Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
clustered devices
دستگاههای گروهی
Search result with all words
storage pool
گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
Other Matches
prodos
سیستم عامل II APPLE که برای حمایت دستگاههای ذخیره انبوه و دستگاههای ذخیره فلاپی دیسک طراحی شده است
aircraft cross servicing
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
batches
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batch
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
control transmitter
دستگاههای همگرد
self synchronous devices
دستگاههای همگرد
selsyn devices synchro
دستگاههای همگرد
cryptoequipment
دستگاههای رمز
peripherals
دستگاههای جانبی
photoelectric devices
دستگاههای فتوالکتریکی
hardware
دستگاههای اصلی
electrodiagnosis
تشخیص با دستگاههای برقی
crushing and grinding equipment
دستگاههای خرد کننده
exchange selector
سلکتور در دستگاههای مراکزتلفن خودکار
avionic
مربوط به دستگاههای خودکار هواپیما
instrument flight
پرواز با کمک دستگاههای کنترل هواپیما
computer interface unit
وسیله اتصال دستگاههای جانبی به کامپیوتر
orients
توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
orienting
توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
orient
توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
avionics
فن استفاده از دستگاههای الکتریکی و خودکار درهوانوردی و نجوم
famos
Floating تکنولوژی ساخت دستگاههای ذخیره بار
homing station
ایستگاه ردیاب دستگاههای هدایت مسیر هواپیما
commutation
تغییر جهت پی در پی جریان در سیم پیچهای دستگاههای الکتریکی
eia interface
یک رابط استاندارد میان دستگاههای جانبی وریزکامپیوترها و مدمها وترمینالها
soft ware
وسایل نرم ابزار دستگاههای کامپیوتر یا چاپ و فیلم برداری
halving adjustment
تنظیم نیم حبابها به منظورتراز کردن دستگاههای اندازه گیر
middlemen
دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
nihilism
اعتقاد به تباهی وفساد دستگاههای اداری ولزوم از بین رفتن انها
daisy chain interrupt
یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
bench check
کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
middleman
دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
sub woofer
هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود
hook
روشی که نافرین مقدم با ان دستگاههای کنترل خودکارهواپیماها را روی فرامین مشخص روانه می کنند
hooks
روشی که نافرین مقدم با ان دستگاههای کنترل خودکارهواپیماها را روی فرامین مشخص روانه می کنند
i/o board
تخته مداری که ورودی وخروجیهای داده ها بین کامپیوتر و دستگاههای جانبی را کنترل میکند
wavetable
حافظه در کارت صوتی که حاوی دستگاه ضبط دستگاههای موسیقی واقعی که اجرا می شوند است
triple
سه گروهی
tripled
سه گروهی
triples
سه گروهی
communal
گروهی
congregational
گروهی
trimerous
سه گروهی
tripling
سه گروهی
communally
گروهی
gregarious
گروهی
group atmosphere
جو گروهی
group printing
چاپ گروهی
group pressure
فشار گروهی
bulk properties
خواص گروهی
esprit de corps
روح گروهی
Republican
جمهوری گروهی
batch quantity
کمیت گروهی
Republicans
جمهوری گروهی
collective protection
حفافت گروهی
media
رسانههای گروهی
group selector
سلکتور گروهی
group drive
محرکه گروهی
group discussion
بحث گروهی
group contagion
سرایت گروهی
group consciousness
اگاهی گروهی
group acceptance
پذیرش گروهی
gang switch
کلید گروهی
group frequency
بسامد گروهی
espirit de corps
روحیه گروهی
deck switch
کلید گروهی
group factors
عاملهای گروهی
group interview
مصاحبه گروهی
group membership
عضویت گروهی
group norms
هنجارهای گروهی
group dynamics
پویش گروهی
groupware
ابزار گروهی
gang punch
منگنه گروهی
one shot lubrication
روغنکاری گروهی
quadrilles
رقص گروهی
quadrille
رقص گروهی
corporations
گروهی از مردم
team game
بازی گروهی
syntality
شخصیت گروهی
mameluke
عضو گروهی
group velocity
سرعت گروهی
group theory
نظریه گروهی
mass media
رسانههای گروهی
group structure
ساخت گروهی
intergroup
میان گروهی
sociogram
نگاره گروهی
proximate analysis
تجزیه گروهی
group test
ازمون گروهی
team teaching
تدریس گروهی
corporation
گروهی از مردم
navigation mode
روش ناوبری خودکار یاحالت ناوبری خودکارهواپیما به وسیله دستگاههای زمینی
consol
دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
expansion interface
حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
clicks
زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
click
زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
fail-safe
ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
clicked
زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
fail safe
ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
excitation
انتشار امواج مخابراتی تغذیه لامپ دستگاههای مخابراتی پخش موج درفرستنده
marathon
جلسه گروهی طولانی
synecology
بوم شناسی گروهی
group casting
ریخته گری گروهی
particular baptists
گروهی از تعمید کنندگان
ring
[algebraic structure]
حلقه گروهی
[ریاضی]
gang milling cutter
دستگاه فرز گروهی
directive group therapy
درمان رهنمودی گروهی
group teaming
ریخته گری گروهی
cluster controller
کنترل کننده گروهی
within group variance
پراکنش درون گروهی
broadside messing
ناهار خوری گروهی
between group variance
پراکنش میان گروهی
group occulating light
چراغ ناپیوسته گروهی
activity group therapy
درمان با فعالیت گروهی
marathons
جلسه گروهی طولانی
group identification
همانند سازی گروهی
bursts
گروهی از خطاهای پیاپی .
burst
گروهی از خطاهای پیاپی .
fog oil
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
electronic jamming
تولید پارازیت در دستگاههای الکترونیک پخش پارازیت الکترونیکی
utilities'man
متخصص تعمیر دستگاههای حرارتی و برقی تعمیر کارتاسیسات
group teaming plate
صفحه ریخته گری گروهی
group rendezvous
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
ochlocracy
حکومت عامه یا گروهی ازمردم
tetraspore
گروهی متشکل ازچهار هاگ
synecologic
وابسته به بوم شناسی گروهی
to be the odd one out
<idiom>
نامشابه
[دیگران در گروهی]
بودن
retreat
انزوا
[گروهی برای مدتی]
byte
گروهی از بیتها یا ارقام باینری
cursor
گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
gulps
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulping
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulped
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulp
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
bands
گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
band
گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
cursors
گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
bytes
گروهی از بیتها یا ارقام باینری
retreat
گوشه نشینی
[گروهی برای مدتی]
to wriggle one's way
بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
lashkar
گروهی از قبایل هندی که مسلح باشند
package
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
packaged
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
packages
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
be a fifth wheel
<idiom>
آدم اضافی یا زاید
[در گروهی از آدمها]
eminence
پر مقام
[بالا رتبه]
در گروهی یا پیشه ای
terman group test of mental ability
آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
thick Ethernet
شبکه پیاده سازی شده با استفاده ازکابل Loaxial ضخیم و دستگاههای ارسال و دریافت برای اتصال کابلهای منشعب که میتواند مسافت طولانی را طی میکند
MIDI Mapper
برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
fox hunting
شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
media circus
تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
media hype
تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
do one's bit (part)
<idiom>
کار گروهی بنا به مقدار وقت واستعداد
fox-hunting
شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
odd man out
<idiom>
آدم
[چیز]
اضافه یا زاید
[در گروهی از آدمها]
batch
گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
octet
گروهی از هشت بیت که به صورت یک واحد باشند
batch processing
سیستم کامپیوتری که قادر به پردازش گروهی از کارهاست
buzzword
کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
batches
گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
gulping
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulped
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulps
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
to handle something
چیزی را تحت کنترل آوردن
[وضعیتی یا گروهی از مردم]
cpu
گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند
gulp
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
radical economists
منظور گروهی ازاقتصاددانان کلاسیک مانندمالتوس و مارکس میباشد
to call the roll
حاضر غایب کردن
[نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
group
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
contact party
گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
colony
موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم
[مانند زندان]
groups
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
bus network
سیستمی که در ان تمام ایستگاهها یا دستگاههای کامپیوتری توسط بکارگیری یک کانال مشترک توزیعی یایک گذارگاه با هم دیگر ارتباط برقرار می کنند شبکه گذری شبکه خطی
robotics
علم دستگاههای خودکار قسمتی از هوش مصنوعی درارتباط با روبوت علم طراحی و استفاده از روبوت
motor pool
گروهی از وسائط نقلیه برای مقاصد نظامی یا حمل ونقل بنوبت
folder
گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS
enterprise
سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
folders
گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS
lombards
گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
enterprises
سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
word
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
worded
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
secure electronic transactions
استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
packets
گروه بیت داده که به صورت گروهی از یک گره به دیگری روی شبکه ارسال می شوند
packet
گروه بیت داده که به صورت گروهی از یک گره به دیگری روی شبکه ارسال می شوند
tile
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
burn notice
علامت رمز برای نشان دادن اینکه یک نفر یا گروهی ازافراد قابل اعتماد نیستند
routing indicator
گروهی از حروف که برای نشان دادن محل جغرافیایی یک ایستگاه یا یکان یا قرارگاه به کار می رود
tiles
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
Ivy League
نام گروهی از دانشگاههای قدیمی و نامور بخش شرقی ایالات متحده که با هماتحادیهی ورزشی و غیره دارند
halftone
توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند
halftones
توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند
central
گروهی از مدارها که توابع اولیه یک کامپیوتر را انجام می دهند واز سه بخش تشکیل شده اند واحد کنترل
power down
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
scalable software
برنامه کاربردی گروهی که میتواند کاربردن بیشتری را روی شبکه بدون نیاز به گسترش نرم افزار جدید جا دهد
controvrsism
روش فکری گروهی ازروشنفکران قرون وسطی که بدون اعتقاد به هدفهای انقلابی به دفاع از حقوق افراد در مقابل پادشاهان می پرداختند
yoke
جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
colony
گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند
[زیست شناسی]
chrome dyes
کرم یا گروهی از رنگینه های شیمیایی که به همراه دی کرومات پتاسیم در رنگرزی پشم به کار رفته و رنگ نسبتا پایداری بوجود می آورند
rs c
استاندارد صنعتی برای مخابره غیر همزمان داده سری میان دستگاههای ترمینالی مجموعهای از استانداردهادر ارتباطات داده که کاراکترهای مکانیکی والکتریکی مختلفی را برای رابط بین کامپیوترها ترمینالها و تلفیق و تفکیک کننده ها مشخص میکند
neo keynesians
اقتصاددانان جدید کینزی گروهی که نظریات اقتصادی انها بر خلاف نظریات طرفداران مکتب پولی است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com