English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 305 (15 milliseconds)
English Persian
shoal دسته شدن
shoals دسته شدن
gam دسته شدن
herd دسته شدن
cluster دسته شدن
Search result with all words
exception چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
exceptions چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
party دسته
party دسته همفکر
party دسته متشکل جمعیت
detachment دسته
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments دسته
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
class دسته
classed دسته
classes دسته
classing دسته
file دسته کاغذهای مرتب
filed دسته کاغذهای مرتب
school دسته
school دسته ماهی
schools دسته
schools دسته ماهی
broom stick دسته جاروب
broomstick دسته جاروب
broomsticks دسته جاروب
butt دسته چوب ماهیگیری
butted دسته چوب ماهیگیری
butts دسته چوب ماهیگیری
strike اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
poll اخذرای دسته جمعی
polled اخذرای دسته جمعی
polls اخذرای دسته جمعی
handler دسته گذار
handlers دسته گذار
wing دسته حزبی
winging دسته حزبی
lock دسته پشم
locks دسته پشم
pack دسته گروه
packs دسته گروه
bundle دسته کردن
bundle دسته
bundle متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles دسته کردن
bundles دسته
bundles متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling دسته کردن
bundling دسته
bundling متمرکز کردن دسته کردن دسته
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
brigade دسته
brigades دسته
hand دسته دستخط
handing دسته دستخط
lot دسته
deck دستینه دسته
decked دستینه دسته
decks دستینه دسته
bevy دسته
orchestra دسته نوازندگان جایگاه ارکست
orchestras دسته نوازندگان جایگاه ارکست
companies دسته هیئت بازیگران
company دسته هیئت بازیگران
band دسته کردن
bands دسته کردن
regimen دسته حکومت
regimens دسته حکومت
rat دسته خود را ترک کردن
sabers مسابقه سابر با نوعی شمشیربا دسته منحنی و تیغه سفت
sabre مسابقه سابر با نوعی شمشیربا دسته منحنی و تیغه سفت
sabres مسابقه سابر با نوعی شمشیربا دسته منحنی و تیغه سفت
Sept دسته یا اجتماعی که افرادش معتقداند ازیک جد یا نیا بوجودامده اند
ordination دسته بندی
ordinations دسته بندی
rabble دسته
corps دسته
stack دودکش دسته
stacked دودکش دسته
stacks دودکش دسته
zone ناحیه دسته بندی
zones ناحیه دسته بندی
fold دسته یا گله گوسفند
folded دسته یا گله گوسفند
folds دسته یا گله گوسفند
truss دسته کردن
trussed دسته کردن
trusses دسته کردن
trussing دسته کردن
set دسته
sets دسته
setting up دسته
pool دسته زبده وکارازموده
pooled دسته زبده وکارازموده
pools دسته زبده وکارازموده
putter چوگان دسته کوتاه
puttered چوگان دسته کوتاه
puttering چوگان دسته کوتاه
putters چوگان دسته کوتاه
corsage دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
corsages دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
Other Matches
mounting دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay دسته گل یایک دسته علف
lorgnettes ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
assort دسته دسته کردن
classify دسته دسته کردن
distribute دسته دسته کردن
sort دسته دسته کردن
they came in bands دسته دسته امدند
sorted دسته دسته کردن
sorts دسته دسته کردن
in detail مفصلا دسته دسته
windrow دسته دسته کردن
sect دسته دسته مذهبی
sects دسته دسته مذهبی
groups دسته دسته کردن
assort دسته دسته شدن
troop دسته دسته شدن
scores of people دسته دسته مردم
trooping دسته دسته شدن
regiments دسته دسته کردن
trooped دسته دسته شدن
regiment دسته دسته کردن
group دسته دسته کردن
shoals of people دسته دسته مردم
streams of people دسته دسته مردم
coaction عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
to form into groups دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
kind دسته
section دسته
sections دسته
range دسته
ranged دسته
covey دسته
kindest دسته
droves دسته
ranges دسته
boodle دسته
cranking دسته
bodle دسته
kinds دسته
cranks دسته
bouquet دسته گل
crank دسته
cheque book دسته چک
bouquets دسته گل
drove دسته
classis دسته
cranked دسته
processions دسته
nosegay دسته گل
batches دسته
passel دسته
batch دسته
pitman دسته
trooping دسته
trooped دسته
troop دسته
bracket دسته
helm دسته
hilt دسته
procession دسته
fascicle دسته
fascicle or cule دسته
fascicled دسته دسته
fasciculate دسته دسته
gens دسته
cliques دسته
haft دسته
handgrip دسته
handhold دسته
helve دسته
hilts دسته
helms دسته
clique دسته
team دسته
lever دسته
confraternity دسته
handle دسته
handles دسته
bunch دسته
bunched دسته
bunching دسته
shook دسته
tussock دسته مو
tussocks دسته مو
nib دسته
stem دسته
wisps دسته
wisp دسته
assortments دسته
assortment دسته
levers دسته
gang دسته
parcels دسته
parcel دسته
gangs دسته
clan دسته
clans دسته
category دسته
sheaf دسته
tufts دسته
tuft دسته
stemmed دسته
stemming دسته
platoons دسته
hosting دسته
hosted دسته
host دسته
clusters دسته
cluster bombs دسته
cluster bomb دسته
cluster دسته
teams دسته
ear دسته
hosts دسته
hordes دسته
platoon دسته
stems دسته
ilk دسته
skein دسته
skeins دسته
faggot دسته
ringleaders سر دسته
ringleader سر دسته
faggots دسته
fagot دسته
clump دسته
clumped دسته
clumping دسته
clumps دسته
congregation دسته
congregations دسته
horde دسته
ears دسته
A bouquet (bunch)of flowers. دسته گه
groups دسته دسته
scores دسته دسته
tress دسته مو
leader سر دسته
bunches دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers . دسته گل
work team دسته
group دسته
lug دسته
lugging دسته
skulks دسته
skulking دسته
lugs دسته
bail arm دسته
skulked دسته
lugged دسته
armies دسته
skulk دسته
groups دسته
army دسته
nibs دسته
genus دسته
shifting lever دسته دنده
arm دسته مبل
swarms دسته زیاد
swarmed دسته زیاد
tussock دسته علف
junta دسته بندی
juntas دسته بندی
tussocks دسته انبوه
shank دسته کفچه
tussock دسته انبوه
tussocks دسته علف
paratoops دسته چتربازان
soldiery یک دسته سرباز
faggot دسته کردن
persuasion دار و دسته
multiple contact دسته کنتاکت
faggots دسته هیزم
outs دسته بی نفوذ
faggots دسته کردن
fagot دسته هیزم
manubrium دسته چاقویاکارد
faggot دسته هیزم
bundle دسته پول
arm دسته صندلی
stick shift دسته دنده
sugroup دسته فرعی
genre دسته راسته
genres دسته راسته
fagot دسته کردن
clans دار و دسته
rammer staff دسته سمبه
platoon sergeant گروهبان دسته
platoon leader فرمانده دسته
sheaf دسته گل یا گیاه
sheaf دسته کردن
clustering دسته بندی
grading دسته بندی
faction دسته بندی
processionize با دسته رفتن
clan دار و دسته
portcrayon دسته مدادنقاشی
gang دسته جنایتکاران
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com