
northward
بسوی شمال شمالا
north wester
باد شمال باختر
north light roof
بام شمال نور
lemmings
موش صحرایی قطب شمال
arctic
وابسته بقطب شمال سرد
uptown
واقع در محلات شمال شهر
lemming
موش صحرایی قطب شمال
moors
اهل شمال افریقا مسلمان
steelhead
ماهی ازاد شمال امریکا
narwal
نهنگ دریایی قطب شمال
moor
اهل شمال افریقا مسلمان
moored
اهل شمال افریقا مسلمان
narwhal
نهنگ دریایی قطب شمال
narwhale
نهنگ دریایی قطب شمال
barbary
کشوران اسلامی شمال افریقا
piedmont
ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
polar
وابسته به قطب شمال وجنوب
moorish
وابسته به اهالی شمال افریقا
low dutch
زبان شمال المان و هلندی
euroclidon
بادطوفانی شمال شرقی درمدیترانه
inkberry
درخت خاص شمال شرق امریکا
laplander
اهل در شمال اسکاندیناوی زبان لایلاندی
north-eastern
وابسته به شمال شرق ایالات متحده
The aircrafts was flying in a northerly direction.
هواپیما در جهت شمال حرکت می کرد
declination
مقدار تفاوت بین شمال واقعی و مغناطیسی
troy
شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
trouvere
شاعر رزمی شمال فرانسه در سده یازدهم
shaman
کشیش یاکاهن یاجادوگرمردم قدیم شمال اسیاواروپا
bald eagles
نوعی عقاب که در شمال امریکا زندگی میکند
bald eagle
نوعی عقاب که در شمال امریکا زندگی میکند
fox grape
انگور ترش نواحی شمال شرقی امریکا
white crappie
ماهی خوراکی نقره فام شمال امریکاcell
English style
[نوعی سبک قرن بیستم در انگلستان و شمال آمریکا]
gadwall
اردک قهوهای و سیه فام شمال اروپا و امریکا
Expressionism
[جنبش هنرمندان شمال اروپا بخصوص در آلمان و هلند]
new england
نام شش ایالت در شمال خاوراتازونی در امتداداقیانوس اهالی انراگویند
Nahavand
شهر نهاوند
[در شمال غربی ایران نزدیک همدان]
Ditterling
[تزئینات خارق العاده شمال اروپا به سبک گروتسکو بی تناسب]
azimuth
نقطه شمال دایره قائمی که از مرکز جسم عبور میکند
gyrocompass
نوعی قطب نما که همواره شمال حقیقی را نشان میدهد
true track
تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
wimp
آدم دست و پا چلفته
[شمال آلمان]
[خفت آور ]
[اصطلاحات نوجوانان]
jackrabbit
نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
blue law
قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
lapland
ناحیه شمال سوئدونروژ وفنلاند وشوروی که محل سکونت اقوام لاپ میباشد
blue laws
قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
Hispano-Moresque
[سبک معماری ساختمان های شمال آفریقا در صده هشت تا پانزده میلادی]
Indian summers
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
Indian summer
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
rhaeto romanic
زبان لاتین سوئیس شرقی وایتالیای شمال شرقی
upstate
وابسته به بخش شمالی ایالت شمال ایالت نیویورک
arcturus
نگهبان شمال الفا- گاوران الفا- عوا ارکتوروس
baltic
دریای بالتیک در شمال اروپا وابسته به بالتیک
merry dancers
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
butterfly saddle rug
قالیچه نقش پروانه ای
[این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
shorthorn
جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
Tianjan
شهر تیانجان
[شهری در شمال چین که از مراکز اصلی تولید فرش در چین بشمار رفته. زمینه اکثر فرش ها آبی رنگ به همراه طرح های زرد و طلایی می باشد.]
Quchan
قوچان
[شمال خراسان که از اوایل قرن یازدهم هجری قمری به بافت فرش مشغول بوده و بافندگان آن کردهای مهاجر کردستان می باشند.بیشتر فرش ها تماما پشم بوده و گره ترکی دارند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com