English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (11 milliseconds)
English Persian
quire دسته خوانندگان
choir دسته خوانندگان
choral دسته خوانندگان
chorale دسته خوانندگان
Search result with all words
chorus هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorused هم سرایی کردن دسته خوانندگان
choruses هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorusing هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorister اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
choristers اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
chorale دسته سرایندگان مجموعه خوانندگان
octet دسته خوانندگان یانوازندگان هشت نفری
Other Matches
choir گروه خوانندگان
the a of a book خوانندگان کتابی
choric وابسته بدسته خوانندگان
karaite عضو تیرهای ازیهودکه تنهانص توریه راقبول دارند....یعنی خوانندگان
agony aunt شخصیکهدر ستونیاز روزنامه مطلبمینویسد کهدر آن پاسخ مشکلات و نامههای خوانندگان طرح میشود
mounting دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay دسته گل یایک دسته علف
Netscape Navigator یکی از جستجوگران معروف www که هنوز هم در بازار مط رح است شامل خصوصیات بسیاری از قبیل خوانندگان جدید و نیز تامین برنامههای java است
lorgnettes ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
group دسته دسته کردن
groups دسته دسته کردن
sects دسته دسته مذهبی
assort دسته دسته شدن
assort دسته دسته کردن
sect دسته دسته مذهبی
distribute دسته دسته کردن
classify دسته دسته کردن
regiments دسته دسته کردن
regiment دسته دسته کردن
scores of people دسته دسته مردم
sorted دسته دسته کردن
trooping دسته دسته شدن
sort دسته دسته کردن
sorts دسته دسته کردن
trooped دسته دسته شدن
windrow دسته دسته کردن
in detail مفصلا دسته دسته
they came in bands دسته دسته امدند
shoals of people دسته دسته مردم
streams of people دسته دسته مردم
troop دسته دسته شدن
to form into groups دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
coaction عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
bundling متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle متمرکز کردن دسته کردن دسته
cluster bombs دسته
clusters دسته
shook دسته
host دسته
wisp دسته
platoon دسته
ringleaders سر دسته
ringleader سر دسته
tussocks دسته مو
wisps دسته
groups دسته دسته
scores دسته دسته
hosts دسته
hosting دسته
hosted دسته
platoons دسته
cluster bomb دسته
ranged دسته
range دسته
sections دسته
processions دسته
procession دسته
tress دسته مو
leader سر دسته
cliques دسته
clique دسته
helm دسته
hilts دسته
hilt دسته
helms دسته
bracket دسته
ranges دسته
crank دسته
cranked دسته
cluster دسته
teams دسته
team دسته
kinds دسته
kindest دسته
kind دسته
droves دسته
drove دسته
bouquets دسته گل
section دسته
bouquet دسته گل
cranks دسته
cranking دسته
stemming دسته
passel دسته
congregation دسته
congregations دسته
horde دسته
hordes دسته
ear دسته
ears دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers . دسته گل
clumps دسته
clumping دسته
ilk دسته
skein دسته
skeins دسته
faggot دسته
faggots دسته
fagot دسته
clump دسته
clumped دسته
A bouquet (bunch)of flowers. دسته گه
bodle دسته
fascicled دسته دسته
fasciculate دسته دسته
gens دسته
haft دسته
handgrip دسته
handhold دسته
helve دسته
nosegay دسته گل
fascicle or cule دسته
fascicle دسته
boodle دسته
bail arm دسته
cheque book دسته چک
classis دسته
confraternity دسته
pitman دسته
covey دسته
stems دسته
stemmed دسته
work team دسته
clan دسته
clans دسته
category دسته
gangs دسته
tufts دسته
parcel دسته
parcels دسته
lever دسته
levers دسته
gang دسته
sheaf دسته
bunches دسته
bunching دسته
tussock دسته مو
nib دسته
nibs دسته
stem دسته
bunched دسته
bunch دسته
assortment دسته
assortments دسته
handle دسته
handles دسته
tuft دسته
batches دسته
classing دسته
skulked دسته
groups دسته
brigades دسته
armies دسته
army دسته
brigade دسته
skulk دسته
class دسته
group دسته
lot دسته
classes دسته
rabble دسته
corps دسته
skulks دسته
skulking دسته
bundling دسته
lugged دسته
school دسته
lugs دسته
set دسته
sets دسته
batch دسته
setting up دسته
lugging دسته
schools دسته
party دسته
troop دسته
trooped دسته
trooping دسته
bevy دسته
lug دسته
genus دسته
bundle دسته
bundles دسته
detachments دسته
classed دسته
detachment دسته
swarms دسته زیاد
decked دستینه دسته
decks دستینه دسته
social دسته جمعی
bundling دسته کردن
fagot دسته کردن
bundles دسته کردن
bundle دسته کردن
packs دسته گروه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com