English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (21 milliseconds)
English Persian
poach دزدکی شکار کردن
poached دزدکی شکار کردن
poaches دزدکی شکار کردن
Other Matches
lurked دزدکی عمل کردن
sneaked دزدکی حرکت ه کردن
lurks دزدکی عمل کردن
lurking دزدکی عمل کردن
lurk دزدکی عمل کردن
sneaks دزدکی حرکت ه کردن
sneak دزدکی حرکت ه کردن
trinkets دزدکی وزیرجلی کار کردن
trinket دزدکی وزیرجلی کار کردن
skulks گروه دزدکی حرکت کردن
skulking گروه دزدکی حرکت کردن
skulk گروه دزدکی حرکت کردن
skulked گروه دزدکی حرکت کردن
suborn دزدکی ومحرمانه چیزی کسب کردن
predation شکار کردن
hunts شکار کردن
hunted شکار کردن
hunt شکار کردن
bag شکار کردن با تیر
sniping پاشله شکار کردن
sniped پاشله شکار کردن
bags شکار کردن با تیر
snipes پاشله شکار کردن
rabbit شکار خرگوش کردن
snipe پاشله شکار کردن
rabbits شکار خرگوش کردن
give tongue عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
to rid to hounds با تازی شکار روباه کردن
to p on any one's preserves در جای قورق شکار کردن
coursed تعقیب کردن شکار از طرف سگ
to ride to hounds با تازی شکار روباه کردن
hunts اداره کردن تازیها در شکار
course تعقیب کردن شکار از طرف سگ
courses تعقیب کردن شکار از طرف سگ
foxhunt باتازی شکار روباه کردن
turtle لاک پشت شکار کردن
turtles لاک پشت شکار کردن
hunted اداره کردن تازیها در شکار
hunt اداره کردن تازیها در شکار
hounded باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hounding باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hound باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hounds باتازی شکار کردن تعقیب کردن
weigh in وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
weigh-in وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
weigh-ins وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poached برخلاف مقررات شکار صید کردن
poach برخلاف مقررات شکار صید کردن
poaches برخلاف مقررات شکار صید کردن
shoots زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
shoot زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
hunting شکار کردن جستجو کردن
chased دنبال کردن شکار کردن
chase دنبال کردن شکار کردن
chace دنبال کردن شکار کردن
chasing دنبال کردن شکار کردن
chases دنبال کردن شکار کردن
snoopy دزدکی
stealthiest دزدکی
stealthier دزدکی
stealthy دزدکی
slinkier دزدکی
furtive دزدکی
lurkingly دزدکی
slinky دزدکی
sneaking دزدکی
privy دزدکی
slinkiest دزدکی
by stealth دزدکی
leer نگاه دزدکی
sheep's eye نگاه دزدکی
leering نگاه دزدکی
poachers شکارچی دزدکی
poacher شکارچی دزدکی
leered نگاه دزدکی
leers نگاه دزدکی
peeps نگاه دزدکی طلوع
peep نگاه دزدکی طلوع
peeping نگاه دزدکی طلوع
peeped نگاه دزدکی طلوع
stealth خفیه کاری حرکت دزدکی
slinking نظر چشمی نگاه دزدکی
slinks نظر چشمی نگاه دزدکی
slink نظر چشمی نگاه دزدکی
slinking گام های دزدکی سقط شده
slinks گام های دزدکی سقط شده
to steal in or out دزدکی داخل شدن یابیرون امدن
slink گام های دزدکی سقط شده
sneakers کسی که دزدکی راه میرود کفش کتانی
sneaker کسی که دزدکی راه میرود کفش کتانی
slink انسان یاحیوان رشد نکرده وضعیف حرکت دزدکی
slinks انسان یاحیوان رشد نکرده وضعیف حرکت دزدکی
slinking انسان یاحیوان رشد نکرده وضعیف حرکت دزدکی
hunts شکار
chase شکار
chasing شکار
hunt شکار
chased شکار
chases شکار
prey شکار
quarries شکار
game شکار
predatin شکار
hunting شکار
quarry شکار
hanks شکار
hank شکار
chace شکار
quarrying شکار
chevy شکار
gamey پر از شکار
hunted شکار
ravin شکار
gameless بی شکار
venery شکار
fair game شکار مجاز
quarry لاشه شکار
quarry شکار موردنظر
hank طعمه شکار
huntsmen شکار باز
huntsman شکار باز
game keep پاسبان شکار
victim دستخوش شکار
quarries لاشه شکار
gamy پراز شکار
blood sports کشتن شکار
game سرگرمی شکار
falconry شکار با شاهین
blood sport کشتن شکار
king hunt شاه شکار
fair game شکار قانونی
hunting ground شکار گاه
hunting district شکار گاه
hanks طعمه شکار
whaling شکار نهنگ
to go a hunting شکار رفتن
gunning شکار با تفنگ
shootings شکار باتفنگ
fowling شکار پرنده
quarries شکار موردنظر
shooting شکار باتفنگ
shanking شکار کوسه
ducking شکار مرغابی
area drive شکار دواندن
poniter نوعی سگ شکار ی
predatory habit خوی شکار
quarrying شکار موردنظر
hunters اسب شکار
shotgunner شکار با تفنگ
quarrying لاشه شکار
victims دستخوش شکار
game law قانون شکار
hunter اسب شکار
predatory تغذیه کننده از شکار
stool گروه فریبنده شکار
shoots هدف گرفتن شکار
outfitter فروشنده لوازم شکار
check و شدن بوی شکار
outfitters فروشنده لوازم شکار
chevy فریاد هنگام شکار
checks و شدن بوی شکار
prowling درپی شکار گشتن
prowls درپی شکار گشتن
cub hunting شکار بچه روباه
prowled درپی شکار گشتن
bow hunting شکار با تیر و کمان
prowl درپی شکار گشتن
pointer سگ شکاری یابنده شکار
hunting شکار دشمن یا زیردریایی
big game شکار حیوانات بزرگ
hog dress بریدن گلوی شکار
checked و شدن بوی شکار
shining پیداکردن شکار در شب بانورافکن
raptatory لازم برای شکار
foxhunt شکار روباه باتازی
predator تغذیه کننده از شکار
shoot هدف گرفتن شکار
predators تغذیه کننده از شکار
raptatorial لازم برای شکار
find یافتن بوی شکار
pointers سگ شکاری یابنده شکار
predatorial تغذیه کننده از شکار
game شکار گرفته شده
raven شکار طعمه شکاری
finds یافتن بوی شکار
deer stalking شکار اهو و گوزن
ravens شکار طعمه شکاری
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
still hunting شکار باروش در کمین نشستن
coverings بوته زار پناهگاه شکار
master of سرپرست گروه شکار روباه
closed season فصل منع ماهیگیری یا شکار
covers بوته زار پناهگاه شکار
decoy shooting شکار به کمک مرغ دام
cover بوته زار پناهگاه شکار
tufter کسی که شکار را رم میدهد شکارچی
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
safari سفر برای شکار بزرگ
retriever سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com