Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English
Persian
enhance
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhanced
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhances
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhancing
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
Other Matches
development
رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
developments
رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
characteristics of underdeveloping
مشخصات کشورهای در حال توسعه ویژگیهای توسعه نیافتگی
extended industry standard architecture
معماری استاندارد صنعت توسعه پذیر
eisa
معماری استاندارد صنعت توسعه پذیر
extended memory
حافظه توسعه یافته
extendeo core
حافظه چنبرهای توسعه یافته
international development association
مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
AT Attachment
خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
Advanced Technology Attachment
خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
outreach
توسعه یافتن توسعه
EEMS
در یک IBM PC پیشرفت EMS روش استاندارد گسترش حافظه اصلی مناسب با PC
development support library
امکانات خودکار که با ان یک منشی برنامه نویسی فایلهای توسعه برنامه را که شامل نسخههای اصلی مجموعههای تست داده واسناد گزارش میباشدنگهداری میکند
paging
فرمولی که مدیریت حافظه حافظه به صفحات اختصاص میدهد. و نیز انتقال بین حافظه پشتیبان و حافظه اصلی به روش کار را بر عهده دارد
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
point four
چهارمین ماده از مواد اصلی نطق افتتاحیه ترومن رئیس جمهور امریکادر ژانویه 9491 در کنگره که در ان پیشنهاد شده بود که ایالات متحده امریکا به وسیله تامین کمکها و مساعدتهای فنی در کشورهای توسعه نیافته جهان
virtual
حافظه اصلی خیالی بزرگ که با بارکردن صفخات کوچک تر از حافظه پشتیبان به حافظه موجود ایجاد میشود فقط وقتی که نیاز باشد
extends
امکان نرم افزاری که حافظه درون PC را مشخص میکند تا با استاندارد حافظه مط ابق شود
extend
امکان نرم افزاری که حافظه درون PC را مشخص میکند تا با استاندارد حافظه مط ابق شود
extending
امکان نرم افزاری که حافظه درون PC را مشخص میکند تا با استاندارد حافظه مط ابق شود
enlarging
توسعه
expansion
توسعه
enlargement
توسعه
spread
توسعه
enlarges
توسعه
extension
توسعه
extensions
توسعه
enlargements
توسعه
spreads
توسعه
delelopment
توسعه
increment
توسعه
outspread
توسعه
increments
توسعه
promotions
توسعه
developments
توسعه
promotion
توسعه
enlarged
توسعه
stop go policy
توسعه
development
توسعه
amplification
توسعه
enlarge
توسعه
upgrowth
توسعه
extensibility
توسعه پذیری
increases
توسعه دادن
spreads
توسعه دادن
increased
توسعه دادن
increase
توسعه دادن
development bank
بانک توسعه
promote
توسعه دادن
underdeveloped
توسعه نیافته
path of expansion
مسیر توسعه
pattern of development
الگوی توسعه
urban renewal
توسعه شهری
uneven development
توسعه نامتوازن
underdevelopment
توسعه نیافتگی
to unfold
توسعه دادن
economic development
توسعه اقتصادی
open out
توسعه دادن
anti development policy
سیاست ضد توسعه
promoted
توسعه دادن
promotes
توسعه دادن
promoting
توسعه دادن
enriching
توسعه دادن
technical development
توسعه فنی
development policy
سیاست توسعه
development plan
برنامه توسعه
export promotion
توسعه صادرات
enlarges
توسعه دادن
monetary expansion
توسعه پولی
phasess of development
مراحل توسعه
enriches
توسعه دادن
expandsionism
توسعه طلبی
development time
زمان توسعه
under development
دردست توسعه
enrich
توسعه دادن
exepandable
قابل توسعه
to open out
توسعه دادن
expandability
قابلیت توسعه
expanded , capacity
توسعه فرفیت
enlarging
توسعه دادن
development tools
ابزار توسعه
enlarged
توسعه دادن
expansionist
توسعه طلبی
expansion
گسترش توسعه
boomed
توسعه یافتن
booming
توسعه عظیم
develops
توسعه دادن
booming
توسعه یافتن
booms
توسعه عظیم
booms
توسعه یافتن
social development
توسعه اجتماعی
extends
توسعه دادن
boom
توسعه یافتن
cultural development
توسعه فرهنگی
progation
توسعه تکثیر
expansionism
توسعه طلبی
develop
توسعه دادن
self development
توسعه نفس
extend
توسعه دادن
extending
توسعه دادن
boom
توسعه عظیم
historical development
توسعه تاریخی
boomed
توسعه عظیم
expansive
متمایل به توسعه
developement
توسعه دادن
rural development
توسعه روستائی
research and development
تحقیق و توسعه
spread
توسعه دادن
extensible
توسعه پذیر
pole of development
قطب توسعه
internal development
توسعه داخلی
regional development
توسعه منطقهای
enlarge
توسعه دادن
regional development
توسعه ناحیهای
extendable
توسعه پذیر
expanses
بسط و توسعه
increscent
زیادی توسعه
expanse
بسط و توسعه
combat development
توسعه رزمی
amplification
توسعه تقویت
SDRAM
قطعه حافظه پیشرفته که جایگزین DRAM قدیمی است . سیکل دستیابی به حافظه با ساعت پردازنده اصلی سکردن شده است و زمان بین عملیات حافظه را حذف میکند
class improvement plan
طرح توسعه ناو
pullulate
اغاز توسعه نهادن
well development
توسعه و شستشوی چاه
characteristics of underdevelopment
ویژگیهای توسعه نیافتگی
increment
افزایش در حقوق توسعه
underdeveloped nations
ملل توسعه نیافته
increments
افزایش در حقوق توسعه
development system
سیستم توسعه یافته
outstretch
توسعه دادن بسط
research and development
تحقیق و توسعه یا بهبودوسایل
underdeveloped countries
کشورهای توسعه نیافته
developing countries
کشورهای در حال توسعه
develops
توسعه دادن اشکارکردن
development countries
کشورهای قابل توسعه
development cost
هزینه توسعه در تولیدمحصول
software development
توسعه نرم افزاری
desired rate of development
نرخ مطلوب توسعه
extensible language
زبان توسعه پذیر
developed contries
ممالک توسعه یافته
to develop
[into]
توسعه دادن وضعیت
[به]
to grow
[into]
توسعه دادن وضعیت
[به]
inextension
عدم امتداد یا توسعه
extendible
قابل توسعه کش دار
extended precision
دقت توسعه یافته
microcomputer development system
سیستم توسعه ریزکامپیوتر
regression
بازگشت
[به حالت کم توسعه]
step backwards
بازگشت
[به حالت کم توسعه]
to spread
[across]
[over]
توسعه یافتن
[سرتاسر]
develop
توسعه دادن اشکارکردن
top down development
توسعه از بالا به پایین
program development tools
ابزار توسعه برنامه
underdeveloped area
منطقه توسعه نیافته
corrosive attack
اغاز و توسعه خورندگی
regress
برگشت
[به حالت کم توسعه]
step backwards
برگشت
[به حالت کم توسعه]
regress
بازگشت
[به حالت کم توسعه]
development planning
برنامه ریزی توسعه
regression
برگشت
[به حالت کم توسعه]
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
extensible
منبسط شدنی توسعه پذیر
expeditionary forces
نیروی توسعه طلب و سرکوبگر
expeditionary force
نیروی توسعه طلب و سرکوبگر
expands
منبسط کردن توسعه دادن
less developed countries
کشورهای کمتر توسعه یافته
the developed world
جهان توسعه یافته
[پیشرفته]
overdevelop
توسعه و عمران زیاد یافتن
developments
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
development
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
to fill out
تکمیل کردن توسعه دادن
extended character set
مجمگعه کاراکترهای توسعه یافته
threat study
بررسی توسعه تهدید دشمن
organization for economic co opration
سازمان توسعه و همکاری اقتصادی
enlarged
توسعه دادن وسیع کردن
contrast enhancement
توسعه تشخیص سایه روشن
expand
منبسط کردن توسعه دادن
big push theory of development
نظریه فشار شدید توسعه
expanding
منبسط کردن توسعه دادن
back blowing
عمل شستشو و توسعه چاه
enlarges
توسعه دادن وسیع کردن
enlarge
توسعه دادن وسیع کردن
enlarging
توسعه دادن وسیع کردن
expansion
توسعه گسترش دادن کشیدن
expanded memory system
کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
transfers
سرعت انتقال داده از حافظه پشتیبان به حافظه اصلی یا از یک وسیله به دیگری
transferring
سرعت انتقال داده از حافظه پشتیبان به حافظه اصلی یا از یک وسیله به دیگری
transfer
سرعت انتقال داده از حافظه پشتیبان به حافظه اصلی یا از یک وسیله به دیگری
access time
زمان لازم برای یافتن فایل یا برنامه در حافظه اصلی یا حافظه جانبی
intermediate
فضای حافظه که زمان دستیابی بین حافظه اصلی و سیستم مبتنی بر دیسک دارد
developers
فاهر کننده عکس توسعه دهنده
project loans
قرضههای مربوط به انجام طرحهای توسعه
researching
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری
extend
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
generations
توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
inward looking development policies
درکشورهای در حال توسعه تاکید دارد
enlarges
توسعه دادن زیاد بحث کردن
enlarging
توسعه دادن زیاد بحث کردن
extends
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
enlarged
توسعه دادن زیاد بحث کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com