Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
muscling
در پیکرنگاری و مجسمه سازی
Other Matches
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
sculptures
مجسمه سازی
plaster of Paris
گچ مجسمه سازی
sculpture
مجسمه سازی
waxwork
مجسمه سازی ازموم
waxworks
مجسمه سازی ازموم
plastic
پلاستیک مجسمه سازی
insculp
مجسمه سازی کردن
corp
[برآمدگی در مجسمه سازی سبک گوتیک به شکل برگ]
corpe
[برآمدگی در مجسمه سازی سبک گوتیک به شکل برگ]
statuesque
شبیه مجسمه سبک مجسمه
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
statue
مجسمه
statues
مجسمه
image
مجسمه
sculptor work
مجسمه
images
مجسمه
image
مجسمه
antique statue
مجسمه عتیقه
sphinxes
مجسمه ابوالهول
mannequins
مجسمه چوبی
statuette
مجسمه کوچک
statuettes
مجسمه کوچک
sphinx
مجسمه ابوالهول
images
مجسمه شکل
acropodium
پایهء مجسمه
entablement
سکوی مجسمه
image
مجسمه شکل
statuary
مجسمه سای
mannequin
مجسمه چوبی
imagery
شکل و مجسمه
statue of liberty
مجسمه ازادی
sculpturesque
شبیه مجسمه
footpath
پایه مجسمه
footpaths
پایه مجسمه
socle
پایه ستون یا مجسمه
banderol
[نوار تزئینی مجسمه]
banderole
[نوار تزئینی مجسمه]
bust
مجسمه نیم تنه
figurines
مجسمه سفالین رنگی
figurine
مجسمه سفالین رنگی
busted
مجسمه نیم تنه
figurin
مجسمه سفالین رنگی
plinths
ازاره پایه مجسمه
busts
مجسمه نیم تنه
pedestals
پایه مجسمه شالوده
sculptress
مجسمه ساز حجار
busting
مجسمه نیم تنه
sculptors
مجسمه ساز حجار
sculptor
مجسمه ساز حجار
taille
شکل وساخت مجسمه
caryatid
ستونی که مجسمه زن باشد
pedestal
پایه مجسمه شالوده
foliate mask
صورت مجسمه انسان
idol
خدای دروغی مجسمه
entablement
صفحه زیر مجسمه
plinth
ازاره پایه مجسمه
statuary
مجسمه ساز هیکل تراشی
statuesque
خوش هیکل مجسمه وار
busts
مجسمه نیم تنه بالاتنه
telamon
ستونی که مجسمه مرد باشد
sculpturesque
ساخته شده بشکل مجسمه
pedestal
پایه ستون یا مجسمه یا چراغ
busting
مجسمه نیم تنه بالاتنه
busted
مجسمه نیم تنه بالاتنه
pedestals
پایه ستون یا مجسمه یا چراغ
bust
مجسمه نیم تنه بالاتنه
caster for pedestal
چرخ پایه
[میز یا مجسمه یا چراغ]
paris doll
مجسمه برای ازمایش جامه زنانه
Make sure the statuette doesnt topple over .
هوای مجسمه را داشته باش که نیافتد
cynocephalus
[مجسمه حیوانی با بدن میمون و سری شبیه سگ]
the statue was well niched
مجسمه خوب در دیوارجا داده شده بود
acroter
انتهای پایهء مجسمه کنگرههای زینتی عمارات
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
figure head
مجسمه ای که بر دماغه کشتی نصب میکنند
[رئیس پوشالی]
Liberty
[مجسمه زن نماد آزادی که توسط هنرمندان فرانسوی ساخته شد.]
acrolith
[مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
acrolithus
[مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
His sculptures blend into nature as if they belonged there.
مجسمه های او به طبیعت طوری آمیخته میشوند انگاری که آنها به آنجا تعلق دارند.
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
criosphinx
ابوالهول
[مجسمه ابوالهول در مصر باستان]
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
abbazzo
مدل ساختمان مدل مجسمه
half length
تصویر نیم تنه مجسمه نیم تنه
individualising
تک سازی
individualize
تک سازی
pavements
کف سازی
individualization
تک سازی
individualises
تک سازی
individualizes
تک سازی
padding
له سازی
bridgework
پل سازی
individualizing
تک سازی
stylization
مد سازی
idolization
بت سازی
individualised
تک سازی
flection
خم سازی
bridge building
پل سازی
individuation
تک سازی
individualized
تک سازی
pavement
کف سازی
deflexion
خم سازی
repk lection
پر سازی
flooring
کف سازی
local anasthesia
سر سازی
truncation
بی سر سازی
retortion
خم سازی
retortion
کج سازی
compaction
تو پر سازی
activation barrier
سد فعال سازی
discolourment
بدرنگ سازی
arrefication
رقیق سازی
ceiling construction
سقف سازی
manifestation
اشکار سازی
dilution
رقیق سازی
manifestations
اشکار سازی
coordination
هماهنگ سازی
divestment
بی بهره سازی
aromatization
عطر سازی
aromatization
معطر سازی
anabiosis
زنده سازی
afforestment
جنگل سازی
duplexing
مضاعف سازی
activation
فعال سازی
domestication
اهلی سازی
acidification
اسید سازی
divestiture
بی بهره سازی
anonymization
گمنام سازی
divestiture
برهنه سازی
curriery
چرم سازی
deep foundation
پی سازی در عمق
computer simulation
شبیه سازی
compactions
فشرده سازی
dactyliography
نگین سازی
compaction
فشرده سازی
coking time
زمان کک سازی
coking period
زمان کک سازی
coking chamber
اطاقک کک سازی
christianization
عیسوی سازی
channelization
تنگه سازی
channelization
مجرا سازی
channelization
ترعه سازی
defeasance
باطل سازی
conceptualization
مفهوم سازی
confectionary
شیرینی سازی
decryption
اشکار سازی
crystallization
بلور سازی
dazzlement
خیره سازی
countersink
خزینه سازی
de energize
بی برق سازی
cooperage
پیت سازی
cooperage
چلیک سازی
de escalation
محدود سازی
deactivation
بی اثر سازی
deallocation
ازاد سازی
bonification
به سازی محیط
debilitation
ناتوان سازی
deconditioning
ناشرطی سازی
cavitation
حفره سازی
cartwright's shop
دوچرخه سازی
denaturation
مصنوعی سازی
calcination
اهک سازی
cabinetwork
مبل سازی
cabinetwork
قفسه سازی
brick works
اجر سازی
bellfounding
زنگ سازی
belittlement
کم ارزش سازی
bedevilment
شیطان سازی
beadwork
تسبیح سازی
balladry
تصنیف سازی
atomization
ریز سازی
road construction
جاده سازی
road building
جاده سازی
asphalt paving
جاده سازی
calico printing
چیت سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com