Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (20 milliseconds)
English
Persian
hand to hand
دسته و پنجه نرم کردن
hand-to-hand
دسته و پنجه نرم کردن
Other Matches
palmatifid
دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
cross swords
دست و پنجه نرم کردن
to sit up and beg
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to beg
[of a dog holding up front paws]
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
bundle
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
متمرکز کردن دسته کردن دسته
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
windrow
دسته دسته کردن
assort
دسته دسته کردن
sorts
دسته دسته کردن
group
دسته دسته کردن
distribute
دسته دسته کردن
regiments
دسته دسته کردن
sorted
دسته دسته کردن
classify
دسته دسته کردن
regiment
دسته دسته کردن
sort
دسته دسته کردن
groups
دسته دسته کردن
mounting
دسته و پشت بند دسته شمشیر
band
دسته کردن
wreathe
گل ها را دسته کردن
aggroup
دسته کردن
bundles
دسته کردن
bundling
دسته کردن
bands
دسته کردن
bundle
دسته کردن
batching
دسته کردن
sheaf
دسته کردن
trussing
دسته کردن
trusses
دسته کردن
cluster
دسته کردن
trussed
دسته کردن
truss
دسته کردن
fagot
دسته کردن
wreathing
گل ها را دسته کردن
wreathes
گل ها را دسته کردن
wreathed
گل ها را دسته کردن
faggot
دسته کردن
faggots
دسته کردن
nosegay
دسته گل یایک دسته علف
sorts
دسته کردن طبقه بندی کردن
sorted
دسته کردن طبقه بندی کردن
sort
دسته کردن طبقه بندی کردن
to form into groups
دسته بندی کردن
to categorize
دسته بندی کردن
cluster
سنبله دسته کردن
cluster bomb
سنبله دسته کردن
cluster bombs
سنبله دسته کردن
clusters
سنبله دسته کردن
record blocking
دسته کردن رکوردها
grades
دسته بندی کردن
quire
کاغذ را دسته کردن
categorises
دسته بندی کردن
classifies
دسته بندی کردن
rally
دسته بندی کردن
grade
دسته بندی کردن
categorizing
دسته بندی کردن
group
دسته بندی کردن
sort
دسته بندی کردن
groups
دسته بندی کردن
categorizes
دسته بندی کردن
categorized
دسته بندی کردن
rating
دسته بندی کردن
categorised
دسته بندی کردن
categorize
دسته بندی کردن
regimentalation
دسته بندی کردن
categorising
دسته بندی کردن
classify
دسته بندی کردن
to erect into
دسته بندی کردن به
resorts
دسته بندی کردن
resorted
دسته بندی کردن
resort
دسته بندی کردن
ratings
دسته بندی کردن
classifying
دسته بندی کردن
teams
دسته درست کردن
team
دسته درست کردن
groupage
دسته بندی کردن
paws
پنجه
pawed
پنجه
pitchforks
پنجه
pitchfork
پنجه
pawing
پنجه
digitation
پنجه
cross arm
پنجه
digitigrade
پنجه رو
forking
پنجه
griff
پنجه
fork
پنجه
toe
پنجه
talons
پنجه
talon
پنجه
downstream toe
پنجه سد
claw
پنجه
fives
پنجه
claws
پنجه
clawing
پنجه
clawed
پنجه
adactylous
بی پنجه
fistula
پنجه
paw
پنجه
toes
پنجه
To put ones foot in it .
<idiom>
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
to make up hay in to bundles
علف خشک را دسته کردن
To make a gaffe .
<idiom>
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
chorused
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
choruses
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
rat
دسته خود را ترک کردن
troupes
بصورت دسته حرکت کردن
To drop a brick .
<idiom>
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
gang
دسته جمعی عمل کردن
gangs
دسته جمعی عمل کردن
troupe
بصورت دسته حرکت کردن
chorusing
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorus
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
knuckle-dusters
پنجه بوکس
the mailed fist
زور سر پنجه
tiptoed
نوک پنجه
leptodactyl
باریک پنجه
tiptoeing
نوک پنجه
heel and toe
با پنجه و پاشنه
fissidactyl
پنجه شکافته
fissiped
پنجه شکافته
cat's paw
پنجه گربه
hand post
پنجه راهنما
cat's paws
پنجه گربه
toeless
بدون پنجه
sowbread
پنجه مریم
lycopod
پنجه گرگی
lycopodium
پنجه گرگی
knuckle-duster
پنجه بوکس
knuckle duster
پنجه بوکس
toe
با پنجه پا راندن
kick up
زدن پنجه
toe
با پنجه پا زدن
cyclamens
پنجه مریم
swine bread
پنجه مریم
cyclamen
پنجه مریم
branch pipe
پنجه اگزوز
tiptoes
نوک پنجه
tiptoe
نوک پنجه
palmate
شبیه پنجه
paws
پنجه زدن
wild bryony
پنجه کلاغ
lobster claw
پنجه خرچنگی
hellweed
پنجه کلاغ
pedatifid
پنجه وار
toe cap
پنجه کفش
pentadactylous
پنجه دار
intoed
پنجه بتو
pawing
پنجه زدن
intoed
پنجه برگشته
pawed
پنجه زدن
paw
پنجه زدن
pentadactylic
پنجه دار
brass knuckles
پنجه بوکس
sheave
دسته کردن بصورت بافه دراوردن
rank
درجه دادن دسته بندی کردن
ranked
درجه دادن دسته بندی کردن
ranks
درجه دادن دسته بندی کردن
monkey fist
گره پنجه میمون
pounced
درحال حمله با پنجه
ground fir
پنجه گرگ سلاژین
clevis
اتصال پنجه مفصلی
hunker
روی پنجه پاایستادن
brass knuckles
پنجه مشت زنی
ball of toe
گوشت زیر پنجه پا
pounce
درحال حمله با پنجه
pigeon toed
دارای پنجه برگشته
crow foot zinc
پیل پنجه کلاغی
pedate
پنجه دار شبیه پا
pouncing
درحال حمله با پنجه
pounces
درحال حمله با پنجه
digitation
انشعاب بشکل پنجه
forepaw
پنجه دست حیوانات
devil's claw
خفت پنجه دیوی
forepaw
پنجه پای جلو
winnowwing fan
جام پنجه شانه
lumbrical
ماهیچه انگشت یا پنجه
toeplate
نعل پنجه کفش
square toed
دارای پنجه مربع
beam
دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
to crack
[break up]
a gang
دسته جنایتکاران را منحل کردن
[اصطلاح روزمره]
beams
دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
batch
دسته کردن مجموع کردن
batches
دسته کردن مجموع کردن
bunch
دسته کردن خوشه کردن
bunching
دسته کردن خوشه کردن
bunched
دسته کردن خوشه کردن
bunches
دسته کردن خوشه کردن
base thickness of buttress
عرض پنجه پشت بند
scoop
پنجه ماشین خاک برداری
pigeon toed
دارای پنجه خمیده بداخل
scoops
پنجه ماشین خاک برداری
heat muff
پوشش اطراف پنجه اگزوز
scooping
پنجه ماشین خاک برداری
toe off
جدا شدن پنجه پا از زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com