English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 246 (13 milliseconds)
English Persian
on the surface در فاهر
Search result with all words
externally فاهر
setting وضع فاهر
settings وضع فاهر
queried 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queries 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
query 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
querying 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
face فاهر منظر
face فاهر
faces فاهر منظر
faces فاهر
project فاهر کردن نشان دادن
projected فاهر کردن نشان دادن
projects فاهر کردن نشان دادن
notation که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
notations که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
aspect صورت فاهر
aspect روش فاهر سازی چیزی
aspects صورت فاهر
aspects روش فاهر سازی چیزی
character نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
manifest فاهر
manifested فاهر
manifesting فاهر
manifests فاهر
formalist فاهر پرست
habit مشرب فاهر
habits مشرب فاهر
time تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
timed تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
times تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
gloss جلوه فاهر
postscript سیستم زبان گرافیکی که به کاربر امکان مشاده آنچه روی چاپگر فاهر میشود میدهد
postscripts سیستم زبان گرافیکی که به کاربر امکان مشاده آنچه روی چاپگر فاهر میشود میدهد
right منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
righted منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
righting منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
outside فاهر
outsides فاهر
damask سیاهی و یارنگی که براثر خوردگی روی فولاد صیقلی فاهر میشود
successive آنچه یکی پس از دیگری فاهر میشود
mysticism مسائلی که فهم انها از حدود توانایی حواس فاهر خارج باشد
developer فاهر کننده عکس توسعه دهنده
developers فاهر کننده عکس توسعه دهنده
merged دشمن فاهر شد
develop فاهر کردن عکس
develops فاهر کردن عکس
exposed فاهر شده
sensation فاهر
sensations فاهر
uncover معلوم کردن فاهر کردن
uncovering معلوم کردن فاهر کردن
uncovers معلوم کردن فاهر کردن
cursor علامتی در صفحه نمایش که محل بعدی فاهر شدن حرف را نشان میدهد
cursors علامتی در صفحه نمایش که محل بعدی فاهر شدن حرف را نشان میدهد
garb کسوت فاهر
formalism اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
external فاهر
externals فاهر
out رفتن فاهر شدن
out- رفتن فاهر شدن
outed رفتن فاهر شدن
outwardly برحسب فاهر
appearance فاهر نمایش
appearance فاهر
appearances فاهر نمایش
appearances فاهر
mien فاهر
superficial فاهر
nominally بصورت فاهر
squalid بد فاهر
semblance صورت فاهر
print عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
print فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
printed عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
printed فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
prints عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
prints فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
hue تصویر فاهر
hues تصویر فاهر
sterling فاهر وباطن یکی واقعی
guise فاهر
guises فاهر
phantom منظر فاهر فریبنده
phantoms منظر فاهر فریبنده
generation زبان هایی که فاهر خوب برای کاربردارند و هوشمند نیستند
generations زبان هایی که فاهر خوب برای کاربردارند و هوشمند نیستند
simulation فاهر سازی
simulations فاهر سازی
transient وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
transients وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
reverse عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reversed عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reverses عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reversing عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
ostensible فاهر
exposure در معرض دید قرار گرفتن فاهر شدن فهور
exposure فاهر شدن عکس
exposures در معرض دید قرار گرفتن فاهر شدن فهور
Other Matches
guize فاهر
semblable فاهر
exteriority فاهر
superficies فاهر
surface فاهر
the outward state فاهر
surfaced فاهر
apparent فاهر
rinds فاهر
groomed فاهر
rind فاهر
surfaces فاهر
surfaced رویه فاهر
outside appearance صورت فاهر
springs فاهر شدن
look فاهر شدن
spring فاهر شدن
seems فاهر شدن
looked فاهر شدن
looks فاهر شدن
seemed فاهر شدن
surface رویه فاهر
surfaces رویه فاهر
hermaphrodites خنثی فاهر
turn up فاهر شدن
turn-ups فاهر شدن
hermaphrodite خنثی فاهر
seem فاهر شدن
in outward show بصورت فاهر
affecter فاهر ساز
pro forma از لحاظ فاهر
similitude بیرون فاهر
turned out فاهر لباسیکهفردیبرتندارد
the out ward eye چشم فاهر
the outward man انسان فاهر
to make ones a فاهر شدن
to out ward seeming برحسب فاهر
trumpery خوش فاهر
personal appearance وضع فاهر
outsight فاهر بینی
outward show نمایش فاهر
outward show صورت فاهر
on the surface درصورت فاهر از بیرون
seeming فاهر نما زیبایی
exposures فاهر شدن عکس
verisimilar دارای فاهر حقیقی
resurface دوباره فاهر شدن
resurfaced دوباره فاهر شدن
resurfaces دوباره فاهر شدن
show up <idiom> فاهر شدن ،رسیدن
pro forma برای صورت فاهر
of the surface در صورت فاهر از بیرون
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
phantasm فاهر فریبنده سایه
pro forma منباب فاهر فاهری
to keep up appearances حفظ فاهر کردن
for a sake برای حفظ فاهر
the outer man وضع فاهر شخص
affectedly از روی فاهر سازی
judge by appearances حکم به فاهر کردن
outward things جهان برونی یا فاهر
cycle بصورت متناوب فاهر شدن
turn up <idiom> به طور ناگهانی فاهر شدن
cycles :بصورت دورانی فاهر شدن
cycles بصورت متناوب فاهر شدن
cycled :بصورت دورانی فاهر شدن
cycled بصورت متناوب فاهر شدن
cycle :بصورت دورانی فاهر شدن
stuffed shirt ادم خوش فاهر وتوخالی
hued دارای فاهر ونمای مخصوص
deponont در فاهر مجهول و در باطن معلوم
acronichal فاهر شونده در غروب افولی
acronical فاهر شونده در غروب افولی
to evolve a fact چگونگی امری را فاهر کردن
reasonable and probable cause علت معقول و به فاهر درست
paradoxical در فاهر مهمل و درواقع درست
stuffed shirts ادم خوش فاهر وتوخالی
opportunity target هدفی که غیرمنتظره فاهر میشود
looks فاهر بنظرامدن مراقب بودن
look فاهر بنظرامدن مراقب بودن
specious دارای فاهر زیبا وفریبنده
scarious دارای فاهر خشک وپلاسیده
looked فاهر بنظرامدن مراقب بودن
rounding ایجاد یک حرف با فاهر بهتر
i did it for show برای نمایش یا فاهر ان کاررا کردم
pop up <idiom> غیر منتظره یا ناگهانی فاهر شدن
disposure درمعرض دید قرار گرفتن فاهر شدن
deusexmachina شخص یا چیزی که بطور غیرمترقبه فاهر میشود
proteranthous دارای گلهاییکه قبل از برگ فاهر گردد
outwardness کیفیت فاهر دلبستگی بچیزهای خارجی یامادی
whited ادم بد باطن و خوش فاهر چیز گرانبها
pages نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
paged نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
page نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
expose در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exteriorize بصورت فاهرفهمیدن یا فهاندن صورت فاهر یا وجودخارجی دادن
clothes horses کسی که بیش از حد به لباس و فاهر خود توجه دارد
exposes در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exposing در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
textualism اهمیت دادن به لفظ یا معنی فاهر انتقاد لفظی
clothes horse کسی که بیش از حد به لباس و فاهر خود توجه دارد
latensification تقویت عکس فاهر شده عکاسی بوسیله مواد شیمیایی
clustering مجموعهای از عناصر که در یک خط ترتیبی فاهر می شوند و یک جدول دستیابی دارند
drop down menu منویی که زیر عنوان منور دیگر در هنگام انتخاب فاهر میشود
previewer خصوصیاتی که به کاربر امکان می دهند تا فاهر کاغذ را پیش از چاپ ببیند
VBScript مجموعه دستورات برنامه نویسی که در یکک صفحه وب معمولی فاهر می شوند,
debutant نوازنده یا ناطقی که برای نخستین بار در جلو عموم فاهر میشود
response و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
architecture فاهر و اتصالات سخت افزار داخلی کامپیوتر و ارتباطات منط قی بین CPU
responses و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
wire frame model نمایش داده شده با خط وط و منحنی به جای مکانهای توپر یا داشتن فاهر جامد
formats مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
blue key نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
thunderhead توده ابری که حاشیه اش سفیداست وقبل از رعد وبرق دراسمان فاهر میشود
fourth generation computers زبانهایی که برای کاربر فاهر مناسب دارند و هوشمند طراحی نشده اند
format مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
dramatic monologue نوعی داستان نمایشی که دران یکنفر بتنهایی فاهر میشودوبا متکلم وحده است
styling فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده
style فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده
styled فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده
styles فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده
compound bending خمشی که دران لنگر پیچشی صفر بوده وتنشهای عمودی کششی وفشاری فاهر میشوند
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
prefix notation عملیات ریاضی به صورت منط ق به طوری که عملگر پیش از عملوندها فاهر میشود و نیازی به کروشه نیست
post script SYSTE ADOBE برای طراحی فاهر صفحات درسیستمهای ریزکامپیوتری ساخته شده است یک زبان شرح صفحه که توسط S
inserts مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
inserting مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
insert مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
scareup فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
keep up appearances فاهر خود را حفظ کردن صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشتن
drop down list box لیستی از موضوعات برای هر ورودی که وقتی فاهر میشود که نشانه گر را بخش ورودی ببرد
mare's nest چیز خوش فاهر وبد باطن چیز قلابی
cartridge کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
propagation delay 1-زمان لازم برای فاهر شدن خروجی در دروازه منط قی پس از اعمال ورودی . 2-زمانی که بیت داده روی شبکه از مبدا به مقصد می رود
cartridges کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
background noise در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
aliasing لبههای دندانه دار که در امتداد خط وط منحنی دار روی صفحه نمایش کامپیوتر فاهر می شوند که به علت اندازه هر پیکسل است
laitance حبابی که پس از بتن ریزی درسطح بتن فاهر میشود وباعث متخلخل شدن سطح بتن میگردد
drawing tools مجموعه توابع در برنامه نقاشی که به کاربر امکان رسم میدهد. و به صورت نشانه هایی در میله ابزار فاهر میشود و شامل رسم دایره
well favored خوش فاهر خوش ترکیب
well seeming خوش نما خوش فاهر
mechanicalism عقیده به دخالت عمل مکانیکی در کیفیات فاهر و طبیعی عمل مکانیکی
paged نمایش یک صفحه متن در صفحه نمایش که پس از چاپ فاهر میشود
page نمایش یک صفحه متن در صفحه نمایش که پس از چاپ فاهر میشود
pages نمایش یک صفحه متن در صفحه نمایش که پس از چاپ فاهر میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com