English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 249 (13 milliseconds)
English Persian
versus در مقابل
anti در مقابل
as compared to در مقابل
as opposed to در مقابل
in consideration of در مقابل
versus prep در مقابل
at front <adv.> در مقابل
fore <adv.> در مقابل
in front <adv.> در مقابل
at the fore <adv.> در مقابل
at the front <adv.> در مقابل
in the front <adv.> در مقابل
Search result with all words
half دیسک درایویی که مقابل آن نیمی از حالت استاندارد باشد.
foul فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foulest فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
hard سخت در مقابل نرم
harder سخت در مقابل نرم
hardest سخت در مقابل نرم
sense روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sensed روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
senses روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sheet طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
sheets طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
title مقابل
titles مقابل
adjacent آنچه مقابل یا نزدیک چیزی است
slide سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
slides سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
off مقابل عازم
capitals در مقابل حالت کوچک
jetties سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
jetty سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
bullet در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
bullets در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
lob ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobbed ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobbing ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobs ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
speed نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
speeding نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
speeds نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
obverse طرف مقابل
rebellion یاغیگری تمرد در مقابل دادگاه
rebellions یاغیگری تمرد در مقابل دادگاه
glare صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glared صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glares صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
forward حرکت به جلو یا مقابل
forwarded حرکت به جلو یا مقابل
block دفاع در مقابل ابشار
blocked دفاع در مقابل ابشار
blocks دفاع در مقابل ابشار
apron محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
counterweight وزنه مقابل
counterweights وزنه مقابل
noise توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noises توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
inverse برعکس مقابل
opposite مقابل
opposites مقابل
contrary مقابل خلاف
stiff مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffer مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffest مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
point blank مقابل هدف
point-blank مقابل هدف
caps در مقابل حالت کوچک
opposed مقابل
forecourt قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
forecourts قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
orientated هدف مقابل
royalties پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
royalty پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
vis a vis مقابل
vis-a-vis مقابل
mouse مقابل حساسیت Mouse
mouses مقابل حساسیت Mouse
open وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
opened وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
opens وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
flat صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد
flattest صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد
counterpoint نقطه مقابل
trap سد کردن حرکت دادن هدفها در مقابل تیرانداز دام
streamline دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
streamlines دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
streamlining دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
scan حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
scanned حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
scans حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
rival طرف مقابل دعوا
rivaled طرف مقابل دعوا
rivaling طرف مقابل دعوا
rivalled طرف مقابل دعوا
rivalling طرف مقابل دعوا
rivals طرف مقابل دعوا
stance طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
stance طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
stances طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
stances طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
respondent طرف مقابل
respondents طرف مقابل
LCD چاپگر کاغذ که از تابلوی CCD در مقابل نور روشن استفاده میکند تا تصاویری را روی رسانه حساس به عکس نشان دهد. تابلوی CCD عبور نور را متوقف میکند بجز در پیکس هایی که تصور را شرح می دهند
audible تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
bisexual دارای علاقه جنسی به جنس مقابل وبه جنس خود
bisexuals دارای علاقه جنسی به جنس مقابل وبه جنس خود
counterpart نقطه مقابل
counterparts نقطه مقابل
Other Matches
water resistance مقاومت در مقابل اب
opposite the house مقابل خانه
anti thesis وضع مقابل
in comparison to [compared with] در قبال [در مقابل]
on payment در مقابل وجه
dead against درست مقابل
from opposite directions از دو طرف مقابل
counter weight وزنه مقابل
contralateral muscles عضلات مقابل
opposed piston engine موتورپیستون مقابل
alternative hypothesis فرضیه مقابل
equity versus efficiency برابری در مقابل کارائی
sonnal deung مقابل تیغه دست
front wall دیوار مقابل اسکواش
shell proof مقاوم در مقابل گلوله
flood protection حفافت در مقابل طغیان
drip proof enclosure حفافت در مقابل ریزش اب
documents against payment اسناد در مقابل پرداخت
passing on the oath to the other party رد قسم به طرف مقابل
countering مقابل دستگاه شمارنده
countered مقابل دستگاه شمارنده
counter مقابل دستگاه شمارنده
release documents against واگذاری اسناد در مقابل
opposit stroke pistons پیستون مقابل گرد
aboral نقطه مقابل دهان
antipode نقطهء مقابل یا متقاطر
light resistance مقاومت در مقابل نور
laws versus tendencies قوانین در مقابل تمایلات
kukutsu dachi ایستادن در مقابل حریف
boring stay قسمت ساکن مقابل
cash against documents پول در مقابل اسناد
torsional rigidity استحکام در مقابل پیچش
driveway راه مقابل خانه
wear resistance مقاومت در مقابل سایش
windproof مقاوم در مقابل باد
denial operations عملیات ممانعتی در مقابل نفوذدشمن
flame safety ایمنی در مقابل شعله اتش
payment against a draft پیش پرداخت در مقابل برات
d/p تحویل اسناددر مقابل پرداخت
actinautographic دارای حساسیت در مقابل نور
notche sensitivity index ضریب حساسیت در مقابل شیار
coefficient of drag ضریب مقاومت در مقابل حرکت
insolation در مقابل اشعه افتاب قراردادن
than <conj.> از [در مقابل] [پس از صفت عالی افضل]
fascia plate تابلوی مقابل دریک وسیله
stenothermy کم مقاومتی در مقابل تغییرات حرارت
impluse response رفتار در مقابل فشار ضربهای
thermostability قابلیت استحکام در مقابل حرارت
exorable قابل تحریک در مقابل التماس
soccage سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت
socage سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت
to resist an attack در مقابل حملهای مقاومت یاایستادگی کردن
jump height curve منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
to backtrack <idiom> <verb> عقب کشیدن [از موضوعی در مقابل حریف]
sheet down ثابت کردن بادبان در مقابل باد
to row back <idiom> <verb> عقب کشیدن [از موضوعی در مقابل حریف]
documents aganist acceptance تحویل اسناد در مقابل قبولی نویسی
fin de non recevoir رد کردن شکایت یا اعتراض طرف مقابل
thermosetting قابل سفت شدن در مقابل حرارت
to backtrack <idiom> <verb> نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
ballooner بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
balloon jib بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
abneural واقع در مقابل دستگاه مرکزی عصب
relicta verificatione تسلیم خوانده در مقابل دعوی خواهان
to row back <idiom> <verb> نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
would just as soon <idiom> توجیح انجام یک چیزدر مقابل دیگری
fastness of bleaching ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
vertical angles گوشههای روبروی تارک زوایای مقابل به راس
troop safety حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
survivability قابلیت مقاومت در مقابل دشمن توان زندگی
service line حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
midcourt منطقه میانی بین دیوار مقابل و عقب
projection of a point خطی که نقطه تصویرشده را بنقطه مقابل ان می پیوند د
thermoplasticity قابلت ارتجاع یا نرمش پذیری در مقابل حرارت
soil shear strength قدرت مقاومت خاک در مقابل گلوله یا نفوذ ان
to make a goal توپ راازدروازه طرف مقابل بیرون کردن
bomb proof پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
cold wet clothing لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
shut out <idiom> مانع از گرفتن امتیاز برای تیم مقابل شدن
play footsie <idiom> از زیرمیز با پا عضوی از بدن شخص مقابل را لمس کردن
warned protected قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
gutter فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
gutters فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
color fastness درجه و میزان ثبات رنگ در مقابل نور و شستشو
EDAC سیستم تصحیح خطای مقابل برای ارتباطات دادهای
peine for et dure مجازات عدم پاسخ در مقابل کیفر خواست جنایی
trading stamp تمبریکه برای تشویق در مقابل خرید کالا بخریدار میدهند
a penny for your thoughts <idiom> [طریقه ای پرسش در مورد اینکه طرف مقابل به چی فکر می کند؟]
stenotherm موجود غیر مقاون در مقابل تغییرات شدید درجه حرارت
alley shot ضربه شدید کم ارتفاع به دیوار مقابل که بعد به دیوارکناری می خورد
barff's precess حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
punchboard کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
punched card کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
crosscourt shot ضربه کوتاه به دیوار مقابل که به طرف دیگر زمین اسکواش بیافتد
antipodal مربوط به ساکنین ینگی دنیا واقع در طرف مقابل زمین مستقیما
taxi dancer دختری که در کلاس رقص یاکاباره در مقابل پول بامشتریان دیگر میرقصد
test driver برنامهای که اجرای برنامه دیگر را در مقابل مجموعهای از دادههای ازمایشی هدایت کند
emulsion laser storage روش ذخیره سازی دیجیتال با استفاده ازلیزر در مقابل ماده حساس به نور
shave down کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
reversal temperature دمایی که در ان خطوط طیفی گاز برافروخته در مقابل طیف جسم سیاه ناپدیدمیشوند
push ball بازی که منظورازان گذراندن توپ است ازدروازه طرف مقابل بزورتنه و دست
flying shore تیر چوبی افقی جهت نگاهداری دو دیوار مقابل هم که بطور موقت نصب میشود
shadowmask صفحهای با سوراخهایی در مقابل صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای سه رنگ
escape character ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
stamped addressed envelope پاکتی که بر روی آن تمبر زده و میفرستند تا طرف مقابل در آن چیزی گذاشته و بدون پرداخت هزینه ای آنرا برگرداند
flag day هر روزی که مردم برای امور خیریه پول خیرات می کنند ودر مقابل پرچم های کوچک دریافت می دارند
controvrsism روش فکری گروهی ازروشنفکران قرون وسطی که بدون اعتقاد به هدفهای انقلابی به دفاع از حقوق افراد در مقابل پادشاهان می پرداختند
raster یک حرکت افقی اشعه روی صفحه در مقابل صفحه CRT
exchangeable درایو دیسک با پوش قابل حرکت . در مقابل دیسک ثابت
ashkenazim عنوان یهودیان المانی که در مقابل سفارادی که به یهودیان اسپانیا وپرتقال اطلاق میشود
de jure recognition شناسایی کامل و دایمی و بدون قیدوشرط یک دولت که در مقابل ان شناسایی عملی وجود دارد
gastight غیر قابل نفوذ در مقابل گاز عایق گاز
bezel پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
retaining fee وجهی که بطور مستمرپرداخت به وکیل پرداخت شودتا از خدمات حقوقی اومستمرا" استفاده شود یا اورا از قبول وکالت طرف مقابل بازدارند
covenant real شرطی در یک سند که وراث مشروط علیه را در مقابل مشروطه یا خریدار متعهدمیکند شرط قابل تسری به وراث
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
hardened site حفاظ مقاوم پایگاه مقاوم در مقابل تک ش م ر و اتمی
defense دفاع مدعی علیه در مقابل ادعای مدعی
Mamihlapinatapai نگاهی که ۲ نفر با یکدیگر به اشتراک میگذارند که در آن هردو میخواهند و مایلند که طرف مقابل حرفی بزند ولی هیچ کدامشان نمیخواهند آغاز کنند.
aerating agent مادهای که به بتن اضافه میشود تا توزیع حبابهای هوا را در بتن یکنواخت نماید و اثر ان ازدیادمقاومت در مقابل یخبندانهای سخت میباشد
blanket course لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
scitovsky double criterion که براساس ان تغییری ایده ال استکه دران کسانیکه بهره برده اند بتوانندکسانیراکه زیان میبرند جبران نموده و در مقابل زیان کنندگان قادر نباشند که ازتغییر جلوگیری نمایند
activity چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
activities چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
anti balance tab بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
telnet پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
poisson distribution این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
authoritarainism نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
retorsion عملی است که یک دولت در مقابل عمل دولت دیگری انجام میدهد وعمل اخیر کاملا" مشابه رفتاری است که از دولت اولی سر زده بوده است
radar comouflage استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار
khamseh خمسه [در جنوب غرب ایران و از پنج قبیله قدیمی ایران تشکیل شده که در گذشته با قبائل دیگر منطقه اتحادیه ای را در مقابل ایل قشقایی بوجود آورده بودند. امروز نقش خمسه بیشتر با طرح بهارلو شناخته می شود.]
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
quando acciderint وقتی مدیرترکه در مقابل غرماء متوفی به دفاع در دست نبودن مالی از متوفی متوسل میشودمحکمه با صدور حکمی باعنوان بالا مقرر می دارد که هر گاه مالی از متوفی بدست اید باید به غرماء داده شود
backpedal عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
splash proof enclosure حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com