English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
necessaries در CLمنحصر به مایحتاج اولیه زندگی نبوده بلکه به وضع زن و اطفال بستگی دارد
Other Matches
deterministic نتیجه فرآیند که بستگی به موقعیتهای اولیه ورودی ها دارد
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced. زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
Life isn't about finding yourself. Life is about creating yourself. زندگی پیدا کردن خود نیست بلکه ساختن خود است.
it depends [on] بستگی دارد [به]
figure on <idiom> بستگی دارد به
It all depends on how things develop. بستگی دارد چه پیش بیاید
mission critical که شرکت شما به آن بستگی دارد
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
conditional فرآیندی که بستگی به نتیجه دیگری دارد
It depends on its quality. بستگی به جنس ( مرغوبیت وکیفیت )آن دارد
debt of honour بدهی که پرداخت ان به خوش حسابی بدهکار بستگی دارد
function فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
delayed offside تاخیر در اعلام افساید که بستگی به واکنش مدافع دارد
functioned فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
functions فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
gates دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gate دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
undamped نوسان ازاد که تنها به نیروهای داخلی اینرسی الاستیک و وزن بستگی دارد
word-perfect یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
word perfect یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
scrolls که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
scroll که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
false selvage شیرازه تقلبی [هر نوع نخ اضافی که جزء پودهای اصلی نبوده و بدلیل تزئین و یا پوشاندن پارگی ها در محل شیرازه بدور تار پیچیده شود از این دسته محسوب شده و کاهش اصالت فرش را به همراه دارد.]
sequential مدار منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت منط قی ورودی قبلی دارد
bed factor ضریب بستر که بستگی به وضعیت مواد رسوبی متحرک در کف بستر دارد
logic مدر منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت منط قی ورودی قبل دارد
garbage اصط لاحی که در آن دقت و کیفیت اطلاع خروجی بستگی به کیفیت ورودی دارد
gate یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gigo اصط لاحی که بیان میکند دقت و کیفیت اطلاع خروجی بستگی به کیفیت ورودی دارد
gates یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
conditional نقط های که پس از آن برنامه نویس میتواند به انتهای مجموعهای دستور جهش کند که البته بستگی به داده یا وضعیت برنامه دارد
necessaries مایحتاج
needful مایحتاج
constant displacement pump پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
check حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
checks حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
checked حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
abram's law این قانون حاکی از اینست که مقاومت یک ملات یا بتن بستگی به وزن اب وبه وزن سیمان در مخلوط ملات دارد
rug condition [وضعیت ظاهری و ارزش واقعی فرش که به عوامل مختلفی از جمله اندازه، رنگ، عدم پارگی نخ هاخسارت ناشی از بیدزدگی، نداشتن ریشه تقلبی، ارتفاع پرز مناسب و غیره بستگی دارد.]
resets سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
reset سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
minor border حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
haply بلکه
not i but he نه من بلکه او
rather بلکه
psilanthropy عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
psilanthropism عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
Not that I remember . تا آنجا که من یاددارم خیر ( اینطور نبوده )
pediatrics طب اطفال
not only he came but نه تنها امد بلکه
yea بلکه رای مثبت
Ideal City [شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
juvenile delinquency بزهکاری اطفال
marriage settlement نفقه اطفال
juvenile courts دادگاه اطفال
juvenile court دادگاه اطفال
poliomyelitis فلج اطفال
infantile paralysis فلج اطفال
We've never had it so good. <idiom> وضع [مالی] ما تا حالا اینقدر خوب نبوده است.
necessaries نفقه زوج و اطفال
pediatrician پزشک متخصص اطفال
potties لگن یامستراح اطفال
polio بیماری فلج اطفال
potty لگن یامستراح اطفال
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
chance medley ادم کشی اتفاقی که باسوء قصدنبوده وغیرعمدی هم نبوده است
nursery محل نگاهداری اطفال شیرخوار
nurseries محل نگاهداری اطفال شیرخوار
incubators محل پرورش اطفال زودرس
incubator محل پرورش اطفال زودرس
it is impossible to live there نمیشود در انجا زندگی کرد زندگی
to prove an a اثبات اینکه شخص هنگام وقوع جرم دران محل نبوده
tabula rasa فکر ساده وبدون تصور اطفال
non procedural language بلکه یک مجموعه قواعدی وضع میکند که اعمال می شوند
parapherna بخشی از دارایی زن که جزوجهیزیه نبود بلکه در اختیارخود زن بود
orthopsychiatry تداوی روحی اختلالات فکری وروحی اطفال
basic data دادههای اولیه عناصر اولیه
This is important, not only today, but also and especially for the future. این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است.
restoration احیا و مرمت فرش [برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
jungle gym چهارچوبی که اطفال روی ان تاب خورده و بالا و پایین میروند
deferred exit انتقال کنترل به یک زیربرنامه در زمانی که قابل پیش بینی نبوده و حادثهای غیر مترقبه ان را مشخص میکند
closed jet tunnel تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
ferris wheel گردونه صندلی دار مخصوص تفریح وچرخ زدن اطفال وغیره
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
Life is ten percent what happens to you and ninety percent how you respond to it. ده درصد از زندگی، اتفاقاتی است که برایتان می افتد و نود درصد باقی مانده زندگی واکنش شما به این اتفاقات است.
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
distributed load نیرویی که به یک نقطه اثرنمیکند بلکه مانند نیروی هوا روی یک سطح بریک خط یا یک سطح وارد میشود
bind بستگی
obturation بستگی
vicinity بستگی
closures بستگی
closure بستگی
concerns بستگی
gelation بستگی
relationship بستگی
dependance بستگی
relationships بستگی
concern بستگی
kinship بستگی
cohesion هم بستگی
binds بستگی
congelation بستگی
dependence بستگی
congealment بستگی
deligation بستگی
dependencies بستگی نیازمندی
sidings بستگی بحزب
siding بستگی بحزب
liaison بستگی رابطه
liaisons بستگی رابطه
liaises بستگی داشتن
dependency بستگی نیازمندی
liaised بستگی داشتن
liaise بستگی داشتن
count on <idiom> بستگی داشتن به
total binding energy انرژی بستگی کل
tthrombosis خون بستگی
up to <idiom> بستگی داشتن به
syndesis بهم بستگی
liaising بستگی داشتن
binding energy انرژی بستگی
connection بستگی نسبت
binding potential پتانسیل بستگی
connubiality بستگی زناشویی
connexions بستگی نسبت
declaratory statute قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
lead a dog's life <idiom> زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
co relation بستگی دوچیزباهم دوسوپیوستگی
correlation بستگی دوچیز باهم
oppilation بستن یا بستگی مجرا
particularity بستگی بعقاید خاصی
principle of intimacy اصل بهم بستگی
press (push) one's luck <idiom> به شانس بستگی داد
discontinuous wefts پودهای منقطع [این نوع پودگذاری در تمام عرض فرش قرار نگرفته، بلکه بسته به نوع بافت و طراحی در اندازه مختلف بکار می رود.]
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
embolism انسداد جریان خون بستگی راه رگ
Depending on how late we arrive ... بستگی به اینکه ساعت چند ما می رسیم ...
unconditional آنچه به هیچ شرطی بستگی ندارد
embolisms انسداد جریان خون بستگی راه رگ
quasi contract عقدی را گویند که التزام طرفین به مفاد ان ناشی از تصریح خودشان نباشد بلکه به صرف وقوع عمل خارجی به حکم قانون به عمل خود ملتزم شوند
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
variable geometry engine موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
brute force method روش رفع مشکل که بستگی به قدرت کامپیوتر داردو نه به برنامه نویسی مناسب
universal time زمان که به گردش زمین بستگی داشته باشد و لذا بطورمطلق یکسان نمیباشد
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
unconditional دستوری که کنترل را از یک بخش برنامه به دیگری منتقل میکند , بدون بستگی داشتن به وقوع شرایط ی .
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
random access فایلی که هر رکورد آن به سرعت با آدرسش قابل دستیابی است , بدون جستجو در بقیه فایل و به ممحل قبلی بستگی ندارد
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
JK flip flop نوعی flipe=flop با دو ورودی k,g و دو خروجی مخالف که بستگی به ورودی دارند
initial اولیه
primeval اولیه
initialled اولیه
first generation اولیه
initialed اولیه
initialing اولیه
earliest اولیه
early اولیه
primitive اولیه
preliminaries اولیه
primal اولیه
initials اولیه
basics اولیه
fundamental اولیه
preliminary اولیه
initialling اولیه
elementary اولیه
basic اولیه
dispersion اولیه
rudimentary اولیه
raw اولیه
primary اولیه
initial level سطح اولیه
stocked ذخیره اولیه
primitive انسان اولیه
blueprint طرح اولیه
blueprints طرح اولیه
stock ذخیره اولیه
stock ماده اولیه
input frequency فرکانس اولیه
initial value مقدار اولیه
initial strength استحکام اولیه
proto galaxy کهکشان اولیه
inputted سیگنال اولیه
inputted توان اولیه
input سیگنال اولیه
input توان اولیه
initial velocity سرعت اولیه
initial reserves ذخایر اولیه
initial point نقطه اولیه
input electrode الکترود اولیه
initial mass جرم اولیه
initial cost هزینه اولیه
initial condition شرط اولیه
input admittance ادمیتانس اولیه
input attenuation میرائی اولیه
input capacitor خازن اولیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com