English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
mix selector دستگاه انتخاب مخلوطهای بتن
Other Matches
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
preselection انتخاب از قبل [دستگاه سازی]
target selector دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
checked جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
menu item یک انتخاب در فهرست انتخاب
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rollover صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
controlled reprisal انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
options انتخاب
option حق انتخاب
options حق انتخاب
excerption انتخاب
suffrage حق انتخاب
election انتخاب
francs حق انتخاب
franchise حق انتخاب
franchises حق انتخاب
franc حق انتخاب
option انتخاب
selections انتخاب
delegacy انتخاب
choicest انتخاب
choice انتخاب
choicer انتخاب
selecting انتخاب
selection انتخاب
draft انتخاب
drafted انتخاب
drafts انتخاب
choices انتخاب
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
column grinder دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
intercept receiver دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
single انتخاب کردن
selected انتخاب کردن
check boxes چهارگوشهای انتخاب
chip select انتخاب تراشه
choice of technology انتخاب تکنولوژی
outvoter انتخاب کننده
mischoice انتخاب غلط
mischoose بد انتخاب کردن
select انتخاب کردن
selector انتخاب کننده
selectors انتخاب کننده
selects انتخاب کردن
choiceless محروم از حق انتخاب
chooser انتخاب کننده
picked انتخاب شده
chose انتخاب کرده
icon راهنمای انتخاب
screening, screenings انتخاب کردن
get in انتخاب شدن
freedom to choose ازادی در انتخاب
freedom of choice ازادی انتخاب
choosy انتخاب کننده
faulty selection انتخاب غلط
direct selection انتخاب مستقیم
screens انتخاب کردن
screen انتخاب کردن
economic choice انتخاب اقتصادی
impluse action انتخاب شماره
cs انتخاب تراشه
impluse stepping انتخاب شماره
choosey انتخاب کننده
impluse selection انتخاب ایمپولز
self-service با انتخاب ازاد
self service با انتخاب ازاد
elective دارای حق انتخاب
electives دارای حق انتخاب
natural selection انتخاب طبیعی
circuit switching انتخاب مدار
cooptation انتخاب درونی
screened انتخاب کردن
opted انتخاب کردن
eligible شایسته انتخاب
social selection انتخاب اجتماعی
eligible قابل انتخاب
switched line خط انتخاب شده
icons راهنمای انتخاب
the polls انتخاب گاه
option شق انتخاب شده
elects انتخاب کردن
seller's option انتخاب فروشنده
choose انتخاب کردن
selective انتخاب کننده
selection of position انتخاب موضع
selection switch گزینه انتخاب
elect انتخاب کردن
selectivity حسن انتخاب
chooses انتخاب کردن
electing انتخاب کردن
elected انتخاب شده
menus فهرست انتخاب
sift انتخاب کردن
break انتخاب شود
breaks انتخاب شود
cream of the crop <idiom> انتخاب عانی
opt انتخاب کردن
pick out <idiom> انتخاب کردن
opts انتخاب کردن
opting انتخاب کردن
ikons راهنمای انتخاب
to have one's pick انتخاب کردن
menu فهرست انتخاب
elector انتخاب کننده
options شق انتخاب شده
electors انتخاب کننده
sifts انتخاب کردن
sifted انتخاب کردن
selective مبنی بر انتخاب
selectively قابل انتخاب
dialled انتخاب کردن
election انتخاب نماینده
preselection انتخاب مقدماتی
hitting انتخاب یک کلید
hit انتخاب یک کلید
selectively مبنی بر انتخاب
selectively انتخاب کننده
dial انتخاب کردن
to make a choice of انتخاب کردن
pickup انتخاب رشد
dialed انتخاب کردن
choosing انتخاب کردن
pitch upon انتخاب کردن
hits انتخاب یک کلید
selective قابل انتخاب
re-election تجدید انتخاب
re-election انتخاب مجدد
re election تجدید انتخاب
dials انتخاب کردن
project selection انتخاب پروژه
scracity and choice کمیابی و انتخاب
route selection انتخاب مسیر
reelection تجدید انتخاب
re election انتخاب مجدد
selections عمل یا فرآیند انتخاب
selection عمل یا فرآیند انتخاب
default option انتخاب قرار دادی
Whichever she chooses . هر کدام را که انتخاب کند
automatic message switching انتخاب خودکار پیام
preselect قبلا انتخاب کردن
ineligible نا شایسته برای انتخاب
configure انتخاب سخت افزار
consumer choice انتخاب مصرف کننده
consumer's choice انتخاب مصرف کننده
presidential انتخاب رئیس جمهور
selector channel کانال انتخاب کننده
compilation جمع اوری و انتخاب
electorates هیئت انتخاب کنندگان
electorate هیئت انتخاب کنندگان
franchises ازادی حق انتخاب امتیاز
compilations جمع اوری و انتخاب
pick out انتخاب کردن دریافتن
keystroke عمل انتخاب کلید
franchise ازادی حق انتخاب امتیاز
main menu فهرست انتخاب اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com