English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (3 milliseconds)
English Persian
prey دستخوش
undergo دستخوش
undergoes دستخوش
undergoing دستخوش
undergone دستخوش
Other Matches
at the mercy of در اختیار دستخوش
adrift دستخوش طوفان
victims دستخوش شکار
victim دستخوش شکار
peccable دستخوش خطا
subject to the flood دستخوش سیل
tosser دستخوش امواج
windblown دستخوش باد
golden handshake دستخوش بازنشستگی
golden handshakes دستخوش بازنشستگی
passive دستخوش عامل خارجی
passives دستخوش عامل خارجی
drifts دستخوش پیشامد بودن
drifting دستخوش پیشامد بودن
drifted دستخوش پیشامد بودن
drift دستخوش پیشامد بودن
sentient حساس دستخوش احساسات
tideland زمین ساحلی دستخوش جزرومد
obsessively دستخوش یک فکر یامیل قوی
prey دستخوش ساختن طعمه کردن
obsessive دستخوش یک فکر یامیل قوی
victimises دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimising دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimize دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimized دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimised دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimizes دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
planker گیاهان و جانورانی که دستخوش جنبش اب دریاهستند
victimizing دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
adventures : درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
adventure درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
catastrophism اعتقاد باینکه پوسته زمین دستخوش انقلابهای ناگهانی طبیعت شده
toss دستخوش اواج شدن متلاطم شدن
tosses دستخوش اواج شدن متلاطم شدن
tossed دستخوش اواج شدن متلاطم شدن
tossing دستخوش اواج شدن متلاطم شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com