Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 290 (20 milliseconds)
English
Persian
assorted
<adj.>
دسته بندی شده
Search result with all words
exception
چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
exceptions
چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
ordination
دسته بندی
ordinations
دسته بندی
zone
ناحیه دسته بندی
zones
ناحیه دسته بندی
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
دسته بندی کردن
groups
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
دسته بندی کردن
sort
دسته کردن طبقه بندی کردن
sorted
دسته کردن طبقه بندی کردن
sorts
دسته کردن طبقه بندی کردن
classification
عمل دسته بندی
classification
دسته بندی
classifications
عمل دسته بندی
classifications
دسته بندی
rating
دسته بندی
rating
دسته بندی کردن
ratings
دسته بندی
ratings
دسته بندی کردن
categorised
دسته بندی کردن
categorises
دسته بندی کردن
categorising
دسته بندی کردن
categorize
دسته بندی کردن
categorized
دسته بندی کردن
categorizes
دسته بندی کردن
categorizing
دسته بندی کردن
classifies
دسته بندی کردن
classify
دسته بندی کردن
classifying
دسته بندی کردن
resort
رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resort
دسته بندی کردن
resorted
رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resorted
دسته بندی کردن
resorts
رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resorts
دسته بندی کردن
grade
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
دسته بندی کردن
grades
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
دسته بندی کردن
rank
درجه دادن دسته بندی کردن
ranked
درجه دادن دسته بندی کردن
ranks
درجه دادن دسته بندی کردن
clustering
دسته بندی
grading
دسته بندی
faction
دسته بندی
factions
دسته بندی
assortment
دسته بندی
assortments
دسته بندی
junta
دسته بندی
juntas
دسته بندی
factional
مربوط به دسته بندی یا توط ئه
division
قسمت دسته بندی
divisions
قسمت دسته بندی
card sorting test
ازمون دسته بندی برگه ها
catchall
بخشی که شامل مواد مختلف وبدون دسته بندی باشد
clanship
دسته بندی قبیلهای
classification chart
نمودار دسته بندی
color sorting test
ازمون دسته بندی رنگها
factionist
عضو دسته بندی
groupage
دسته بندی
groupage
دسته بندی کردن
junto
دسته بندی سیاسی
log rolling
دسته بندی سیاسی که دران همدیگر رابستایندویاری کننداصول نان بهم قرض دادن
lot integrity
دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
marshalling yard
محوطه تفکیک و دسته بندی کالاها
qsort
دسته بندی پرسشها
regimentalation
دسته بندی کردن
sorting test
ازمون دسته بندی
to erect into
دسته بندی کردن به
to form into groups
دسته بندی کردن
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
zone bits
بیت منطقه بیت دسته بندی
zone decimal
دسته بندی اعشاری
zone decimal
دسته بندی ده دهی
zone punch
سوراخ دسته بندی
natives Olivenöl extra
روغن زیتون کاملا طبیعی
[دسته بندی یک]
nerve bundle
دسته ای از رشته عصبی
[ساختمان استخوان بندی ]
nerve fascicle
دسته ای از رشته عصبی
[ساختمان استخوان بندی ]
cingulum
دسته ای از رشته عصبی در مغز
[ساختمان استخوان بندی ]
cingulum bundle
دسته ای از رشته عصبی در مغز
[ساختمان استخوان بندی ]
wool sorting
دسته بندی الیاف
[بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
yarn sorting
دسته بندی نخ
[بر اساس ظرافت، نمره نخ، جنس و غیره]
scale
دسته بندی
rally
دسته بندی کردن
sort
دسته بندی کردن
sorter
دسته بندی کننده
to categorize
دسته بندی کردن
Other Matches
mounting
دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay
دسته گل یایک دسته علف
evaluation rating
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
word warp
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
rating
طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings
طبقه بندی کردن درجه بندی
telescopic
دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
classifications
طبقه بندی رده بندی
wording
جمله بندی کلمه بندی
lineaments
طرح بندی صورت بندی
lineament
طرح بندی صورت بندی
classification
طبقه بندی رده بندی
laggin
اب بندی کردن اب بندی ناوها
shoals of people
دسته دسته مردم
sorted
دسته دسته کردن
sorts
دسته دسته کردن
streams of people
دسته دسته مردم
sort
دسته دسته کردن
distribute
دسته دسته کردن
classify
دسته دسته کردن
regiment
دسته دسته کردن
troop
دسته دسته شدن
assort
دسته دسته شدن
trooping
دسته دسته شدن
assort
دسته دسته کردن
groups
دسته دسته کردن
scores of people
دسته دسته مردم
regiments
دسته دسته کردن
trooped
دسته دسته شدن
sects
دسته دسته مذهبی
sect
دسته دسته مذهبی
in detail
مفصلا دسته دسته
group
دسته دسته کردن
windrow
دسته دسته کردن
they came in bands
دسته دسته امدند
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
transparently
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparent
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
bundles
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle
متمرکز کردن دسته کردن دسته
grade
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load
بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
approach formation
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification
طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing
مرحله بندی مرحله بندی عملیات
classifications
طبقه بندی کردن طبقه بندی
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
phased attack
تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
gangs
دسته
nosegay
دسته گل
skulks
دسته
skulking
دسته
skulk
دسته
skulked
دسته
passel
دسته
groups
دسته
armies
دسته
pitman
دسته
group
دسته
lug
دسته
lugging
دسته
lugs
دسته
genus
دسته
army
دسته
lugged
دسته
cluster bombs
دسته
drove
دسته
hosted
دسته
hosting
دسته
hosts
دسته
bouquets
دسته گل
bouquet
دسته گل
ringleader
سر دسته
cranks
دسته
ringleaders
سر دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers .
دسته گل
cranking
دسته
A bouquet (bunch)of flowers.
دسته گه
cranked
دسته
host
دسته
kind
دسته
cluster bomb
دسته
cluster
دسته
clusters
دسته
teams
دسته
team
دسته
kinds
دسته
kindest
دسته
crank
دسته
bail arm
دسته
hilt
دسته
helms
دسته
helm
دسته
bracket
دسته
batches
دسته
batch
دسته
tuft
دسته
tufts
دسته
trooping
دسته
trooped
دسته
troop
دسته
hilts
دسته
droves
دسته
work team
دسته
ranges
دسته
ranged
دسته
range
دسته
sections
دسته
section
دسته
processions
دسته
procession
دسته
cliques
دسته
clique
دسته
platoon
دسته
platoons
دسته
wisp
دسته
wisps
دسته
shook
دسته
tress
دسته مو
bunch
دسته
bunched
دسته
bunches
دسته
bunching
دسته
fasciculate
دسته دسته
fascicled
دسته دسته
fascicle or cule
دسته
fascicle
دسته
bevy
دسته
handles
دسته
leader
سر دسته
ears
دسته
handhold
دسته
handgrip
دسته
corps
دسته
rabble
دسته
ear
دسته
haft
دسته
assortment
دسته
assortments
دسته
gens
دسته
handle
دسته
tussock
دسته مو
tussocks
دسته مو
lot
دسته
bundles
دسته
congregations
دسته
congregation
دسته
clumps
دسته
clumping
دسته
clumped
دسته
clump
دسته
covey
دسته
fagot
دسته
skein
دسته
skeins
دسته
confraternity
دسته
faggot
دسته
bundling
دسته
classis
دسته
horde
دسته
bundle
دسته
nib
دسته
brigades
دسته
brigade
دسته
nibs
دسته
stem
دسته
stemmed
دسته
stemming
دسته
stems
دسته
hordes
دسته
ilk
دسته
faggots
دسته
set
دسته
classed
دسته
classes
دسته
clans
دسته
category
دسته
party
دسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com