Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
gaggle
دسته مرغابی
gaggles
دسته مرغابی
Other Matches
ducked
مرغابی
duckings
مرغابی
duck
مرغابی
redshank
مرغابی
ducks
مرغابی
drakes
مرغابی نر
drake
مرغابی نر
duckling
جوجه مرغابی
ducking
شکار مرغابی
goldeneye
نوعی مرغابی
eider
مرغابی شمالی
scoter
مرغابی سیاه
sarcelle
مرغابی جره
teal
مرغابی جره
kingduck
مرغابی شمالی
horned grebe
مرغابی شانه بسر
smew
مرغابی شمال اروپاواسیا
mallards
نوعی مرغابی وحشی
mallard
نوعی مرغابی وحشی
grebe
اسفرود بی دم مرغابی شابه بسر
ducker
غوطه خور مرغابی گیر
decoy duck
مرغابی ای که مرغان دیگررابدام میاندازد
marionette
عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
marionettes
عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
eiderdown
پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
crepuscular birds
مرغابی که درسرخی شامگاه بیرون می اید
eiderdowns
پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
frigate bird
مرغابی دریاهای گرمسیری که بالهای بلندقوی دارد
albatrosses
یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
albatross
یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
man darin duck
یکجور مرغابی کاکل دار که اصل ان از چین است
pass shooting
شکار مرغابی هنگام گذشتن ازبالای موضع شکارچی
mounting
دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay
دسته گل یایک دسته علف
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
regiment
دسته دسته کردن
scores of people
دسته دسته مردم
shoals of people
دسته دسته مردم
streams of people
دسته دسته مردم
windrow
دسته دسته کردن
troop
دسته دسته شدن
assort
دسته دسته شدن
assort
دسته دسته کردن
trooping
دسته دسته شدن
classify
دسته دسته کردن
distribute
دسته دسته کردن
they came in bands
دسته دسته امدند
group
دسته دسته کردن
groups
دسته دسته کردن
sects
دسته دسته مذهبی
sect
دسته دسته مذهبی
sort
دسته دسته کردن
regiments
دسته دسته کردن
sorted
دسته دسته کردن
trooped
دسته دسته شدن
sorts
دسته دسته کردن
in detail
مفصلا دسته دسته
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
bundling
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles
متمرکز کردن دسته کردن دسته
crank
دسته
sections
دسته
section
دسته
cranks
دسته
haft
دسته
bouquet
دسته گل
handgrip
دسته
bunch
دسته
handles
دسته
gens
دسته
parcel
دسته
parcels
دسته
cranked
دسته
ranges
دسته
handle
دسته
range
دسته
cranking
دسته
ranged
دسته
fasciculate
دسته دسته
handhold
دسته
processions
دسته
helve
دسته
pitman
دسته
hilt
دسته
helms
دسته
clan
دسته
helm
دسته
clans
دسته
sheaf
دسته
bracket
دسته
category
دسته
hilts
دسته
passel
دسته
gangs
دسته
procession
دسته
assortments
دسته
assortment
دسته
lever
دسته
levers
دسته
cliques
دسته
gang
دسته
clique
دسته
droves
دسته
nosegay
دسته گل
ilk
دسته
wisp
دسته
platoons
دسته
platoon
دسته
stem
دسته
tuft
دسته
ringleaders
سر دسته
ringleader
سر دسته
tufts
دسته
nibs
دسته
ear
دسته
ears
دسته
hosts
دسته
hosting
دسته
hosted
دسته
wisps
دسته
hordes
دسته
horde
دسته
skein
دسته
skeins
دسته
faggot
دسته
faggots
دسته
fagot
دسته
shook
دسته
stems
دسته
stemming
دسته
stemmed
دسته
clump
دسته
clumped
دسته
clumping
دسته
clumps
دسته
congregation
دسته
congregations
دسته
host
دسته
bodle
دسته
tussock
دسته مو
teams
دسته
team
دسته
kinds
دسته
kindest
دسته
kind
دسته
drove
دسته
bunching
دسته
cluster bombs
دسته
fascicle
دسته
clusters
دسته
fascicle or cule
دسته
fascicled
دسته دسته
bouquets
دسته گل
bunches
دسته
tussocks
دسته مو
cluster
دسته
covey
دسته
boodle
دسته
cheque book
دسته چک
classis
دسته
confraternity
دسته
nib
دسته
cluster bomb
دسته
bunched
دسته
corps
دسته
army
دسته
brigades
دسته
armies
دسته
school
دسته
schools
دسته
A bouquet (bunch)of flowers.
دسته گه
brigade
دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers .
دسته گل
bail arm
دسته
genus
دسته
classes
دسته
leader
سر دسته
lugs
دسته
lugging
دسته
classing
دسته
lugged
دسته
bundling
دسته
scores
دسته دسته
set
دسته
sets
دسته
setting up
دسته
groups
دسته دسته
work team
دسته
bundles
دسته
bundle
دسته
lot
دسته
detachment
دسته
lug
دسته
detachments
دسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com