English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
Moderation in all things. <proverb> در همه چیز اعتدال داشته باش.
Other Matches
delta clock که خطا داشته یا در حلقه بی انتها قرار گرفته و یاوضعیت اشتباه داشته
One day I want to have a horse of my very own. روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد.
temperately اعتدال
temperance اعتدال
moderation اعتدال
moderately با اعتدال
equinox اعتدال
intemperate بی اعتدال
temperateness اعتدال
mean اعتدال
meaner اعتدال
meanest اعتدال
sobriety اعتدال
inclement بی اعتدال
in moderation با اعتدال
immoderate بی اعتدال
equinox اعتدال شب وروز
moderateness اعتدال ملایمت
autumnal equinox اعتدال پاییزی
autumnal equinox اعتدال پائیزی
clemency اعتدال عناصر
vernal equinox اعتدال بهاری
equinoctial colure دایره اعتدال
autumnal equinox نقطه اعتدال پاییزی
vernal equinox نقطه اعتدال بهاری
dragons tail نقطه اعتدال خریفی
dragons head نقطه اعتدال ربیعی
distemperature عدم اعتدال هوا
ascending node نقطه اعتدال بهاره
descending node نقطه اعتدال پاییزه
autumnal equinox برابران پائیزی اعتدال خریفی
equinoctial وابسته باعتدال شب و روز واقع درنزدیکی خط اعتدال روزوشب
Sophrosyne وضعیت سالم ذهن توصیف شده با خویشتنداری اعتدال و آگاهی عمیق از نفس حقیقی که به شادی واقعی منجر میشود
worksheet ی داشته باشد
hydroxide داشته باشد
kept نگاه داشته
in prospect انتظار داشته
in prospective انتظار داشته
keep your peck up دل داشته باشد
you bet یقین داشته باش
be a man مردانگی داشته باشید
if any اگر داشته باشد
keep your peck up جرات داشته باشید
tripod چیزی که سه پایه داشته
tripods چیزی که سه پایه داشته
he has passed the chair ریاست داشته است
the u kingdom کشوری که پادشاه داشته باشد
the u states کشوری که پادشاه داشته باشد
Be patient . صبر داشته باش ( حوصله کن )
As much as you wish to have . هر قدر که میل داشته با شید
irrelatively بی انکه وابستگی داشته باشد
Be of good courage . قوت قلب داشته باشید
He has become too big for his boots. He is getting above himself . هوا( یابو ) ورش داشته
ineffectively بی انکه اثری داشته باشد
frothily بی انکه مغزیامعنی داشته باشد
pent up دریک جا نگاه داشته شده
Keep an eye on things. هوای کاررا داشته باش
he had need remember بایستی بخاطر داشته باشید
par for the course <idiom> تنها چیزیکه انتظار داشته
for no p reason بی انکه دلیل خاصی داشته باشد
walk (all) over <idiom> انجام هرکاری که دوست داشته باشه
unauthorized آنچه باید مجوز داشته باشد
it is in good keep خوب نگاه داشته یاحفافت شونده
It is immaterial how rich he may be . مهم نیست چقدر ثروت داشته با شد
off the point بدون اینکه وابستگی داشته باشد
irrelevantly بدون اینکه وابستگی داشته باشد
Make sure the statuette doesnt topple over . هوای مجسمه را داشته باش که نیافتد
numbly بی انکه حس داشته باشد یا تکان خورد
ukase فرمان امیراتور که قوت قانونی داشته
carbuncles لعلی که تراش محدب داشته باشد
carbuncle لعلی که تراش محدب داشته باشد
parallel اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallelling اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallelled اگر به توجه نیاز داشته باشند
paralleling اگر به توجه نیاز داشته باشند
paralleled اگر به توجه نیاز داشته باشند
eye cup فرفی که چشم رادران نگاه داشته
roundelay تصنیف یاسرودی که برگردان داشته باشد
parallels اگر به توجه نیاز داشته باشند
I'd like to have a place of my own [to call my own] . من منزل خودم را می خواهم داشته باشم.
incomparably بدون اینکه نظر داشته باشد
Whay keep a dog and bark yourself?. <proverb> چرا سگ نگه داشته اى و خود پارس مى کنى؟.
on occasion لدی الاقتضا هر وقت موقعیت داشته باشد
four by four خودرو چهارچرخی که هرچهارچرخ ان نیرو داشته باشد
gazebo عمارت تابستانی که چشم اندازخوبی داشته باشد
corporate town شهری که حقوق بلدی داردومیتواندشهرداری داشته باشد
corporator گروه یا شرکتی که شخصیت حقوقی داشته باشد
four in hand گردونه چهار اسبه که یک راننده داشته باشد
You cannot have it both ways . <proverb> نمى توانى هم این را داشته باشى هم آنرا .
fieldsman کسیکه دربازی توپ رانگاه داشته برمیگرداند
titular charge daffaires کاردارسفارتخانه در حالی که اختیارات خاص داشته باشد
pointlessly بی انکه معنی ویژه یا لطفی داشته باشد
reefer خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
large ship کشتی که بیش از 731 مترطول داشته باشد
inefficaciously ناسودمندانه بی انکه سودیا فایدهای داشته باشد
nutritiously چنانکه قوت دهد یا غذائیت داشته باشد
actual job [job held] [occupation held] پیشه در حال حاضر نگه داشته شده
harpy جانوری که تن ورخسار زن وبال وچنگال مرغ را داشته
harpies جانوری که تن ورخسار زن وبال وچنگال مرغ را داشته
reefers خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
nutritively چنانکه قوت دهدیا غذائیت داشته باشد
pay d. خاک زرداریاسیم دارکه شستن ان صرف داشته باشد
convalescent center یکان بهداری که فرفیت 0051 تختخواب را داشته باشد
fractional reserve banking بانک باید 02دلار ذخیره قانونی داشته باشد
love thy neighbour as thyself همسایه یا نوع خود را مانندخود دوست داشته باش
Would you care for a cup of coffee? آیا دوست دارید یک لیوان قهوه داشته باشید؟
lugger زورق بادبانی که یک یا چندبادبان چهار گوش داشته باشد
lagan کالایی که درته دریابا گویهای نگاه داشته باشد
toneme لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
set in <idiom> تغییرات آب وهوا شروع وممکنه ادامه داشته باشد
Shoppers were scrambling to get the best bargains. خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
chimeras جانوری که سرشیر وبدن ببرودم مار داشته است
chimera جانوری که سرشیر وبدن ببرودم مار داشته است
borough شهریاقصبهای که وکیل به مجلس بفرستدیاانجمن شهرداری داشته باشد
alternate که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternated که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternates که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
What effect do you think the changes will have on you? فکر می کنید تغییرات چه تاثیری بر شما داشته باشد؟
boroughs شهریاقصبهای که وکیل به مجلس بفرستدیاانجمن شهرداری داشته باشد
i insist on your being present جدا` عقیده دارم که شما بایدحضور داشته باشید
chimaera جانوری که سرشیر وبدن ببرودم مار داشته است
few تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
laid paper کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
That's the end of our holiday. این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
fewer تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
over crowding تعداد ساکنین از میزانی که قانون مسکن مقرر داشته است
over voltage protection وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
nominative subject اسم یا ضمیری که بعلت میندبودن حالت فاعلی داشته باشد
double coincidence of wants نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
So much for our holiday. این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
to drag in a subject موضوعی رابدون انکه ضرورت داشته باشد بمیان اوردن
I don't think there's any question about it. من فکر نمی کنم که در مورد آن تردیدی وجود داشته باشد.
fewest تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
CD quality چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
conning در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
conned در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
cons در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
interlocking directorate حالتی که شخص واحد ریاست چندین کمپانی رقیب را داشته باشد
controlling company موسسهای که یک یا چندموسسه دیگر را تحت کنترل یاتملک داشته باشد paterncompany
con در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
quantum meruit هر قدر کارش واقعا" ارزش داشته باشد در دعوی کارگربر کارفرما
rate بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
powered منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
nunc pro tunc حکم یا سند جدید الصدور که نسبت به گذشته تاثیر داشته باشد
powering منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powers منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
rates بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
cartel اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
cartels اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
reserves مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
universal time زمان که به گردش زمین بستگی داشته باشد و لذا بطورمطلق یکسان نمیباشد
reserve مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
autos امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
auto امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
addressing بزرگترین محلی که یک برنامه مشخص یا CPU میتواند مستقیما به آن دستیابی داشته باشد
reserving مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
fix فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
to reinvent the wheel <idiom> هدر مقدار زیادی از زمان و یا تلاش در ساختن چیزی که قبلا وجود داشته.
identities تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
id کلمه رمز یا کلمهای کاربری را مشخص میکند تا به سیستم دستیابی داشته باشد
doubled up درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
fixes فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
identity تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
doubled درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
double درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
odd سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
customs of war اداب مربوط به جنگ که بدون انکه قدرت قانونی داشته باشد موردقبول دولتهاست
passwords کلمه یا مجموعه حروف که کاربر را معرفی میکند تا بتواند به سیستم دستیابی داشته باشد
password کلمه یا مجموعه حروف که کاربر را معرفی میکند تا بتواند به سیستم دستیابی داشته باشد
distaff التی که گلوله پشم نریشته راروی ان نگاه داشته و پس ازریشتن بدور دوک می پیچند
monitors مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitor مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitored مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
oddest سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
nonaligned که به درستی در ارتباط با یکیدرگ قرار نگرفته اند تا کار این بهینه داشته باشند
gem-set rug قالچه جواهر نشان [بیشتر در هند رواج داشته و قدمت آن به بیش از صد سال می رسد.]
minimal tree درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
addressable ترمینالی که دادهای را می پذیرد که آدرس صحیح و شماره شناسایی در ابتدای پیام داشته باشد
odder سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
We consider it a great honor to have you here with us tonight. این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
icebox rivet میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
case تابع جستجویی که وقتی جواب میدهد که کلمه جستجو و حالت حروف آن تط ابق داشته باشتد
equitable mortgage بدون انکه موضوع این عمل یاتاسیس صراحتا" یا منجزا"به رهن دلالت داشته باشد
Those who play with edged tools must expect to be . <proverb> کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد .
legal reserves مقدار وجهی که بانکهای تجارتی طبق قانون باید نزد بانک مرکزی داشته باشند
Internet می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
cases تابع جستجویی که وقتی جواب میدهد که کلمه جستجو و حالت حروف آن تط ابق داشته باشتد
tin mordent دندانه قلع [در رنگرزی] [که بیشتر اثر سفیدکنندگی داشته و رنگ های روشن را بوجود می آورد.]
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced. زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
wet bulb termometere ترمومتری که در ان جزء حساس توسط پارچهای که همواره با اب مرطوب نگاه داشته میشود احاطه شده است
venturi کانال یامجرایی برای جریان سیال که در گلوگاه کمترین سطح مقطع را داشته و سپس مجدداافزایش می یابد
cache memory بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
caches بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
cache بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
large scale computer که میتواند به حافظه با فرفیت بالا دستیابی داشته باشد و نیز وسایل پشتیبان مثل کاربران چندتایی
fasces یک دسته میله که تبری در میان ان قرار داشته وپیشاپیش فرمانداران رومی می بردند و نشان قدرت بوده
parity سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی زوج داشته باشند
parity سیسم برسی خطا که هر سری بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی فرد داشته باشند
juke joint رستوران کوچکی که خوراک ارزان داشته و نیز صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب خودکار میزند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com