English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
insofar as در چنان درجه و یا فاصله
Other Matches
such and such چنین و چنان
he has raving mad چنان دیوانه
so همچو چنان
soit fait comme il est desire بگذار ان چنان که می خواهدباشد
he strike him blind چنان زد که کورش کرد
he made a show of goung چنان وانمودکردکه گویی میرود
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
he walks as if he were drunk چنان راه میرود که گویی مست است
to the echo چنان بلند که تولید انعکاس صدا می نماید
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
it thaws هوا چنان گرم شده که برف رااب میکند
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
corrupt تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
variable sweep ایرفویلی که چنان لوله شده که میتوان زاویه سویپ ان راتغییر داد
corrupts تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupted تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
space فاصله دادن فاصله داشتن
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
special verdict رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
submarginal land زمین مطلقا" بی حاصل زمینی که چنان بی حاصل باشد که مخارج سرمایه گذاری و کارگر را نتواندجبران کند
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
third class درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
brevet درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
master at arms درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
space جا فاصله
hiatus فاصله
space فاصله
per saltum بی فاصله
distances فاصله
distance فاصله
spaces فاصله
length فاصله
interregna فاصله
interregnum فاصله
interregnums فاصله
spaces جا فاصله
equidistant هم فاصله
lengths فاصله
unremittingly بی فاصله
clearance فاصله
blank فاصله
blankest فاصله
head space فاصله سر
blank character فاصله
diastema فاصله
discontinuance فاصله
space bar فاصله زن
tele فاصله
gap فاصله
interval فاصله
gaps فاصله
ranges فاصله
ranged فاصله
range فاصله
single space تک فاصله تو هم
spacing فاصله
intermittence فاصله
intermezzo فاصله
en dash خط فاصله ان
em dash خط فاصله ام
white space فاصله سفید
spans فاصله معین
line to line spacing فاصله سطور
lattice spacing فاصله شبکه
known distance فاصله معلوم
keyspace فاصله کلیدی
spanned فاصله معین
intermission فاصله عود
intermissions فاصله عود
light gap فاصله روشنایی
spanning فاصله معین
distant فاصله دار
space condition حالت فاصله
line spacing فاصله سطر
light gap فاصله نور
line spacing فاصله خطوط
span فاصله معین
social distance فاصله اجتماعی
soft carriage return خط فاصله خالی
time lag فاصله زمانی
signal distance فاصله علامتی
terraces spacing فاصله تراسها
sight distance فاصله دید
shouting distance فاصله صدا رس
spaced فاصله دار
telemeter فاصله سنج
space bar فاصله گذار
space condition شرط فاصله
interval فاصله تاکتیکی
interval فاصله زمانی
rivers فاصله سفید
river فاصله سفید
removed فاصله خانوادگی
subinterval فاصله فرعی
stadimeter فاصله یاب
spacing bias پیشقدر فاصله
shim فاصله پرکن
safe distance فاصله بی خطر
time interval فاصله زمانی
vacations فاصله دو اجلاس
vacation فاصله دو اجلاس
unit distance با فاصله واحد
unspaced practice تمرین بی فاصله
magnet gap فاصله هوایی
vertical interval فاصله عمودی
lapse فاصله زمانی
lapses فاصله زمانی
tritone فاصله سه گام
respite _ فاصله استراحت
tritone فاصله سه اهنگ
range meter فاصله سنج
tooth gap فاصله دندانه
polar distance فاصله قطبی
piston clearnce فاصله پیستون
normal interval فاصله معمولی صف
track pitch فاصله شیار
mode interval فاصله نما
lapsing فاصله زمانی
angular distance فاصله زاویهای
deflationary gap فاصله تنزلی
focal distance فاصله کانونی
focal length فاصله کانونی
frequency distance فاصله فرکانس
frequency spacing فاصله فرکانس
interludes بادخور فاصله
interlude بادخور فاصله
dead rise فاصله مرده
class interval فاصله طبقه
clearance فاصله باز
interim فیمابین فاصله
elongation فاصله زاویهای
center distance فاصله ازمرکز
time lags فاصله زمانی
time out وقفه فاصله
interstice ترک فاصله
leading فاصله خطوط
interval فاصله [ریاضی]
fiducial interval فاصله اطمینان
spacing فاصله بندی
distance meter فاصله سنج
spacing فاصله گذاری
gulfs فاصله زدوری
gulf فاصله زدوری
close range فاصله نزدیک
diatessaron فاصله یک چهارم
interrupted فاصله دار
blank character دخشه فاصله
dutter فاصله ستونها
center distance فاصله مرکزی
hard space فاصله واصل
haul distance فاصله حمل
infighting نبرد در فاصله کم
f. distance or length فاصله کانونی
input gap فاصله اولیه
intervalometer فاصله سنج
focuses فاصله کانونی
focussed فاصله کانونی
spaces جا فاصله مدت
spaces فاصله گذاشتن
focused فاصله کانونی
focus فاصله کانونی
interval confidence فاصله اطمینان
line spacing فاصله سطرها
interspace فاصله مدت
confidence interval فاصله اعتماد
confidence interval فاصله اطمینان
spaces فاصله مدت
space فاصله مدت
focusses فاصله کانونی
ignition spark gap فاصله جرقه
ignition gap فاصله جرقه
focussing فاصله کانونی
coherence distance فاصله همدوسی
code distance فاصله رمز
head space فاصله سر تیربار
time span فاصله زمان
period/stretch/lapse of time فاصله زمان
time period فاصله زمان
period فاصله زمان
space جا فاصله مدت
space فاصله گذاشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com