Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English
Persian
scores of people
دسته دسته مردم
shoals of people
دسته دسته مردم
streams of people
دسته دسته مردم
Search result with all words
d. of death
تصویری که دسته مردم راازپست وبلند نشان میدهد
Other Matches
mounting
دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay
دسته گل یایک دسته علف
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
assort
دسته دسته کردن
troop
دسته دسته شدن
windrow
دسته دسته کردن
group
دسته دسته کردن
assort
دسته دسته شدن
sorted
دسته دسته کردن
classify
دسته دسته کردن
regiment
دسته دسته کردن
regiments
دسته دسته کردن
trooped
دسته دسته شدن
groups
دسته دسته کردن
sect
دسته دسته مذهبی
trooping
دسته دسته شدن
sort
دسته دسته کردن
sorts
دسته دسته کردن
they came in bands
دسته دسته امدند
in detail
مفصلا دسته دسته
distribute
دسته دسته کردن
sects
دسته دسته مذهبی
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
bundles
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
متمرکز کردن دسته کردن دسته
clumps
دسته
trooping
دسته
classis
دسته
shook
دسته
trooped
دسته
troop
دسته
batch
دسته
clumped
دسته
processions
دسته
congregations
دسته
groups
دسته
clumping
دسته
congregation
دسته
clump
دسته
passel
دسته
skulking
دسته
lug
دسته
army
دسته
armies
دسته
tufts
دسته
lugged
دسته
lugging
دسته
tuft
دسته
group
دسته
fagot
دسته
cheque book
دسته چک
skulks
دسته
skulked
دسته
skulk
دسته
genus
دسته
faggots
دسته
faggot
دسته
lugs
دسته
confraternity
دسته
kindest
دسته
kind
دسته
ears
دسته
droves
دسته
drove
دسته
host
دسته
hosted
دسته
hosting
دسته
hosts
دسته
bouquets
دسته گل
bouquet
دسته گل
cranks
دسته
cranking
دسته
clan
دسته
cranked
دسته
kinds
دسته
leader
سر دسته
cluster bomb
دسته
cluster bombs
دسته
cluster
دسته
teams
دسته
clusters
دسته
team
دسته
ear
دسته
tress
دسته مو
pitman
دسته
crank
دسته
ranges
دسته
wisp
دسته
wisps
دسته
hilts
دسته
hilt
دسته
helms
دسته
helm
دسته
bodle
دسته
stemming
دسته
bracket
دسته
boodle
دسته
hordes
دسته
horde
دسته
groups
دسته دسته
scores
دسته دسته
ranged
دسته
range
دسته
sections
دسته
section
دسته
A bouquet (bunch)of flowers.
دسته گه
ringleader
سر دسته
ringleaders
سر دسته
procession
دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers .
دسته گل
bail arm
دسته
cliques
دسته
clique
دسته
platoon
دسته
platoons
دسته
batches
دسته
classing
دسته
bevy
دسته
assortments
دسته
lot
دسته
nib
دسته
brigades
دسته
brigade
دسته
bundling
دسته
bundles
دسته
handle
دسته
bundle
دسته
handgrip
دسته
handhold
دسته
fascicled
دسته دسته
fasciculate
دسته دسته
clans
دسته
helve
دسته
category
دسته
corps
دسته
stem
دسته
sheaf
دسته
rabble
دسته
nibs
دسته
assortment
دسته
handles
دسته
classes
دسته
classed
دسته
class
دسته
detachments
دسته
detachment
دسته
tussock
دسته مو
party
دسته
gens
دسته
bunch
دسته
bunched
دسته
bunches
دسته
tussocks
دسته مو
bunching
دسته
schools
دسته
school
دسته
haft
دسته
covey
دسته
ilk
دسته
skeins
دسته
nosegay
دسته گل
gangs
دسته
skein
دسته
work team
دسته
gang
دسته
levers
دسته
parcels
دسته
stems
دسته
lever
دسته
parcel
دسته
fascicle
دسته
setting up
دسته
sets
دسته
fascicle or cule
دسته
set
دسته
stemmed
دسته
leash
دسته سه تایی
scale
دسته بندی
choral
دسته خوانندگان
tussock
دسته علف
shaft
دسته چوب
troika
هر دسته سه تایی
communal
دسته جمعی
plumose
دارای دسته پر
leashes
دسته سه تایی
platoon sergeant
گروهبان دسته
faggot
دسته هیزم
chorale
دسته خوانندگان
swarm
دسته زیاد
all together
دسته جمعی
genre
دسته راسته
whipstock
دسته شلاق
piston rod
دسته پیستون
joystick
دسته فرمان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com