English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
inaccessible دسترسی ناپذیر
Other Matches
poaching دسترسی به لیست ها که فایل یا برنامه ها به منظورجستجوی اطلاعاتی که استفاده کننده مستحق دسترسی به انها نیست
immedicable درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
invulnerable زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
irrevocably بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
accesses دسترسی
accessed دسترسی
gateway دسترسی
access دسترسی
access code کد دسترسی
accessing دسترسی
access دسترسی
range دسترسی
ranged دسترسی
accession دسترسی
ranges دسترسی
accessibility دسترسی
reach دسترسی
approachability دسترسی
reached دسترسی
reaches دسترسی
reaching دسترسی
non access عدم دسترسی
inaccessibility عدم دسترسی
inaccessibility دسترسی ناپذیری
access duct مجرای دسترسی
access code رمز دسترسی
outreach دسترسی پیداکردن
video disk دسترسی مستقیم
direct access دسترسی مستقیم
inapproachable بدون دسترسی
accessing دسترسی راه
access arm بازوی دسترسی
accessed دسترسی راه
access road راه دسترسی
access دسترسی راه
availability میزان دسترسی
inaccessibility غیرقابل دسترسی
access road جاده دسترسی
accesses دسترسی راه
accessed دسترسی یا مجال مقاربت
availability شخص مفید دسترسی
access دسترسی یا مجال مقاربت
random access دسترسی به اطلاعات به طورناموزون
accesses دسترسی یا مجال مقاربت
accessing دسترسی یا مجال مقاربت
direct access دسترسی مستقیم به اطلاعات
availability principle اصل دسترسی پذیری
come at able قابل دسترسی کنارامدنی
multiple access network شبکه با دسترسی چندگانه
disk access time زمان دسترسی دیسک
multiaccess computer کامپیوتر با دسترسی چند گانه
inaccessibly بطور غیر قابل دسترسی
accessor شخصی که به داده دسترسی دارد
exclusion area منطقه غیرمجاز از نظر دسترسی
it is not pervious to reasonov بدان دسترسی ندارد خردانرانمیتواند دریابد
access to classified material دسترسی به مدارک طبقه بندی شده
accessible آنچه قابل دستیابی و دسترسی است
to get to somebody [something] به کسی دسترسی پیدا کردن [ به چیزی رسیدن]
to open something to [the] traffic چیزی را برای [دسترسی به] ترافیک باز کردن
concentrator گرهای که دسترسی را از یک یا چند ایستگاه به شبکه ممکن می سازد
nympholepsy جنون و علاقه شدید برای دسترسی به چیزهای غیرقابل حصول
inaccessibily بطور غیر قابل دسترسی چنانکه نتوان به او نزدیک شدیا اورادید
ambitus [اختصاص دادن فضایی در اطراف قبر یا آرامگاه برای دسترسی به کلیسا]
mirror writing shadow reading کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
nympholept کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
bulletin board system پایگاه داده اطلاعات و پیام که توسط مودم و اتصال کامپیوتری قابل دسترسی است
unchallenged بحث ناپذیر
inappeasable ناپذیر
waterproof نم ناپذیر
waterproofed نم ناپذیر
waterproofs نم ناپذیر
imperviable نم ناپذیر
watertight اب ناپذیر
Internet می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
impracticable <adj.> انجام ناپذیر
unchallenged انکار ناپذیر
inappellable پژوهش ناپذیر
inappealable پژوهش ناپذیر
impenitent توبه ناپذیر
inalterable تغییر ناپذیر
unfeasible <adj.> انجام ناپذیر
inexecutable <adj.> انجام ناپذیر
imperviable سرایت ناپذیر
incommutably تبدیل ناپذیر
unconquerable تسخیر ناپذیر
incommutable تخفیف ناپذیر
incommutable استحاله ناپذیر
incommensurable مقایسه ناپذیر
untouchability لمس ناپذیر
water proof رطوبت ناپذیر
waterproof wire سیم نم ناپذیر
sure-fire شکست ناپذیر
incommensurable سنجش ناپذیر
incoercible انقباض ناپذیر
incodensable انقباض ناپذیر
impartible بخش ناپذیر
immitigable تخفیف ناپذیر
impossible [colloquial] <adj.> تحمل ناپذیر
engrained چاره ناپذیر
ego alien خود ناپذیر
drainless خستگی ناپذیر
exhautless خستگی ناپذیر
fatigueless خستگی ناپذیر
immiscible امتزاج ناپذیر
absolute <adj.> اجتناب ناپذیر
inalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
indispensable <adj.> اجتناب ناپذیر
inevitable <adj.> اجتناب ناپذیر
unalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
unalterable <adj.> اجتناب ناپذیر
immiscible امیزش ناپذیر
unwearying خستگی ناپذیر
inconvertible مبادله ناپذیر
raintight باران ناپذیر
irrecoverably بطوراصلاح ناپذیر
irrecoverable جبران ناپذیر
irrecocilably بطوروفق ناپذیر
ireversible تغییر ناپذیر
invariant تغییر ناپذیر
spanless پیمایش ناپذیر
intangibly بطورلمس ناپذیر
insusceptible تایید ناپذیر
insol انحلال ناپذیر
inscrvtable تفحص ناپذیر
irremissible اغماض ناپذیر
irresistable مقاومت ناپذیر
irresolvable تجزیه ناپذیر
nonsuperimposable انطباق ناپذیر
non descript تشریح ناپذیر
non descript وصف ناپذیر
remediless درمان ناپذیر
nanoaddressable نشانی ناپذیر
sateless سیری ناپذیر
stainless زنگ ناپذیر
joiner door دربهای اب ناپذیر
unappealabe پژوهش ناپذیر
irriversible برگشت ناپذیر
inirritable تحریک ناپذیر
infrangible تجزیه ناپذیر
inextinguishably بطورتسکین ناپذیر
indiminishable کاهش ناپذیر
indefectible خلل ناپذیر
indefeasible بطلان ناپذیر
indefeasible فسخ ناپذیر
indecomposable فساد ناپذیر
incorruptibly بطورفساد ناپذیر
unobjectionable اعتراض ناپذیر
unsearchable کاوش ناپذیر
incompressible فشار ناپذیر
uninflammable اشتعال ناپذیر
undecidable تصمیم ناپذیر
uncomputable محاسبه ناپذیر
unappeasable استمالت ناپذیر
inexplorable کاوش ناپذیر
inexhaustibly بطورپایان ناپذیر
inexcitable هیجان ناپذیر
ineludible گریز ناپذیر
indubious تردید ناپذیر
indisributable بخش ناپذیر
indispansably بطورچاره ناپذیر
indisciplinable انظباط ناپذیر
unchangeable تغییر ناپذیر
incompressible تراکم ناپذیر
indescribable وصف ناپذیر
inevitable اجتناب ناپذیر
unexceptionable استثناء ناپذیر
irrevocably بطورفسخ ناپذیر
unavoidable چاره ناپذیر
unavoidable اجتناب ناپذیر
disconsolate تسلی ناپذیر
unanswerable جواب ناپذیر
unanswerable تکذیب ناپذیر
irreconcilable اشتی ناپذیر
immutable تغییر ناپذیر
unbearably تحمل ناپذیر
interminable پایان ناپذیر
infallible لغزش ناپذیر
unbeatable باخت ناپذیر
insoluble انحلال ناپذیر
intangible لمس ناپذیر
inaccessible ارتباط ناپذیر
ineluctable چاره ناپذیر
inseparable تفکیک ناپذیر
unalterable تغییر ناپذیر
invariable تغییر ناپذیر
unbearable تحمل ناپذیر
impermeable نشت ناپذیر
irreconcilable وفق ناپذیر
impermeable تراوش ناپذیر
unceasing ایست ناپذیر
inflexible انحناء ناپذیر
impregnable رسوخ ناپذیر
incurable درمان ناپذیر
incurable بهبودی ناپذیر
incurable علاج ناپذیر
immobile جنبش ناپذیر
undeniable انکار ناپذیر
adamantly تزلزل ناپذیر
adamant تزلزل ناپذیر
inconceivable تصور ناپذیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com