English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
damage control bills دستورالعمل کنترل خسارات
Other Matches
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
damage control کنترل خسارات
damage control book راهنمای کنترل خسارات
damage control کنترل کردن خسارات
area damage control party گروه کنترل خسارات منطقه
instruction control unit واحد کنترل دستورالعمل
shift instruction دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
briefing direction دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
statitizing فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
pause instruction دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
instruction counter شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
arithmetic instruction دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
civil damage assessment ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
damages خسارات
loss خسارات
damage criteria میزان خسارات
inflict واردکردن خسارات
damage assessment تعیین خسارات
liable for damages مسئول خسارات
inflicting واردکردن خسارات
unliquidated damages خسارات معنوی
inflicted واردکردن خسارات
particular average خسارات جزئی
inflicts واردکردن خسارات
swingeing damages خسارات زیاد
free of general average معاف از خسارات عمومی
free of particular average معاف از خسارات جزئی
with particular average مشمول خسارات خاص
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
with average شامل خسارات خصوصی وجزئی
covers تامین زیان و خسارات بیمه
cover تامین زیان و خسارات بیمه
unliquidated damages خسارات غیرقابل براورد به پول
coverings تامین زیان و خسارات بیمه
novus actus intervenieus قطع سلسله علیت در خسارات
inflicts وارد اوردن زدن تلفات و خسارات
inflicted وارد اوردن زدن تلفات و خسارات
The losses run into hundreds of thousands. خسارات بالغ به صدها هزار می شوند.
inflict وارد اوردن زدن تلفات و خسارات
board of inspection and survey هیئت بازرسی کننده خسارات وضایعات
inflicting وارد اوردن زدن تلفات و خسارات
barratry خسارات ناشی از جرم عمدی ناخدا یا ملوان کشتی
weapon selector مقیاس یا جدول تعیین خسارات اتمی یا میزان دوزدریافتی هدفها
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
ejectment باز پس گرفتن زمین غصبی ازغاصب بعلاوه کلیه خسارات وارده به مالک اصلی
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
gurantee period مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
procedure دستورالعمل
ground rule دستورالعمل
directions دستورالعمل
recipes دستورالعمل
functions دستورالعمل
function دستورالعمل
functioned دستورالعمل
instruction دستورالعمل
perscription دستورالعمل
order دستورالعمل
instructions دستورالعمل
recipe دستورالعمل
operating manual دستورالعمل
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
instruction register ثبات دستورالعمل
micro instruction ریز دستورالعمل
current instruction دستورالعمل جاری
one address instruction دستورالعمل یک ادرسه
prescription تجویز دستورالعمل
instruction length طول دستورالعمل
instruction mix اختلاط دستورالعمل
instruction repertoire موجودی دستورالعمل
direction دستورالعمل جهت
ir ثبات دستورالعمل
logic instruction دستورالعمل منطقی
logical instruction دستورالعمل منطقی
prescriptions تجویز دستورالعمل
machine instruction دستورالعمل ماشین
macro instruction درشت دستورالعمل
object code دستورالعمل مقصود
instruction word کلمه دستورالعمل
instruction time زمان دستورالعمل
instruction set مجموعه دستورالعمل
action statement دستورالعمل اقدام
guidance دستورالعمل راهنما
decision instruction دستورالعمل تصمیمی
privileged instruction دستورالعمل ممتاز
stop instruction دستورالعمل توقف
halt instruction دستورالعمل توقف
order دستورالعمل دستور
repetition instruction دستورالعمل تکرار
pseudo code شبه دستورالعمل
pseudo instruction شبه دستورالعمل
quasi instruction شبه دستورالعمل
code برنامه دستورالعمل ها
push instruction دستورالعمل نشاندن
pull instruction دستورالعمل بازیابی
flight manual دستورالعمل پرواز
entry instruction دستورالعمل دخول
instruction foramt قالب دستورالعمل
decision instruction دستورالعمل تصمیم
ship husbandary manual دستورالعمل جرثقیل ها
instruction cycle چرخه دستورالعمل
arithmetic instruction دستورالعمل حسابی
microcode ریز دستورالعمل
instruction code رمز دستورالعمل
null instruction دستورالعمل پوچ
dummy instruction دستورالعمل ساختگی
nonexecutable statement دستورالعمل اجراناپذیر
no op instruction دستورالعمل بی اثر
field order دستورالعمل رزمی
branch instruction دستورالعمل انشعاب
computer instruction دستورالعمل کامپیوتر
command processing پردازش دستورالعمل
call instruction دستورالعمل فراخوانی
conditional instruction دستورالعمل شرطی
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
verb دستورالعمل انجام عملی
instruction lookahead پیش بینی دستورالعمل
verbs دستورالعمل انجام عملی
budget directive دستورالعمل تهیه بودجه
kips هزار دستورالعمل درثانیه
letter of instruction دستورالعمل انجام کار
instruction cycle سیکل یاچرخش دستورالعمل
conditional jump instruction دستورالعمل پرش شرطی
million instructions per second میلیون دستورالعمل در ثانیه
effective date تاریخ شروداجرای دستورالعمل
mips یک میلیون دستورالعمل درثانیه
computer instruction set مجموعه دستورالعمل کامپیوتر
multiple address instruction دستورالعمل چند ادرسه
variable instruction length دستورالعمل با طول متغیر
airworthiness directive دستورالعمل صلاحیت پرواز
microcode دستورالعمل های ریز
machine instruction set مجموعه دستورالعمل ماشین
looping instruction دستورالعمل حلقه زنی
pop instruction دستورالعمل بازیابی از پشته
assembly language instruction دستورالعمل زبان اسمبلی
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
initiating directive دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
macroprogramming برنامه نویسی با درشت دستورالعمل ها
directive راهنمای انجام کار دستورالعمل
four address instruction نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
programmed instruction دستورالعمل برنامه ریزی شده
directives راهنمای انجام کار دستورالعمل
manual دستورالعمل راهنمای انجام کار
bumf اسناد شامل اطلاعات دستورالعمل چیزی
format داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
formats داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
component change order دستورالعمل تغییر یک نیروی شرکت کننده در عملیات
commander's guidance دستورالعمل فرماندهی راهنمای طرح ریزی فرمانده
instruction راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
instructions راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
boot اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
control officer افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
user دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
pointer متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
pointers متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
areas دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
area دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
boot up اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
booting اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
users دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
jump instruction موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
authors CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
fetch ahead فرایند واکشی یک دستورالعمل قبل از انکه اخرین دستوراجرای ان تمام شود
prescriptions دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescription دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
function key یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
arithmetic دستورالعمل برنامه که در آن عملگر عمل مورد نظر را برای اجرا مشخص میکند
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com