Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
winch
دسته درآسیاب دستی
Other Matches
control stick
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
manual
دستور رزمی دستی سیستم دستی
craft revolving fund
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
craft reimbursable supply
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
mounting
دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay
دسته گل یایک دسته علف
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
groups
دسته دسته کردن
windrow
دسته دسته کردن
group
دسته دسته کردن
trooping
دسته دسته شدن
troop
دسته دسته شدن
distribute
دسته دسته کردن
classify
دسته دسته کردن
assort
دسته دسته کردن
assort
دسته دسته شدن
in detail
مفصلا دسته دسته
trooped
دسته دسته شدن
regiments
دسته دسته کردن
regiment
دسته دسته کردن
sort
دسته دسته کردن
sect
دسته دسته مذهبی
streams of people
دسته دسته مردم
shoals of people
دسته دسته مردم
sects
دسته دسته مذهبی
sorted
دسته دسته کردن
they came in bands
دسته دسته امدند
scores of people
دسته دسته مردم
sorts
دسته دسته کردن
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
left handedness
چپ دستی
handmade
دستی
ready use
دم دستی
palmar
کف دستی
levorotation
چپ دستی
handiest
دستی
portable
دستی
handier
دستی
three handed
سه دستی
manual
دستی
single-handed
یک دستی
hand made
دستی
handy
دستی
hand held
دستی
bellows
دم دستی
hand reamer
کوبه دستی
hand receipt
رسید دستی
mill file
سوهان دستی
hand roller
غلطک دستی
manula shifting
اتصال دستی
stick shift
دندهی دستی
manual labour
امضای دستی
manual skills
مهارتهای دستی
hand saw
اره دستی
manual operation
عمل دستی
manual operation
عملیات دستی
manual override
القای دستی
manual pinion shift
استارت دستی
hand grenade
نارنجک دستی
foozle
خام دستی
manual ringing
زنگ دستی
manual skill
مهارت دستی
fly sheet
اعلانات دستی
hand organ
ارگ دستی
dug well
چاه دستی
dump barrow
حرخ دستی
end table
میزکوچک دم دستی
paving beetle
تخماق دستی
eye glass
عینک دستی
fly bill
اعلان دستی
handbill
اگهی دستی
handbills
اگهی دستی
hand lade
پاتیل دستی
fly bill
اگهی دستی
hand mill
اسیاب دستی
hand molding
قالبریزی دستی
hand molding shop
قالبریزی دستی
nimble fingers
چابک دستی
hand operated chuck
سه نظام دستی
nattiness
زبر دستی
hand held computer
کامپیوتر دستی
string hand
دستی که زه را می کشد
hand cart
ارابه دستی
light fingers
چابک دستی
hand compaction
توپرسازی دستی
handhold
گیره دستی
hand compaction
تراکم دستی
hand crane
جرثقیل دستی
handbell
زنگ دستی
line hand
دستی که نخ را می کشد
hand crane
بارانگیز دستی
hand cart
چرخ دستی
handlist
فهرست دستی
hand power winch
جراثقال دستی
handwork
دستی دستکاری
hand cable winch
جراثقال دستی
hand brake
ترمز دستی
push cart
چرخ دستی
hand augger
مته دستی
handwheel
چرخ دستی
handsaw
اره دستی
long bow
کمان دستی
hand wheel
چرخ دستی
hand vise
گیره دستی
hand tool
ابزار دستی
manual control
کنترل دستی
manual controller
نافم دستی
manual cutout
افتامات دستی
manual exchange
مرکز دستی
hand drill
مته دستی
portable drill
مته دستی
hand lever
اهرم دستی
manual adjustment
تنطیم دستی
hand torch
مشعل دستی
manually
بصورت دستی
made ground
خاک دستی
smacks
کف دستی زدن
smacked
کف دستی زدن
smack
کف دستی زدن
go devil
ارابه دستی
gaucherie
خام دستی
egg beater
همزن دستی
pushcarts
ارابه دستی
Jim Crow
ریل خم کن دستی
handicrafts
صنایع دستی
hand knot
گره دستی
inexperience
خام دستی
clumsiness
خام دستی
bungling
خام دستی
manual input
ورودی دستی
gimlet
مته دستی
manual focusing knob
دکمهزوم دستی
skill
چیره دستی
handicraft
هنر دستی
trial balloon
<idiom>
یک دستی زدن
guns
تلمبه دستی
gun
تلمبه دستی
gimlets
مته دستی
bungles
خام دستی
bungled
خام دستی
handicraft
پیشه دستی
handbooks
کتاب دستی
handbook
کتاب دستی
sideboards
میز دم دستی
sideboard
میز دم دستی
handicraft
صنعت دستی
handicraft
کار دستی
bungle
خام دستی
handcarts
چرخ دستی
handcarts
ارابه دستی
handcart
ارابه دستی
cane
چوب دستی
caned
چوب دستی
canes
چوب دستی
caning
چوب دستی
pushcart
ارابه دستی
quern
اسیاب دستی
bitstock
مته دستی
tin snips
قیچی دستی
post hole auger
مته دستی
attache case
کیف دستی
alggardness
کند دستی
adeptness
زبر دستی
adeptly
زبر دستی
cold link
پیوند دستی
portable weir
سرریز دستی
bull horn
بلندگوی دستی
carpenter's clamp
پیچ دستی
door bundle
بارهای دستی
right handedness
راست دستی
desk checking
بررسی دستی
crank handle
اهرم دستی
handcart
چرخ دستی
side board
میز دم دستی
staff gauge
اشل دستی
submachinegun
مسلسل دستی
close fistedness
خشک دستی
concertinas
ارغنون دستی
sub-machine guns
تیربار دستی
handbags
کیف دستی
hang-gliding
گلایدر دستی
stick shifts
دندهی دستی
sub-machine gun
مسلسل دستی
concertina
ارغنون دستی
drawing hand
دستی که زه را می کشد
sub-machine gun
تیربار دستی
sub-machine guns
مسلسل دستی
handbag
کیف دستی
concertinaed
ارغنون دستی
concertinaing
ارغنون دستی
tommy gun
مسلسل دستی
portable instrument
سنجه دستی
portable receiver
رادیوی دستی
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
cramps
پیچ دستی درودگری
hand lead
عمق یاب دستی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com