Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
English
Persian
hope against hope
<idiom>
در نومیدی بسی امید است
Other Matches
polyamide
پلی امید ترکیبی شامل چند گروه امید
to dash one's hopes
امید کسی را نا امید کردن
despairs
نومیدی
desperately
به نومیدی
hopelessness
نومیدی
desperation
نومیدی
despair
نومیدی
despaired
نومیدی
despairingly
به نومیدی
desperateness
نومیدی
letdown
نومیدی شکست
hopelessly
از روی نومیدی
letdowns
نومیدی شکست
disappointments
نومیدی دلشکستگی
desperation
نومیدی زیاد
disappointment
نومیدی دلشکستگی
To give way to despair.
تسلیم نومیدی ویأس شدن
expectation
امید
amide
امید
In the hope of. Hopingg that . . . .
به امید …
expectant of
به امید
expectations
امید
esperance
امید
bereft of hope
نا امید
hope
امید
hopes
امید
hoped
امید
hoping
امید
trust
امید
desperate
بی امید
trusts
امید
trusted
امید
unpromising
بدون امید
to indulge a hope
امید پروردن
See you again . So long.
به امید دیدار
silver lining
روزنهی امید
to cherish the hope that ...
امید بپرورند که ...
ray of hope
روزنه امید
let someone down
نا امید کردن
mathematical expectation
امید ریاضی
lay one's hopes on
امید بستن به
life expectancy
امید زندگی
wet blanket
نا امید کردن
life expectancy
امید به زندگی
disappoint
نا امید کردن
disappoints
نا امید کردن
life expectancies
امید زندگی
life expectancies
امید به زندگی
wet blankets
نا امید کردن
expectancy
امید توقع
expectance
امید توقع
promising
امید بخش
gray
نا امید بد بخت
expectations
مقدار امید ریاضی
turn over
<idiom>
نا امید وافسرده شدن
expectation
مقدار امید ریاضی
to build one's hope upon
امید خودراروی 0000قراردادن
To give up in despaer . To lose hope .
قطع امید کردن
towardly
امید بخش مطلوب
To give up hope
[abandon hope]
قطع امید کردن
to r. one's hops in a person
امید به کسی بستن
hope
[for something]
امید
[برای چیزیی]
prospect
[of something]
امید موفقیت
[در چیزی]
expected value
مقدار امید ریاضی
a rosy future
آینده امید بخشی
respiring
امید تازه پیدا کردن
respired
امید تازه پیدا کردن
respire
امید تازه پیدا کردن
respires
امید تازه پیدا کردن
To set ones hopes on something.
امید خودرا به چیزی بستن
prospect of success
چشم داشت یا امید کامیابی
rosy
<adj.>
امید بخش
[نوید دهنده]
it promisews to be easy
امید میرود اسان باشد
to inspire a personwith hopes
روح امید در کسی دمیدن
if things shape well
مایه امید واری بودن
to lay down ones hopes
از چیزی امید بریدن یا دست کشیدن
I hope it serves ( answerew ) your purpose ( meets your view ) .
امید وارم نظرتان را تأمین کند
There is little hope
امید چندانی نمی رود (نیست )
Something wI'll turn up .
خدا بزرگ است ( نباید ما یوس ونا امید شد )
drastic times call for drastic measures
<idiom>
[زمانی که شما فوق العاده بی امید هستید و میخواهید یک تصمیم موثر بگیرید]
groupies
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
groupie
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
He's a wet blanket.
او
[مرد]
آدم روح گیری
[نا امید کننده ای یا ذوق گیری]
است.
gain ground
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
scratch one's back
<idiom>
کاری را برای کسی انجام دادن به امید اینکه اوهم برای تو انجام دهد
While there is life there is hope .
<proverb>
تا زندگى هست امید هست.
von neuman morgensterm utility index
شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com