Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 229 (13 milliseconds)
English
Persian
underscore
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
underscored
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
underscores
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
underscoring
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
underline
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
underlined
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
underlines
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
Search result with all words
basic
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basics
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
fetch
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetched
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetches
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
stack
ثبات آدرس که حاوی محل دادهای است که بیشتر استفاده می شوند یا آدرس دستور بعدی که باید پردازش شود
stacked
ثبات آدرس که حاوی محل دادهای است که بیشتر استفاده می شوند یا آدرس دستور بعدی که باید پردازش شود
stacks
ثبات آدرس که حاوی محل دادهای است که بیشتر استفاده می شوند یا آدرس دستور بعدی که باید پردازش شود
cache
بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
caches
بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
kilo
هزار دستور برناه که هر ثانیه پردازش می شوند برای بررسی توان کامپیوتر
kilos
هزار دستور برناه که هر ثانیه پردازش می شوند برای بررسی توان کامپیوتر
sequence
ثبات CPU که حاوی آدرس دستور بعدی برای پردازش است
sequences
ثبات CPU که حاوی آدرس دستور بعدی برای پردازش است
pipeline
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
pipelines
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
counter
ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
countered
ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
countering
ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
cache memory
بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
IAR
ثباتی در CPU که حاوی محل دستور بعدی برای پردازش است
presumptive instruction
دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
Other Matches
statements
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statement
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
one for one
که برای هر دستور یا کلمه دستور در زبان یک دستور که ماشین تولید میکند
postprocessor
برنامهای که داده را از برنامه دیگر پردازش میکند که پردازش شده است
photocomposition
کاربرد پردازش الکترونیکی درتهیه چاپ که مستلزم تعریف و تنظیم تحریر و تولید ان به وسیله پردازش از طریق عکاسی میباشد
interactive processing
پردازش فعل و انفعالی پردازش محاورهای
separator
نشانه جدا کردن بخشهای خط دستور در برنامه مثل دستور وآرگومان
skips
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
skipped
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
actual address
دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
statements
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
modifiers
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
statement
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
modifier
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
skip
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
pipe
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
piped
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
backing
رسانه ذخیره سازی موقت که داده روی آن قابل ضبط است پیش از اینکه پردازش شود یا پس از پردازش و برای باز یابی
GOSUB
دستور برنامه نویسی که یک تابع را اجرا میکند و سپس دستور بعدی را برمی گرداند
prefix
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
prefixes
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
effective
دستور نتیجهای که پس از تغییر در دستور اصلی اجرا میشود
branch
مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر
branches
مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر
batches
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batch
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
gpr
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط ق مختلف پردازش کند
edp
پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی
discrimination instruction
دستور برنامه نویسی شرطی که با همراه داشتن محل دستور بعدی که باید اجرا شود و کنترل مستقیم اعمال میکند.
parting injuncyions
دستور در هنگام جدایی اخرین دستور
macroinstruction
دستور برنامه نویسی که به چندین دستور در تابع یا ماکرو برمی گردد. نرم افزار نشر Macromedia Derector برای PC و Macintosh با استفاده از زمان چاپ Lingo
language
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
do nothing instruction
دستور برنامه نویسی که عملی انجام نمیدهد فقط شمارنده برنامه را به آدرس دستور بعدی افزایش میدهد
halt
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halted
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halts
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
resident
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
residents
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
branches
دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند
branch
دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند
one plus one address
قالب دستور که حاوی محل یک ثبات و محل دستور بعدی باشد
distributed processing system
سیستم پردازش توزیعی سیستم پردازش غیر متمرکز
centralized data processing
پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز
immediate
دستور کامپیوتری که عملوند در دستور راست و نه آدرس محل عملوند
in line processing
پردازش درون برنامهای پردازش درون خطی
addressing
در سطح صفر: عملوندی که بخشی از قسمت آدرس دستورالعمل است . سطح اول : عملوندی که در آدرس دستور ذخیره شده است . سطح دوم : عملوندی که در آدرسی که به دستور داده میشود ذخیره شده است
post processing
پس پردازش
command processing
پردازش دستورالعمل
teleprocessing
پردازش از دور
list processing
پردازش لیست
massages
پردازش داده
stacked job processing
پردازش پشته یی
direct processing
پردازش مستقیم
massaging
پردازش داده
continuous processing
پردازش پیوسته
simultaneous processing
پردازش همزمان
concurrent processing
پردازش همزمان
distrubuted processing
پردازش توزیعی
massaged
پردازش داده
running in parallel
پردازش موازی
file processing
پردازش فایل
data processing
پردازش داده ها
image processing
پردازش تصویر
information processing
پردازش اطلاعات
transaction oriented processing
پردازش تغییرگرا
document processing
پردازش مدرک
text processing
پردازش متن
massage
پردازش داده
serial processing
پردازش سری
batch processing
پردازش دستهای
process
پردازش کردن
preprocessor
پیش پردازش
preprocessing
پیش پردازش
real time processing
پردازش بلادرنگ
processes
پردازش کردن
picture processing
پردازش تصویری
sequential processing
پردازش ترتیبی
parallel processing
پردازش موازی
random processing
پردازش تصادفی
word processing
پردازش کلمه
processing unit
واحد پردازش
serial processing
پردازش نوبتی
random probing
پردازش تصادفی
processing symbol
علامت پردازش
background processing
پردازش زمینهای
processing program
برنامه پردازش
priority processing
پردازش اولیه
lisp
لیسپ پردازش لیست
ddp
پردازش داده توزیعی
electronic data processing
پردازش الکترونیکی داده
idp
پردازش داده مجتمع
administrative data processing
پردازش دادههای اداری
adp
پردازش داده اتوماتیک
computer processing cycle
چرخه پردازش کامپیوتر
lisped
لیسپ پردازش لیست
automatic data processing
پردازش خودکار داده ها
lisping
لیسپ پردازش لیست
data file processing
پردازش فایل داده
data processing center
مرکز پردازش داده
data processing cycle
چرخه پردازش داده
data processing management
مدیریت پردازش داده
data processing manager
مدیر پردازش داده
data processing system
سیستم پردازش داده
data processing technology
تکنولوژی پردازش داده
decentralized data processing
پردازش داده نامتمرکز
demand processing
پردازش بر اساس نیاز
digital signal processing
پردازش دیجیتالی سیگنال
adp
پردازش داده خودکار
lisps
لیسپ پردازش لیست
central processing unit
واحد پردازش مرکزی
foreground processing
پردازش پیش صحنی
natural language processing
پردازش زبان طبیعی
information processing carriculum
دوره پردازش اطلاعات
information processing center
مرکز پردازش اطلاعات
integrated data processing
پردازش داده مجتمع
word processing supervisor
نافر پردازش کلمه
multiprocessing
پردازش چند گانه
word processing operator
متصدی پردازش کلمه
word processing program
برنامه پردازش کلمه
multiple job processing
پردازش چند کاره
word processing center
مرکز پردازش کلمه
unit central processing
واحد پردازش مرکزی
string processing languages
زبانهای پردازش رشته
wps
انجمن پردازش کلمه
list processing langauge
زبانهای پردازش لیست
remote processing
پردازش از راه دور
scientific data processing
پردازش داده علمی
sort merge program
پردازش تعمیم یافته
mechanical data processing
پردازش داده مکانیکی
word processing system
سیستم پردازش کلمه
teleprocessing
پردازش از راه دور
tp
پردازش از راه دور
word processing society
انجمن پردازش کلمه
documented
پردازش متن توسط کامپیوتر
job
یک واحد پردازش درون یک کار
documenting
پردازش متن توسط کامپیوتر
electronic data processing system
سیستم پردازش الکترونیکی داده
document
پردازش متن توسط کامپیوتر
raw
در وضعیت اصلی یا پردازش نشده
multiprocessing system
سیستم پردازش چند گانه
teleprocessing
پردازش داده از راه دور
automated data processing
پردازش داده به صورت خودکار
adp
پردازش داده توسط کامپیوتر
jobs
یک واحد پردازش درون یک کار
data processing curriculum
دوره تحصیلات پردازش داده
data processing management association
انجمن مدیریت پردازش داده
preconditions
جایدهی داده پیش از پردازش
canadian information processing society
انجمن کانادایی پردازش اطلاعات
precondition
جایدهی داده پیش از پردازش
direct access processing
پردازش به روش دستیابی مستقیم
dispersed data processing
پردازش اطلاعات به صورت توزیعی
wp
Processing Word پردازش کلمه
distributed data processing
پردازش داده توزیع شده
dp
Processing Data پردازش داده
ipai
انجمن پردازش اطلاعات اسرائیل
direction
دستور
instructions
دستور
prescript
دستور
programs
دستور
formulae
دستور
regulation
دستور
formulas
دستور
program
دستور
instruction
دستور
say-so
دستور
order
دستور
rule
دستور
commandments
دستور
commandment
دستور
say so
دستور
precepts
دستور
prescription
دستور
prescriptions
دستور
precept
دستور
formula
دستور
enjoinment
دستور
commanded
دستور
commands
دستور
command
دستور
afips
اتحادیه امریکایی انجمنهای پردازش اطلاعات
GI
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
interface
واسط واحد پردازش و باس IEEE
interfaces
واسط واحد پردازش و باس IEEE
telematics
واسط پردازش داده و وسایل ارتباطی
international federation
فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات
degradation
کمبود توانایی پردازش به علت خرابی
ifip
فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات
memory sniffing
ازمایش مداوم حافظه به هنگام پردازش
overlap processing
پردازش و خروجی توسط یک سیستم کامپیوتری
scheduling
مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
job
شماره یک کار در صف که منتظر پردازش است
jobs
کارهایی که در هر لحظه در سیستم پردازش می شوند
job
کارهایی که در هر لحظه در سیستم پردازش می شوند
prestore
ذخیره داده در حافظه پیش از پردازش
jobs
شماره یک کار در صف که منتظر پردازش است
bureaus
ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
available
بیشترین قدرت الکتریکی یا پردازش یک سیستم
HTTPD
وب سرور که حاوی توابع پردازش فرم ها
GIs
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com