Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
multiple contact
دسته کنتاکت
Other Matches
contactor
کنتاکت گر
magnetic contactor
کنتاکت گر
contact piece
کنتاکت
contacting
کنتاکت
contact
کنتاکت
contacted
کنتاکت
contacts
کنتاکت
contact sparking
جرقه کنتاکت
plug connection
کنتاکت پریز
plug contact
کنتاکت دوشاخه
wiping contact
کنتاکت لغزان
relay contact
کنتاکت رله
point contact
کنتاکت نقطهای
carbon contact
کنتاکت کربنی
mercurial contact
کنتاکت جیوهای
electric contact
کنتاکت الکتریکی
interrupter contact
کنتاکت قطع
impluse contact
کنتاکت ایمپولز
impluse contact
کنتاکت ضربهای
intermediate contact
کنتاکت میانی
intermediate contact
کنتاکت واسطه
interrupter contact
کنتاکت پلاتین
main contact
کنتاکت اصلی
multiple contact
کنتاکت دستهای
collective contact
کنتاکت جامع
breake contact
کنتاکت ساکن
sliding contact
کنتاکت لغزان
sliding contact
کنتاکت لغزشی
roller contact
کنتاکت غلتکی
spring contact
کنتاکت فنری
contact points
نوکهای کنتاکت
self cleaning contact
کنتاکت خودشوی
contact rail
ریل کنتاکت
protective contact
کنتاکت محافظ
switch contact
کنتاکت اتصال
third rail
ریل کنتاکت
contact voltage regulator
نافم ولتاژ با کنتاکت
change over contact
کنتاکت تغییر دهنده
ignition by contact breaking
احتراق با قطع کنتاکت
contact resistance
مقدار مقاومت کنتاکت
contacts
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
contacting
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
contact
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
contacted
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
mounting
دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay
دسته گل یایک دسته علف
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
sorted
دسته دسته کردن
sorts
دسته دسته کردن
scores of people
دسته دسته مردم
regiments
دسته دسته کردن
group
دسته دسته کردن
groups
دسته دسته کردن
sort
دسته دسته کردن
streams of people
دسته دسته مردم
windrow
دسته دسته کردن
regiment
دسته دسته کردن
sects
دسته دسته مذهبی
trooped
دسته دسته شدن
in detail
مفصلا دسته دسته
troop
دسته دسته شدن
trooping
دسته دسته شدن
sect
دسته دسته مذهبی
they came in bands
دسته دسته امدند
assort
دسته دسته شدن
assort
دسته دسته کردن
classify
دسته دسته کردن
shoals of people
دسته دسته مردم
distribute
دسته دسته کردن
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
bundles
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle
متمرکز کردن دسته کردن دسته
cluster
دسته
helm
دسته
helms
دسته
skein
دسته
batch
دسته
skeins
دسته
hilt
دسته
batches
دسته
cluster bomb
دسته
bracket
دسته
covey
دسته
cluster bombs
دسته
ear
دسته
cheque book
دسته چک
troop
دسته
boodle
دسته
bodle
دسته
ears
دسته
sheaf
دسته
ringleader
سر دسته
ringleaders
سر دسته
trooped
دسته
hosts
دسته
clusters
دسته
confraternity
دسته
classis
دسته
host
دسته
hosted
دسته
trooping
دسته
hosting
دسته
faggot
دسته
ranges
دسته
fascicle
دسته
range
دسته
sections
دسته
section
دسته
handgrip
دسته
handhold
دسته
hordes
دسته
horde
دسته
processions
دسته
congregations
دسته
fascicle or cule
دسته
fascicled
دسته دسته
haft
دسته
crank
دسته
gens
دسته
cranked
دسته
wisps
دسته
cranks
دسته
bouquet
دسته گل
ranged
دسته
bouquets
دسته گل
fasciculate
دسته دسته
shook
دسته
procession
دسته
helve
دسته
kindest
دسته
kinds
دسته
team
دسته
nosegay
دسته گل
platoons
دسته
fagot
دسته
platoon
دسته
teams
دسته
passel
دسته
hilts
دسته
kind
دسته
clump
دسته
congregation
دسته
clumps
دسته
wisp
دسته
drove
دسته
droves
دسته
cranking
دسته
clumping
دسته
cliques
دسته
clique
دسته
clumped
دسته
faggots
دسته
bevy
دسته
tress
دسته مو
leader
سر دسته
lot
دسته
brigades
دسته
brigade
دسته
nibs
دسته
bundling
دسته
bundles
دسته
gangs
دسته
bundle
دسته
gang
دسته
levers
دسته
handles
دسته
parcel
دسته
parcels
دسته
handle
دسته
corps
دسته
rabble
دسته
groups
دسته دسته
scores
دسته دسته
assortments
دسته
assortment
دسته
lever
دسته
classes
دسته
classed
دسته
class
دسته
detachments
دسته
detachment
دسته
classing
دسته
clan
دسته
clans
دسته
category
دسته
schools
دسته
school
دسته
party
دسته
stemmed
دسته
tussocks
دسته مو
pitman
دسته
stem
دسته
stems
دسته
lugs
دسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com