Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (9 milliseconds)
English
Persian
ternary
در مبنای سه
Search result with all words
egoism
یکی از اصول فلسفه ماکیاولی و عبارت است ازاعتقاد به خودپرستی وخودخواهی انسان که مبنای فلسفه او به نام اگوئیسم جهانی قرار گرفته است
fox
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxes
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxing
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
majority rule
شیوه رای گیری بر مبنای اکثریت ازاد
equities
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
equity
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
referee
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
refereed
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
refereeing
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
referees
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
simulation
روشی درتحقیق عملیات که بر اساس ان رفتار یک سیستم بر مبنای تداخل بین اجزاء ان ترسیم میشود
simulations
روشی درتحقیق عملیات که بر اساس ان رفتار یک سیستم بر مبنای تداخل بین اجزاء ان ترسیم میشود
opportunism
بر مبنای نفع شخصی تغییر عقیده دادن
specification
اوصاف و مشخصات دقیق یک اختراع که بر مبنای ان اختراع ثبت میشود
dog
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogging
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogs
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
racism
اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
rationale
مبنای کار
indict
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicted
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicting
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicts
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
advalorem tax
مالیات بر مبنای ارزش مالیات براساس قیمت کالا
altitude datum
سطح مبنای ارتفاع سنجی
altitude height
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
altitude separation
اختلاف ارتفاع سطوح مبنای ارتفاع
altitude separation
حد سطوح مبنای ارتفاع
ambulance basic relay post
پست مبنای کنترل ستون امبولانسها
an unprincipled conduct
رفتاریکه مبنای اخلاقی صحیحی نداشته باشد
area oriented
بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
assemble capital stock
بقیه سرمایهای که به محض تقاضا قابل پرداخت است سرمایهای که بر مبنای ان مالیات محاسبه میشود
b
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
base logistical command
یکان مبنای لوجستیکی فرماندهی لجستیکی پایگاه
base of fire
مبنای اتش
fire base
مبنای اتش
base of operations
پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
base reserves
اماد مبنای ذخیره
basic issue list
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
basic load
بار مبنای مهمات یا وسایل
basic of issue
مبنای توزیع
basic of issue
مبنای واگذارکردن اقلام
basic tactical unit
یکان مبنای تاکتیکی
binary number system
سیستم مبنای دو
binary to hexadecimal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
binary to octal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
c
رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
chart datum
مبنای عمق نقشه
color carrier reference
فاز مبنای حامل رنگ
computed goto
جهش بر مبنای محاسبه
computer based
بر مبنای کامپیوتر
current purchasing power
حسابداری که در ان نرخهای جاری مبنای محاسبه میباشند
data base
مبنای اطلاعات
datum
سطح اب دریا سطح مبنای ارتفاع در نقشه برداری سطح مبنای مختصات
datum error
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
datum line
خط مبنای سنجش
datum plane
سطح مبنای ارتفاع
datum plane
سطح مبنای اب دریا
datum point
نقطه مبنای مختصات شبکه ایستگاه مبنای نقشه برداری
datum sweeping mark
علامت مبنای روبش
denary notation
سیستم عددی در مبنای ده با استفاده از اعداد 0 تا 9
e
عدد در مبنای شانزده معادل عدد دهدهی 14
e
رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده متنافر با مقداردهدهی عدد 41 است
e r p
برنامهای که امریکا از سال 7491تا 1591 بر مبنای پیشنهادشانزده کشور اروپایی
f
رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقداردهدهی عدد 51 است
false origin
مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
fire support base
مبنای پشتیبانی اتش
fixed radix
با مبنای ثابت
force basis
مبنای یکان
force basis
یکانهای مبنای هر قسمت
fuselage refrence line
خط مبنای بدنه
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
gyro plane
سطح مبنای ژیروسکوپی یاهدایت خودکار ناو
gyrohorizon
افق ژیروسکوپ سطح مبنای ژیروسکوپ
height datum
سطح مبنای سنجش ارتفاع سطح مبنای ارتفاع
hex
صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
hex
نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
hexadecimal
مبنای 61
hexadecimal notation
صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
hexadecimal notation
نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
hydrographic datum
سطح مبنای اب نگاری
hydrographic datum
سطح مبنای تعیین ارتفاع اب
keypad
و 0 تا 9 برای اعداد 0 در مبنای شانزده
line of site
خط تراز یا مبنای افق توپ
map plane
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
marginal cost pricing
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
marginal productivity theory of
نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
master menu
لیست مبنای جیره غذایی اصلی
meteorological datum plane
ایستگاه مبنای هواسنجی
mission load
بار مبنای عملیاتی
mobilization base
مبنای بسیج
monetary base
مبنای پولی
number base
مبنای عددی
on trust
بر مبنای اعتبار
parametric estimate
براوردی که بر مبنای در نظرگرفتن متغیرها انجام میشود
pay grade
ضریب ثابت حقوق یا مبنای حقوقی
peak load pricing
قیمت گذاری بر مبنای بارحداکثر
plane of fire
سطح مبنای مسیر تیراندازی
popular front
ائتلافی که احزاب غیر فاشیست در 5391در انترناسیونال کمونیست پیشنهاد شد و بر مبنای ان دولتهایی نیز در فرانسه واسپانیا روی کار امد
Other Matches
time base
ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
ration basis
مبنای جیره
sentience
مبنای حس وحساسیت
tax base
مبنای مالیاتی
ternary
سه مبنایی در مبنای سه
refrence
مبنای مقایسه
troop basis
مبنای یکان
unit of issue
مبنای توزیع
troop basis
مبنای واگذاری یکان
ruled based deduction
استنباط بر مبنای مقررات
wartime load
بار مبنای ناو
ratio decidendi
مبنای اصلی تصمیم
software base
مبنای نرم افزار
reference number
اعداد مبنای نشانه روی
ration basis
مبنای محاسبه جیره غذایی
production base
مبنای تولید یا تولیدات ملی
ration scale
مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
time preference theory of interest
نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
rectification
تصحیح سند بر مبنای قصد واقعی طرفین
prosyllogism
قضیهای که نتیجه ان مبنای قضیه دیگر باشد
stare decisis
قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
underconsumption theory of
نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
push pop stack
ثباتی که اطلاعات را ازشمارنده برنامه گرفته ومکانهای ادرس دستورالعمل را بر مبنای "انکه اول رفته اخر خارج شود" ذخیره میکند
reference datum
سطح مبنای نقشه برداری سطح مبنا
presentment
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
Moghat
مقات
[نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
quantum valebat
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
loom time
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
true origin
نقطه مبداء یا مبنای مختصات جغرافیایی نصف النهار مبداء مختصات جغرافیایی
transitivity principle
بر مبنای این اصل منطقی چنانچه شق 1 بر 2ترجیح داده شود و همچنین شق 2 بر 3 نیز ترجیح یابددر این صورت این اصل حکم میکند که 1 بر 3 نیز ترجیح داده شود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com